چرا گاهی با دلیل نمیتوانیم دیگران را متقاعد کنیم؟

 In نوشته‌های عمومی

صبح است و شما با انرژی فراوان به سوی محل کار خود راهی هستید. در خودرویتان به نکاتی که امروز قرار است ارائه دهید می‌اندیشید و تصورتان بر این است که “چه کسی میتواند چنین پیشنهاد معقولی را نپذیرد؟”

حسابی خودتان را آماده کرده اید تا به تمام پرسش ها پاسخ دهید.به همه ابعاد فنی و تجاری کار اندیشیده اید و برای رسیدن به محل کار لحظه شماری میکنید.

وقت ارائه فرا میرسد. از نمودارها و جداول و نقل‌قول‌ها رونمایی میکنید.”ما میتوانیم فقط با ۶٪ کاهش مسیرهای حمل و نقل در حدود ۳۰٪ سودآوری بالاتری داشته باشیم”. شما یکی از مدیران موافق این طرح را دعوت میکنید و او نیز صحبت های شما را با اسناد و مدارک بسیار تأیید میکند. سخنرانی به پایان میرسد. حاضران در اتاق کاملاً متوجه منظور شما شده اند. حتی آنها به نشانه موافقیت برایتان سر هم تکان داده اند. اما بعد از چند روز مشاهده میکنید رفتارشان تغییری نکرده. مدیرانتان به همان شکل قبل طراحی مسیر میکنند و معاونین همان طرح ها را نهایی میکنند! اینجا چه اتفاقی رخ داده؟!

میتوانید ذهنم را بیشتر به چالش بکشید؟

بله، برای اینکه شما را با عمق فاجعه در اثرگذاری‌هایمان بیشتر آشنا کنم چند موردی که احتمالاً بالاخره با یکی از آنها در زندگی شخصیتان دست و پنجه نرم میکنید را بازگو میکنم. آماده به چالش کشیده شدن هستید؟

فرزندتان بدون گواهینامه رانندگی میکند

پسر شما ۱۷ سال دارد و هنوز گواهینامه نگرفته. اما تا چشم شما را دور میبیند سوئیچ ماشین را کش میرود و با دوستانش به ماشین سواری بدون گواهینامه میرود. شما بارها برای او توضیح داده اید که در صورت وقوع حادثه ای کوچک، تهدیدات زیادی در انتظارش خواهند بود. دادگاه، جریمه سنگین، عذاب وجدان و همینطور محرومیتی که خود شما برایش در نظر گرفته اید. او باز هم به کار خودش ادامه میدهد و شما بازهم همان دلایل قبلی را مطرح میکنید. به نظر شما او همه آن دلایل را فراموش کرده؟ پس چرا دوباره آنها را تکرار میکنید؟ چه راه حل دیگری جلوی پایتان وجود دارد؟

شوهرتان سیگار میکشد

پزشک به شوهر شما گفته سیگار به بخش زیادی از ریه او آسیب وارد کرده. همچنین معده او تحت تاثیر سیگار با مشکلات جدی روبرو شده. فرزندتان با احتمال بیشتری در آینده به سمت مواد مخدر خواهد رفت و شوهر شما درحال آسیب رسانی به تمام زندگی خود و شما میباشد. قطعاً او از خطرات سیگار باخبر است. حتی فراموش نکرده که پزشک به او چه گفته است. او اشتیاق فرزندتان به کشیدن سیگار مانند پدرش را به چشم میبیند اما هنوز همان رفتار قبل را ادامه میدهد. چه کاری از دست شما ساخته است؟ تمام دلایل به او ثابت میکنند که باید فوراً سیگار را کنار بگذارد، اما او همچنان دست روی دست میگذارد.

