چرا هدف‌گذاری بلندمدت ممکن نیست؟

 In نوشته‌های عمومی

در جاهای بسیاری با اصلاح هدف‌گذاری بلندمدت روبرو شده‌اید. هدف‌گذاری بلندمدت این است که شما تعیین کنید در بلندمدت به چه اهدافی می‌خواهید دست پیدا کنید. تا اینجا به‌نظر عالی می‌رسد. اما بگذارید در مورد هدف بلندمدت و سپس هدف‌گذاری با شما بیشتر صحبت کنم.

هدف‌گذاری چه فایده‌ای دارد؟

هدف‌گذاری به شما جهت می‌دهد. باعث می‌شود همیشه مقصدی را در افق دید خود داشته باشید، از مسیر منحرف نشوید و در تصمیم‌گیری‌های خود هدف‌تان را مدنظر داشته باشید. تحقیقات زیادی به نشان داده‌اند افرادی که دارای زندگی‌هایی هدف‌مند هستند، به دستاوردهایی به مراتب ارزشمندتر دست پیدا می‌کنند. افرادی که دارای هدف هستند، دارای بهره‌وری بالاتر، اعتماد به‌نفس بیشتر و رضایت‌مندی بالاتری نسبت به افراد غیر هدف‌مند هستند و در نهایت همه‌ی شواهد حاکی از آنند که هدف‌گذاری چیزی ارزشمند است، اما متاسفانه در ایران به این مساله‌ به صورتی بسیار سطحی پرداخته شده و در این مقاله قصد دارم باهم دیگر در این زمینه به تعمق بپردازیم. آماده‌اید؟

کافیست در اینترنت در مورد هدف‌گذاری جستجویی کوتاه کنید. مطالب تکراری و نهایتاً نه آنچنان ریشه‌ای و عمیق. تقریباً در تمام منابع با صحبت‌هایی مشابه در مورد هدف‌گذاری روبرو می‌شوید در صورتی که علم موفقیت روز دنیا تعریف و اصولی بسیار نوین را برای هدف‌گذاری ارائه کرده که در مقاله‌ای جداگانه به آنها خواهم پرداخت.

باید بپذیریم که زندگی بدون هدف، نتایجی هیجان‌انگیز به بار نخواهد آورد. زندگی بدون هدف مانند سفری بدون مقصد است! اصلاً ممکن نیست به جایی ختم شود. تمام انرژی شما شاخه به شاخه بین فعالیت‌های بی‌ربط پراکنده خواهد شد، چرا که مقصدی مشخص را دنبال نکرده‌اید و طبیعتاً نتیجه هم رضایت‌بخش نیست. اما مساله اصلی ما بر سر هدف‌گذاری بلندمدت است.

هدف‌گذاری‌ بلندمدت چیست؟

آنطور که دیگران هدف‌گذاری را به سه سطح «هدف‌گذاری کوتاه مدت»، «هدف‌گذاری میان مدت» و «هدف‌گذاری بلندمدت» تقسیم می‌کنند، چالشی عجیب در ذات «هدف‌گذاری بلندمدت» به چشم می‌آید. هدف‌گذاری بلندمدت به این پرسش پاسخ می‌دهد که “در مدت زمانی طولانی (مثلاً بین ۵ تا ۱۵ سال یا حتی بیشتر) می‌خواهید به کجا برسید؟”.

قرار است هدف‌گذاری بلندمدت به شما کمک کند تا دیدگاهی جامع نسبت به آینده داشته باشید و با توجه به هدفی که در آینده برای خودتان ترسیم کرده‌اید اهداف کوتاه مدت و میان مدت صحیحی را برای خودتان تعیین کنید. هدف‌گذاری بلندمدت درست همان مقصد نهایی شما پس از سفرهای کوتاه و بلند گوناگون است. اما مشکلی بزرگ بر سر راه این هدف‌گذاری (یعنی هدف‌گذاری بلندمدت) قرار دارد که به آن خواهیم پرداخت.

مشکل در هدف‌گذاری بلندمدت

هدف‌گذاری بلند مدت از شما می‌خواهد خواسته‌هایتان را در آینده به روشنی ترسیم کنید. مثلاً شما ممکن است اینطور هدف‌گذاری بلندمدت خودتان را انجام دهید: «من می‌خواهم در مدت ۱۰ سال، از جایگاه مسئول دفتری به جایگاه مدیرعاملی در مجموعه‌ای که در آن مشغول به کار هستم ارتقا پیدا کنم». به‌نظر هدف‌گذاری بلند مدت خوبی است. مسیری روشن را جلوی راه شما قرار می‌دهد و از نظر بسیاری از کارشناسان هدف‌گذاری، این هدف‌ بلندمدت دارای فاکتورهای صحیحی است. مثلاً واقع بینانه است، قابل سنجش است، خیلی رویایی نیست، مدت زمان مناسبی برای دستیابی به آن درنظر گرفته شده و….

