چرا نقاط قوت‌مان را فراموش می‌کنیم؟

 In نوشته‌های عمومی

آنچه گذشت…

در مطالب قبلی برایتان از اهمیت پرداختن به نقاط قوت صحبت کردم. اگر این مطالب را هنوز نخواندید توصیه می‌کنم همین الان سری به این دو مطلب کوتاه بزنید و با صرف ۲-۳ دقیقه زمان آماده بحث امروز شوید. در زیر این دو مقاله را برایتان آورده‌ام.

تضمین موفقیتپیشنهاد مدرسه نوابغ: راه آسان برای نوابغ گم شده

در این مطلب به شما خواهم گفت که راه آسان و راه دشوار موفقیت کدامند. اگر نبوغی از دست‌رفته دارید، پس شما راه سخت را انتخاب کرده‌اید و بهتر است کمی جهتتان را تغییر دهید.

تضمین موفقیتپیشنهاد مدرسه نوابغ: چه به سر نوابغ گمشده می‌آید؟

در این مطلب شما را دعوت می‌کنم تا با دردهای این دسته از نوابغ آشنا شوید. چرا که احتمالاً بعد از مطالعه این مطلب درمیابید که خودتان نیز دچار برخی از این دردها و مشکلات هستید. نکند شما هم از دسته‌ی نوابغ گمشده هستید؟

نقاط قوت مهم‌تر هستند

چکیده سخن اینکه تقویت نقاط قوت بسیار مهم‌تر از پرداختن به نقاط ضعف شماست. در چه چیزی از دیگران به طور ذاتی قوی‌تر هستید؟ شاید حافظه خوبی دارید، شاید راحت‌تر به جزئیات می‌پردازید، شاید هم از خلاقیت و یا طنز بالایی برخوردارید. تمام اینها می‌توانند نقاط قوت و استعدادهای ذاتی شما باشند. حالا که تمرکز بر روی این استعدادها می‌تواند سرعت رشد شما را به طور میانگین ۶ برابر کند چرا برایمان بی‌اهمیت باشند؟

دنیای امروز نیز به این نتیجه رسیده که باید به شما و به همه انسان‌ها به عنوان مجموعه‌ای منحصر به‌فرد از استعدادهای بخصوص با شدت و ضعف‌های گوناگون نگاه کند. نظام‌های آموزشی نیز رو به تغییرند و در برخی کشورها کاملاً عوض شده‌اند. کم کم دارد زمان این می‌گذرد که به زور ریاضیات یا تاریخ بخوانید. مهم این است که چه چیزی در شما از درون شعله می‌زند. مهم این است که چه ندایی در درونتان شما را به سوی پیشرفت صدا می‌زند. دنیای امروز به همین صدای درونتان توجه می‌کند. منظورم نقاط قوت و استعدادهای ذاتی شماست.

قله موفقیتنقاط ضعف و انتخاب اشتباه

فرض کنید ۲ تله‌کابین برای بالا رفتن از کوه برای شما وجود دارد که البته هرکدام به قله‌ای متفاوت می‌رسند. هر دو قله زیبا هستند، اما چیزی در درون، شما را به سمت قله‌ی اول می‌کشاند. تلکابین قله اول تندتر از تلکابین قله دوم نیز حرکت می‌کند. حتی صندلی‌های راحت‌تری نیز دارد و تجهیزات جدیدتری در آن به کار رفته، به طوری که از امنیت بیشتری برخوردار است و رسیدن شما به مقصد را تضمین می‌کند. اما تلکابین دوم صندلی‌هایی زشت و ناراحت دارد. خیلی آرام‌تر حرکت می‌کند و به دلیل قدیمی بودن از ممکن است شما را به مقصد نرساند! حتی شما احساس خوبی نیز به قله‌ی دوم ندارید.

به‌نظر غیر ممکن است شما راهی قله‌ی دوم شوید، اما اینجا، در زندگی‌های ما وضعیت متفاوت است. به چیزی که خوب نیستیم و از استعداد کمی در آن بهره می‌بریم می‌پردازیم، در آن رقابت می‌کنیم و برایش به دوره‌های آموزشی می‌رویم.