فرزندتان برای کنکور درس نمیخواند

دوره‌ی بیسوادی به آخر رسیده. مطمئنم شما هم جزو پدر مادرهایی هستید که مایلید فرزندتان تحصیلات دانشگاهی داشته باشد. حق هم دارید. متاسفانه در کشور ما مدرک گرایی به شدت باب شده، هرچند در دانشگاه‌هایمان به هیچ عنوان مطالبی کاربردی ارائه نمیگردد. اما به هر حال دانشگاه رفتن خیلی بهتر از بیکار چرخیدن و رفیق بازی در ۲۰ سالگی است. شما دلایل زیادی دارید. اینکه تعریف موفقیت چیست، اینکه چرا دانشگاه برای کسب موفقیت لازم است و….

اما اینبار هم فرزندتان همه این دلایل را میداند، حتی به آنها باور دارد اما دل به درس نمیدهد. در کلاس ها نیز به خوبی شرکت نمیکند. در اینجا چه کاری بجز تکرار دلایل برایتان هست؟

میخواهم آب پاکی روی دستتان بریزم!

قبل از اینکه آب پاکی را بریزیم، میخواهم بگویم زیاد نگران نباشید. هیچوقت ما در آی‌بهتر شما را وارد چالشی نمیکنیم که راه‌حلی در کنار آن نباشد. برای حل تمام این مشکلات راه حل فوق‌العاده ای وجود دارد. اما تا به اینجا هدف این هست که به شما ثابت کنیم خیلی اوقات دلایل بسیار منطقی نیز کاری از پیش نمیبرند.

چند سال پیش تحقیقی در مورد بچه های سرطانی صورت گرفت. بچه ها بعد از تحمل فشار شدید شیمی درمانی راهی خانه‌های خود شده بودند، اما همچنان برای ۲ سال باید داروهایشان را ادامه میدادند و اگر تنها از هر ۵ قرص فقط یک قرص را نمیخوردند، احتمال بازگشت سرطان ۲ برابر میشد! این فاجعه بود. چه کسی حاضر است از عمد، خوردن یک دارو را پشت گوش بیاندازد و به احتمال ۲ برابر به همان شرایط شیمی درمانی سخت بازگردد؟ واقعاً چه کسی چنین ریسکی را قبول میکرد؟ تعداد بالایی از همین بچه‌ها چنین ریسکی میکردند! باورکردنی نیست.

بچه ها کاملاً متقاعد شده بودند،باور کرده بودند و از آثار شیمی درمانی باخبر بودند. اما گویا این مطلب را درک نکرده بودند. تیم تحقیقاتی مساله را در نهایت حل کرد و بچه‌ها داروهایشان را به درستی استفاده کردند.اما تیم تحقیقاتی چه کاری انجام داد؟ اگر ما نیز همین کار را در زندگی خودمان پیاده‌سازی کنیم هم شوهرانمان سیگار را کنار میگذارند هم فرزندانمان برای کنکور آماده میشوند.

منطق کافی نیست

shouting

در مقالات دیگر مدرسه موفقیت اشاره کرده ام، ذهن ما از دو بخش منطقی و احساسی تشکیل شده است. حقیقت این است که زور بخش احساسی بر منطق ما میچربد. یعنی خیلی اوقات برای خودمان هم پیش آمده که تسلیم ذهن احساسی خودمان شده ایم. همان موقعی که ساعت زنگ میزند و میدانیم باید برای کسب آمادگی بیشتر،سریع از رختخواب برخیزیم، اما باز هم ساعت را برای نیم ساعت دیگر کوک میکنیم. یا همان موقع که درس‌های دانشگاه یا کارهای اداره را برای فردا میگذاریم، درحالی که بارها چوب این مساله را خورده ایم. ما هم تافته جدا بافته نیستیم. همسران،کارمندان،مدیران و فرزندان شما هم تافته جدا بافته نیستند. شما برای تاثیرگذاری بر آنها باید بر هر دو بخش منطق و احساس آنها تاثیر بگذارید.