تاثیر هدفگذاری بلندمدتاما باید به شما بگویم که از نظر علم امروز دنیا این هدف‌گذاری کاملاً یک هدف بلندمدت غیر واقع بینانه است! و اما دلیل این مساله: شما آرزویی برای آینده خود (مثلاً تبدیل شدن به یک مدیرعامل) درنظر می‌گیرید، سپس برنامه‌ریزی می‌کنید که مثلاً برای دستیابی به آن جایگاه باید در برخی دوره‌ها شرکت کنید، روابط خودتان را گسترش دهید، در فلان بخش مشغول به فعالیت شوید و سعی کنید در میان مدت بر فنون مدیریتی مسلط شوید، تجربیاتی در این حوزه کسب کنید، منفعت شرکت را همیشه بر منافع خود ترجیح دهید و با اعضای هیئت مدیره در تعامل باشید.

خلاصه شما بعد از تعیین این هدف بلندمدت، به تعیین اهداف کوتاه مدت و اهدف میان مدت خود می‌پردازید و نهایتاً نقشه راه را ترسیم می‌کنیم و شروع می‌کنید به گام برداشتن در مسیر. اما در ادامه مسیر همه چیز امکان تغییر دارد. چرا که شما امکان تغییر دارید!

تغییر شما، هدف‌بلندمدت شما را تغییر می‌دهد

شرکت در یکی از دوره‌های آموزشی، آشنا شدن با افراد گوناگون در مسیر تحقق هدف بلندمدت، آشنایی بیشتر شما با نقاط ضعف و قو‌ت‌تان و حتی تجربیات گوناگون می‌توانند به کلی شخصیت و دیدگاه شما را نسبت به همه‌چیز (حتی مدیرعامل شدن) تغییر دهند. شما انسان هستید و انسان‌ها دائماً در حال ارتقاء در دیدگاه‌های خود می‌باشند. نظرات شما به مرور زمان تغییر خواهند کرد.

شاید امروز آرزو داشته باشید در آینده مدیر عامل فلان شرکت شوید، اما در ادامه مسیر دریابید که شما اصلاً برای جایگاه مدیریت عاملی فردی مناسب نیستید. شاید دریابید که بهتر از در حوزه‌ای متفاوت و در شرکتی متفاوت به فعالیت مشغول شوید و یا دریابید که گمشده‌ی اصلی شما در زندگی چیزی متفاوت از جایگاه اجتماعی است و مدیریت عاملی مانعی برای شما در این مسیر خواهد شد. اینجاست که همه‌چیز تغییر خواهد کرد.

چالشی که همه‌چیز را دربر می‌گیرد

حالا در میانه راه، شما تغییر کرده‌اید، دیدگاه‌تان تغییر کرده و در نهایت هدف‌ بلندمدت شما نیز تغییر کرده است. اگر شما طبق راهنمایی دیگران، اهداف میان‌مدت و کوتاه‌مدت خودتان را بر مبنای هدفی بلندمدت تعیین کرده‌باشید و حالا هدف بلندمدت شما دستخوش تغییر یا تزلزل واقع شده باشد، همه‌ی اهداف و برنامه‌هایتان را از دست داده‌اید.

تمام لحظات زندگی که آنها را سپری می‌کنید می‌توانند دیدگاه شما را نسبت به آنجایی که برایش برنامه داشته‌اید تا به آنجا برسید تغییر دهند. یک دوره‌ی آموزشی می‌تواند شالوده‌ی فکری شما را تحت تأثیر قرار دهد. به ظاهر این برای شما یک خطر است، چرا که تمام هدف‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت شما را که برای دستیابی به هدفی بلند‌مدت درنظر گرفته شده بودند را از بین خواهد برد. اما باید بگویم که با دیدگاه صحیحی که به زودی کسب خواهید کرد هیچ مشکلی برای شما به‌وجود نخواهد آمد.