تضمین موفقیتپیشنهاد مدرسه موفقیت: آیا رفتن به دوره‌های آموزشی لازم است؟

در این مطلب: حالا که فهمیدیم تقویت نقاط قوت مهم‌تر از نقاط ضعف است، آیا لازم است در دوره‌های آموزشی تقویت مهارت شرکت کنیم؟ آیا ما تنها برای تقویت نقاط ضعفمان به کلاس‌ها و دروه‌های آموزشی نیازمندیم؟

اما چرا اکثریت قریب به اتفاق ما به نقاط ضعفمان می‌پردازیم و عموماً فرصتی برای بهبود نقاط قوت خودمان قرار نمی‌دهیم؟ به دوره‌های آموزشی‌ای که در آنها شرکت می‌کنید نگاهی بیاندازید. مطمئن هستم بیشتر آنها برای جبران نقاط ضعف شما طراحی شده‌اند و به بازار آموزش پا گذاشته‌اند. تابحال معلم خصوصی گرفته‌اید؟ حداقل می‌دانم که کسانی را دیدید که معلم خصوصی گرفته‌اند. خودتان یا آنها برای چه چیزی معلم خصوصی گرفته‌اید؟ احتمالاً برای بهبود نقاط قوتتان. مثلاً اگر در درسی به طور ذاتی ضعیف هستید به سمت معلم خصوصی می‌روید و البته این اجباریست که از سوی جامعه بر ما تحمیل می‌شود. کودکی که در ریاضی ضعیف است، باید در درس ریاضیات قبول شود. حتی علاوه بر قبولی باید در آن نمره خوبی هم کسب کند، چرا که بر روی معدل او تأثیرگذار بوده و جدیداً برای ورود به دانشگاه نیز لازم است! اما بیایید به پاسخ این سوال بپردازیم.

دلایل اشتباه ما در مقابل بهبود نقاط قوت

قطعاً ما هم برای خودمان دلایلی داریم که انقدر به نقاط ضعف خود اهمیت می‌دهیم. می‌خواهم به چندتا از مهم‌ترین این دلایل اشاره کنم تا کمی درمورد آنها فکر کنیم:

فرهنگ ما غلط است

فرهنگ اشتباه برای تقویت نقاط قوت بجای نقاط ضعفقطعاً همین‌طور است. در خط مقدم اهمیت به نقاط ضعف(که اشاره کردیم یک اشتباه است)، پدر و مادران و معلمان ما قرار دارند. وضعیت فقط در ایران اینطور نیست، مثلاً در امریکا به طور میانگین والدین ۷۷٪ فرزندانشان را بر روی بهبود نقاط ضعف‌شان قرار می‌دهند. البته که در کشور ما آمار دقیقی در دست نیست، اما به نظر می‌رسد این نرخ بالاتر از ۹۸٪ باشد. واقعاً تعداد خانواده‌هایی که بیش‌تر از نقاط ضعف به نقاط قوت کودکانشان اهمیت بدهند بسیار کم است. اینکه با خودشان فکر کنند اگر فرزندمان در درسی مانند ریاضی ضعیف است بجایش نسبت به سن و سال خود بسیار خوب صحبت می‌کند؛ پس تمرکز خودمان را بر روی بهبود و افزایش توانایی سخنوری او بگذاریم. حتماً برنامه عمو پورنگ را دیده‌اید! امیر محمد را بخاطر دارید؟ می‌بینید اهمیت دادن به نقاط قوت از یک کودک می‌تواند در چندسال مجری‌ای معروف تحویل شما دهد. اما افراد زیادی هستند که با سالها تمرین همچنان بسیار مصنوعی مجری‌گری می‌کنند و قاعدتاً از درامد بالایی هم برخوردار نیستند. ویدئو زیر را ببینید.

فکر می‌کنیم نقاط قوت نیاز به بهبود ندارند

این یک اشتباه است. بهره بردن از استعدادهای ذاتی به معنای تسلط و مهارت در آنها نیست. فرض کنید فرزند شما استعداد بالایی در زمینه رانندگی با خودرو دارد، به طوری که حتی در مسابقات اتومبیل‌رانی مقام نیز آورده است. شما او را به کلاس آموزش رانندگی نفرستاده بودید؟ قطعاً اینطور نیست. تمامی استعدادهای ذاتی و نقاط قوت ما در ابتدا به صورت یک توانایی بالقوه و به ظهور نرسیده در ما وجود دارند و به همین دلیل پیدا کردن آنها نیز کمی مشکل است. فراموش نکنید که:

ایده موفقیت

استعداد + کسب مهارت = تسلط و توانایی

 لازم داریم، پس عادت کرده‌ایم

این حقیقت قابل انکار نیست که همیشه اوضاع بر وفق مراد نیست. گاهی خواسته‌های ما با واقعیت بیرون و اتفاقی که در حال رخ دادن است با یکدیگر تفاوت می‌کنند. مثلاً شما دوست دارید در حوزه توانایی خودتان تحصیل کنید، اما از دوران دبستان تا دانشگاه شما را مجبور به گذراندن درسهایی غیر مرتبط با توانایی ذاتی شما می‌کنند. و یا می‌خواهید به عنوان یک محاسبه‌گر در شرکتی عمرانی مشغول به کار شوید، اما مدیرتان از شما انتظار دارد بر قوانین نیز مسلط باشید. این‌ها طبیعی‌است و اشتباه این است که ما همچنان در مواردی که انتخاب با خودمان است بر نقاط ضعف‌مان تأکید کنیم.

ما این‌کار را بارها انجام می‌دهیم. افرادی را ندیده‌اید که دست‌خطشان خوب نیست و با هیچ تمرینی بهبودی ملموس پیدا نمی‌کند، و در نهایت به کلاس‌های خطاطی می‌روند؟ شاید بهتر در صورتی که اجباری از سمت جامعه برای بهبود دست‌خطشان وجود ندارد به تمرین بر روی مهارتی دیگر می‌پرداختند. گویا اکثر ما عادت کرده‌ایم تا بیشتر به نقاط ضعفمان بپردازیم، اما با دانستن این مطلب شما تغییر ملموسی خواهید کرد.

تقلید می‌کنیم

خیلی اوقات آرزوی داشتن دستاوردهای دیگران ما را بدبخت می‌کند! باور کنید اغراق نمی‌کنم؛ ما وقتی فکر می‌کنیم باید به همان نتایجی دست پیدا کنیم که دیگران به آنها دست پیدا کرده‌اند در انرژی، زمان، سلامت و روابط خود آسیب وارد می‌کنیم. اگر دوست شما اشعار زیادی از سعدی حفظ است و شما با وجود اینکه در مدرسه اشعار زیادی از سعدی خوانده‌اید حتی یک بیت شعر هم حفظ نیستید و بخواهید از دوستتان تقلید کنید هزینه زیادی متحمل خواهید شد.

تقلید در اهدافاگر از دیگران تقلید کنید، اول از همه باید فرصت زیادی را به کار و تلاش اختصاص دهید، چرا که شما ذاتاً در آن مساله خوب نیستید و نیاز به ممارست بیشتری خواهید داشت تا به نتیجه‌ای مشابه دست پیدا کنید. وقتی زمان زیادی می‌گذارید وقت استراحت و شاید فرصت بودن در کنار خانواده را از دست می‌دهید و هم به سلامت و هم به روابطتان آسیب می‌زنید. همینطور به دلیل سرعت پیشرفت بسیار کم بر اعتماد به‌نفس خود چیز زیادی اضافه نمی‌کنید و در عوض انرژی زیادی برای آن از دست می‌دهید.

نقاط قوت خود را نمی‌شناسیم

بگذارید مهم‌ترین دلیل را به شما بگویم: «ما عموماً نقاط قوت و استعدادهای ذاتی خود را نمی‌شناسیم» و عموماً به دلیل ناشناخته بودن استعدادهایمان است که به سمت نقاط ضعف خود می‌رویم. ما اگر برداشت درستی از خودمان نداشته باشیم قادر نخواهیم بود رویاها و اهدافی منطبق با توانایی‌های ذاتی خودمان را دنبال کنیم و به ناچار و به دلیل اینکه همه ما هدف‌گرا هستیم و باید آرزویی در سر داشته باشیم، آرزوهایی عمومی و تقلیدی را دنبال می‌کنیم.

شناخت نقاط قوت و استعدادهای ذاتی نیاز به کار دارد. اما کجا در زندگی‌ما این فرصت برایمان مهیا شد تا به آنها بپردازیم؟ نه در مدرسه و نه در جامعه چنین فرصتی برای هرکسی پیدا نمی‌شود و این خودمان هستیم که باید بعد از خواندن همین مقاله حداقل یک گام دراین‌مورد برداریم. این باید برای شما مهم باشد که ذاتاً در چه‌چیزی عالی هستید.