محققین برای اثرگذاری بر روی بچه‌های سرطانی برایشان بازی رایانه ای طراحی کردند. بازی ای که بچه ها با تفنگی در دست به سلول‌های سرطانی شلیک میکردند و در صورتی که یک سلول سرطانی را جا میگذاشتند و از روی تنبلی آن را نمیکشتند، آن سلول زاد و ولد میکرد و فورا ۱۰ برابر بیشتر میشد! این مساله احساس کودکان سرطانی را تحریک کرد. آنها وقتی داروهای خود را استفاده نمیکردند با قوه تخیل خود به عینه میدیدند که سلول سرطانی باقی مانده ۱۰ برابر قوی تر میشود و حالا او مجبور است با ۱۰ برابر قوا مقاومت کند.

آگاهی داشتن با داشتن انگیزه برای انجام یک کار خیلی خیلی تفاوت دارد.انگیزه را به وجود آوردید.

پیشنهاد میکنم حتما مقاله انگیزه بخشیدن به دیگران برای دستیابی به اهداف را از دست ندهید.

حالا چه‌کار کنیم؟

انگیزه را ایجاد کنید:

حالا که مساله را به خوبی درک کردید لازم است بجای بیان علت هایی مثل “سیگار برای سلامتی مضر است” و یا “داروی سرطان بسیار مهم است” که عقل و منطق مخاطب شما را طرف صحبت قرار میدهند، با غرایز انسانی آنها صحت کنید. به آنها چیزی نشان دهید تا احساساتشان را درگیر کند

منطق را فراموش نکنید و آن را مکمل احساسات کنید:

گاهی احساسات پایداری ندارند و به شدت از عوامل دیگر تاثیر میپذیرند. شما باید دائماً انگیزه‌ ایجاد کنید و در این کار مهارت پیدا کنید. اما دلایل نیز در کنار انگیزه میتوانند به تثبیت آنها کمک کنند. وقتی انگیزه‌ای بی دلیل باشد به احتمال بالاتری زود از بین میرود و تبدیل به انگیزه‌ای دیگر میشود. پس دلایل را هم به موقع و به صورتی انگیزشی بیان کنید

نکته آخر:

شما برای ایجاد انگیزه نیاز به دقت به اطرافتان دارید. دیگران تحت تاثیر چه چیزهایی قرار میگیرند؟ چه زمان‌هایی آنها به اصطلاح ((جو گیر!)) میشوند و فوراً دست به اقدام میزنند؟ شما برای تحت تاثیر قراردادن فرزند و همسرتان چه کارهای خلاقانه ای میتوانید انجام دهید؟ این موارد را یادداشت کنید تا فراموش نکنید. از این لحظه متفاوت به اتفاقات اطرافتان نگاه کنید، الگو بگیرید و امتحان کنید. شما با تاثیر بر منطق و غریزه انسانی دیگران به سادگی میتوانید بر آنها اثر بگذارید، تغییر ایجاد کنید و انگیزه را ایجاد کنید.

–  چند صفحه‌ای از کتاب اصول فراموش شده موفقیت ، نوشته آرین سلیمانی –

 

ما در آی‌بهتر مقالات را به شکلی برای شما مینویسیم تا با مطالعه مقالات دیگر، مطالب گذشته نیز برای شما دوره شوند تا در ضمیر ناخودآگاهتان نقش ببندند. پس مطالعه مقالات ما را از یاد نبرید و حتی آن را در برنامه هفتگی‌تان قرار دهید. در مقالات بعدی برای شما مثال‌هایی از راه‌حل های خلاقانه برای تحت تاثیر قراردادن افراد خواهم آورد. با من و آی‌بهتر همراه باشید.

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recent Posts
Showing 2 comments
  • محسن نعمتی
    پاسخ

    عالی و مفید
    کاش از این شکلکا هم بذارید بتونیم احساساستمون رو نشون بدیم

  • یارحقی
    پاسخ

    کاربردی بود.من از امروز بیشتر احساسات رو درگیر صحبتهای خودم خواهم کرد
    تشکر

Leave a Comment