جایگزینی برای هدف‌گذاری بلندمدت

شما بدون هدف‌گذاری بلندمدت می‌توانید زندگی کنید، اما بدون داشتن جهت و سمت و سویی خاص قادر نیستید برنامه‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت خودتان را تدوین کنید. شما برای اینکه بتوانید از برنامه‌ای منسجم در راستای استفاده بهینه از زمان‌تان بهره ببرید باید جهت‌گیری روشنی داشته باشید. اما کلیدی‌ترین سوالی که در این میان وجود دارد این است:

حالا که قرار است اهداف بلندمدت را به صورت روشن و مشخص کنار بگذاریم، چطور و با چه روشی باید جهت و سمت و سوی حرکت خود را تعیین کنیم؟ آیا جایگزین دیگری برای هدف‌گذاری بلندمدت وجود دارد؟ راه حلی که در طول زندگی ما و به همراه تغییراتی که برایمان رخ می‌دهد همچنان پایدار باقی بماند و بتواند راهنمایی برای هدف‌گذاری‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت ما باشد؟ نظر شما دراینباره چیست؟ نظرتان را با ما و مخاطبان مدرسه نوابغ در کامنت‌های همین‌مطلب به اشتراک بگذارید 🙂

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recommended Posts
Showing 16 comments
  • وحید
    پاسخ

    سلام از اینکه به سایت مفید شما پیوستم خرسندم

  • alistar
    پاسخ

    خیلی مطلب جالب و زیبایی بود با خواندن این مطلب چیزهای زیادی در مورد هدفم فهمیدم
    ممنون از شما

  • mehdi
    پاسخ

    با سلام. کمک زیادی کرد تا بتونم هرف گذاری خوبی انجام بدم

  • 00aligorb00
    پاسخ

    در واقع این نیست که هدف گذاری بلند جواب ندهد حقیقت این است که هدف گذاری بلند بدون زمینه سازی و تلاش های بلند مدت در راستای آن هدف در اکثر مواقع به انجام نمی رسد پس باید برای هدف گذاری بلند همتی عالی و پشتکاری قوی داشت…

    • آرین سلیمانی
      پاسخ

      متشکرم از نظر شما. صحبت شما کاملاً صحیح است. بحثی که من در مورد هدف‌گذاری بلندمدت (و نه هدف‌گذاری) به دنبال آن هستم، یک تعمق فلسفی در ماهیت هدف‌گذاری بلندمدت هست. سوال این هست که آیا اصلاً هدف‌گذاری بلندمدت امری ممکن است یا خیر.
      با توجه به اینکه شخصیت ما دائماً در حال تغییر و دگرگونی هست، چطور می‌توان در حال حاضر، برای آینده‌ای که از سلایق و علایق خود در آن آگاه نیستیم، هدفی تعیین کنیم؟ وقتی هدفی اشتباه برای آینده خود ترسیم کنیم، با رسیدن به آینده، شور و اشتیاق‌مان از بین خواهد رفت. آنچه من باورد دارم، جهت‌گیری بر اساس نیازهای درونی و ارزش‌هایی استوار در وجودمان بجای هدف‌گذاری بلند مدت می‌باشد.

      از نظرات ارزشمند و عمیق شما بسیار سپاسگزارم

  • یوسف عزیزی
    پاسخ

    با سلام و تشکر بابت مقالات خوبتون
    نظر من در خصوص هدف گذاری بلند مدت این گونه هست
    اول که اگر هدف کوتاه مدت و میان مدت برای خود نداشته باشیم هرگز نمیتوانیم هدف گذاری بلند مدت انجام دهیم . طبق گفته شما و اطلاعات قبلی هدف های کوتاه مدت چیزی در بین چند ماه و تا یک سال اینده و میان مدت تا پنج سال و بلند مدت سالهای بعدی را رقم خواهد زد
    گرچه هدف های کوتاه مدت و میان مدت میتواند خیلی جزئی باشد حتی خرید یک دست لباس و خرید یک وسیله کوچک
    اما در هدف گذاری بلند مدت به گفته شما واقعا سلایق در طول سالها تفاوت میکند و امکان دارد چیزی که الان به مدت هدف 10 سال دیگر بخواهیم در ان زمان انقدر برایمان ارزش نداشته باشد. گرچه این به هدف های مادی ختم میشود از سال 92 برای خود هدف های کوتاه مدت و مییان مدت و بلند مدت تنظیم کردم اما افرادی هدف من را ناقص خواندند و دلیل ان این بود که در هدف بلند مدت خود نگفتم فلان ماشین فلان خانه. بلکه مشخص کردم چه میزان درامد چه میزان سرمایه چه میزان اعتبار و…داشته باشم . همیشه هدف های بلند مدت به صورت کلی تر هستند با تشکر
    شرمنده کامنت زیاد نوشتم. نظر من اینگونه بود