به سرزنش دیگران اهمیت می‌دهیم

سرزنش نقاط قوت و نقاط ضعفیکی دیگر از مسائل عمیقی که ما انسان‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم، اهمیت دادن به قضاوت‌های دیگران است. شاید اشتباه باشد اما من نمی‌خواهم به شما توصیه کنم که آن را کاملاً سرکوب کنید. اکثر ما انسان‌ها ذاتاً استعداد و توانایی سرکوب اهمیت قضاوت دیگران را در خودمان نداریم، گرچه این نقطه ضعف آنقدر پر اهمیت است که نیاز است با تفکر و مطالعه کمی خودمان را تعدیل کنیم. اما خبر خوب اینکه شما با مطالعه همین پاراگراف کمی آگاه می‌شوید و یک درجه بر این مساله غلبه خواهید کرد. دیگران همیشه ما را سرزنش می‌کنند. داستان الاغ ملانصرالدین را شنیده اید؟ بگذارید بازهم با هم نگاهی به این داستان بیاندازیم:

روزی ملانصرالدین به همراه پسرش عازم شهر بلخ بودند. آنها الاغی همراه خود داشتند و به دلیل نیاز به طی مسافت زیاد هردو سوار بر آن شدند. ملانصرالدین در فکر بود که دید مردم درحال پچ‌پچ هستند و می‌گویند: این دو چقدر بی‌رحم هستند؛ هر دو سوار این الاغ بیچاره شده‌اند و خودشان خوش و خرم زحمت راه را به دوش این الاغ بیچاره انداخته‌اند. فرزند ملانصرالدین از این حرف ناراحت شد، اما ملا چیزی به او گفت. ”فرزندم، تو هرکاری کنی مردم چیزی می‌گویند و بالاخره تو را سرزنش می‌کنند” و ملا برای اثبات صحبتش پیشنهاد داد که این مساله را امتحان کنند.

ملا از الاغ پیاده شد و به مسیر ادامه دادند و به سرعت مردمی را دیدند که با خود می‌گویند ”چه فرزند بی‌حیایی. خودش سوار الاغ شده و پدر پیرش را دنبال خود می‌کشاند”. فرزند پیاده‌شد و ملانصرالدین به تنهایی سوار بر الاغ شد، اما طولی نکشید تا مردمی را دیدند که در گوش هم می‌گویند ”ملا چقدر بی‌انصاف شده. خودش سوار الاغ است و فرزند کوچک و ضعیفش را به دنبال خود می‌کشاند”. و در نهایت ملا هم از الاغ پیاده شد و همراه فرزندش پیاده در کنار الاغ قدم برمی‌داشتند تا به مردمی دیگر رسیدند که با به یکدیگر می‌گفتند ”چه افراد نادانی؛ الاغ همراهشان است اما بدون اینکه سوار بر آن شوند، زحمت پیاده راه رفتن را به خود می‌دهند”. ملا رو به فرزندش کرد و گفت: هرکاری کنی مردم تو را سرزنش می‌کنند.

بیشتر از این برایتان توضیح نمی‌دهم و فکر می‌کنم مقصودم را کاملاً متوجه شده‌اید. شما چه به نقاط قوت‌تان بپردازید و چه نقاط ضعفتان، چه در کلاس ریاضی شرکت کنید و چه در کلاس آموزش خوش‌نویسی و یا آوازخوانی، عده‌ای شما را سرزنش می‌کنند و البته ما هم تافته جدا بافته نیستیم و بسیاری از اوقات بدون دلیل و شناخت، دیگران را سرزنش می‌کنیم.

در آخر…

امیدوارم از این مطلب بهره زیادی برده باشید و علاوه بر آن، مقالات دیگری که در این زمینه برایتان نوشته‌ام را مطالعه کرده باشید. البته هنوز هم فرصت برای مطالعه در این مورد برایتان وجود دارد و شما در اولین گام با اهمیت پرورش و توسعه نقاط قوت و استعدادهای ذاتی خودتان آشنا شده‌اید. به زودی مطالب بیشتری در مورد شناخت استعدادها برایتان خواهم نوشت و در اختیارتان قرار خواهم داد. توصیه می‌کنم حتماً در خبرنامه ما عضو شوید تا این مطالب را از دست ندهید 🙂

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recommended Posts

Leave a Comment