    • آرین سلیمانی
      پاسخ

      سلام خدمت دوست خوبم، یوسف عزیزی عزیز.
      شما اگر چندین صفحه‌ هم کامنت و نظر بنویسید، برای من و مدرسه نوابغ همچنان بسیار بسیار بسیار ارزشمند خواهد بود. نظر شما برای من بسیار با ارزش است.
      همونطور که اشاره کردید هدف بلندمدت باید بسیار کلی‌تر از اهداف کوتاه‌مدت و میان‌مدت باشند.
      خدمت شما تبریک می‌گم که چنین نظر پخته‌ای در مورد هدف‌گذاری دارید.

  • elhamkhandel
    پاسخ

    به نظر من حتی اگر هدف گذاری بلند مدت در طی زمان هم تغییر نکند، مثلا هدف کاهش وزن و رسیدن به وزن دلخواه طی چندین سال باشد، اگر هدف های کوتاه مدت را دقیقا مشخص نکنیم عملا کاری نکرده ایم. در واقع هدف گذاری بلند مدت مانند عنوان یک کتاب است که مطالب این کتاب باید هدف های روزانه و ماهانه باشد و این کتاب بدون مطالبش هیچ ارزشی ندارد.

  • Mohammad
    پاسخ

    به نظرم من برای این جواب نمیده که ممکن باعث فراموش شدن سردشدن انسان از اون هدف بشه باتشکر ازدوستان

  • علی
    پاسخ

    سلام ممنون از مقاله پربارتون یک مثال برای تایید مقالتون مینویسم تا مور توجه دوستان واقع بشه.
    کسانی که می‌خواهند وزن کم کنند هم این اتفاق را تجربه می‌کنند. آنها با خود می‌گویند: «می‌خوام در یک ماه فلان قدر وزن کم کنم!» در حالی که باید تمرکزشان را بگذارند بر روزانه درست غذا خوردن و خوب ورزش کردن. مشکل وزن کم کردن اینجاست که چون یک هدف بلندمدت است و رسیدن به آن زیاد طول می‌کشد، بنابراین انگیزه داشتن برایش کمی سخت‌تر است؛ همین می‌شود که سهل‌انگاری و پرخوری‌ها راحت توجیه می‌شوند، چرا که افراد فکر می‌کنند خب، هنوز چند ماه فرصت دارم

  • روسری
    پاسخ

    سلام.وبسایت جالبی دارید.واقعا
    ممنونم

  • mahmood110
    پاسخ

    والا تعجب کردم که می گویید هدف گذاری بلند مدت جواب نمی دهد .اتفاقا اگر شما برای اینده و جلوتر دیدن برنامه ریزی کنید و موراد و شرایط زمانی را در نظر بگیرید می توانید به اهداف خود برسید

  • حورا
    پاسخ

    سلام موضوع جالبی رو مطرح کردید ذات انسان تغییره این خیلی عیر واقع بینانه اس که تصور کنیم اگه الان هدف بلند مدتی رو انتخاب میکنیم و براش اهداف کوتاه مدت و میان مدت در نظر میگیریم حتما تا اخر باید اونو دنبال کنیم و در مسیرش باشیم
    شما تو یکی از کامنت ها گفتید نظرتون اینکه بجای هدفگزاری بلند مدت هدف جهت گیری بر اساس ارزش های درونیمون باشه ( اول اینو بگم که کاملا متوجه منظورتون نشدم که جهت گیری بر اساس ارزش یعنی چی ممنون میشم اگه بیشتر درباره اش توضیح بدیدمرسی )
    اما نظرم درباره مقاله تون : بنظرم داشتن هف بلند مدت و نداشتنش چندان فرقی نداره ! اون چیزی که مهمه اینکه در یک مسیری مدام در حال رشد و یادگیری باشید و تغییر مسیر و اهداف چیزیه که حتما پیش میاد ولی اون چیزی که اهمییت داره در حرکت بودن شماست مثلا تصور کنید شما سال ۹۰ بر اساس اگاهی و دیدی که ب کسب و کار و ….دارید تصمیم میگیرید و برا خودتون هدف تایین میکنید که تا پنج سال اینده کاارافرین برتر بشید در کشور بین الملل یا هرچی و شروع میکنید به نوشتن اهداف کوتاه و میان و کارایی که لازمه انجام میدید با کارافرین های دیگه مصاحبه میکنید درباره بازار تحقیق میکنید رو محصول و خدماتتون کار میکنید و …بعد از یک سال متوجه میشید که زمینه های خیلی بهتری برای کسب و کار در اینترنت وجود داره و تصمیم میگیرید هدف و چشم انداز بلند مدت خوتونو اینبار تغییر بدید ب اینکه یکی از بهترین ها در این زمینه بشید یا ب فلان درامد برسید و شروع میکنید دوباره اطلاعت بیشتر و استارت میزنید و ب سودهای خوبی میرسید و بعد متوجه میشید که در زمینه مثلا یه کار دیگه سود بهتری میتونید بدست بیارید قابلیتش رو هم دارید و علاه بر حفظ کار فعلی اونو هم شروع میکنید و در اون زمینه یه هدف بلند مدت دیگه در نظر میگیرید
    بنظر من تغییر اهداف بلند مدت در هر چن ماه یا سال ضروربه و اینکه هدف سه سال پیشتون رو الانم داشته باشید نشون دهنده اینکه توی این چند سال رشد فکری خاصی نداشتید و خودتون رو در معرض اطلاعات جدید قرار ندادید و همون ادم قبلی هستید متناسب با افزایش اگاهی که تجربه میکنید ممکنه که شما هدفی که داشتید رو تغییر بدید و کلا عوض کنید یا تغییری در همون هدف قبلی ایجاد کنید و بزرگتر و کامل ترش کنید و این هیچ اشکالی نداره و بنظر من این خیلی مهمه که درباره اهداف مخصوصا بلند مدت با کسی صحبت نکنیم چون برعکس چیزی که قبلا میگفتن که صحبت درباره اش میتونه تعهدمون رو بیشتر کنه صحبت درباره در واقع پشتکار و تلاشمون رو کم میکنه و باعث تنبلی میشه و از طرفی اگه هدف بلندمدتمون رو ب بقیه بگیم و تغیراتی که د این مسیر روش اعمال میشه روهم بگیم ممکنه تصور کنن که ما ثبات لازم رو نداریم یا…..که همه اینا تصورات احمقانه کسایی ان که حتی یه کار بزرگ توی زندگیشون انجام ندادن و در این مسیر حرکت نکردن پس با مراحلش هم اشنایی ندارن
    و انتخاب وتغییر مداوم اهداف بلند مدت باعث میشه شما به تدریج شناخت بیشتری از خودتون و اهداف و رسالت واقعیتون در زندگی بدست بیارید تا بالاخره ب جایی برسید ک هدف واقعیه خودتون رو پبدا کنید و بعد اونو بزرگ و بزرگترش کنید چون اونم حتی بدون تغیزر نخواهد موند هیچ چیزی در این دنیا بدون تغییر نمیمونه اگه چیزی تغییر نکنه یعنی رشد نمیکنه و بالاتر نمیره
    ما و اهدافمون ( که بسنگی داره به سطح فکرمون و تصورمون از خودمون و توانایی هامون ) و هرچیزی در این دنیا هست یا در حال پیشرفته یا پسرفت اگه در حال پیشرفت نباشید حتما در حال پسرفتید

    • آرین سلیمانی
      پاسخ

      ممنونم از نظر ارزشمند شما. کامنت شما رو به صورت کامل مطالعه کردم
      همونطوری که اشاره کردید پافشاری خیلی خیلی مهم هست

  • bahar
    پاسخ

    سلام.
    مطلب فوق العاده خوبی برای مقاله انتخاب کردین. من تابحال فکر میکردم که داشتن ارزو و هدف (بدون تقسیم بندی ان) سمت و سویی به زندگی میده اما به این نکته توجه نداشتم که هدف بلندمدت یا کوتاه مدت؟؟ و اینکه اهداف بلند مدت ممکنه در طول زمان تغییر کنند. ممنونم از مقاله بجا و خوبتون.

  • ali1379z
    پاسخ

    مطالب بسیار مفید و کاربردی بودند و کمک بسیاری به من کردند
    راجع به هدفمندی بلند یا کوتاه مدت اطلاعاتی نداشتم فکر میکردم در کل داشتن یک هدف به زندگی نظم میدهد ولی درکل از نظر من چه بلند مدت چه کوتاه مدت با تلاش خود شخص و داشتن زمینه میتوان به هدف رسید

Leave a Comment