هدف‌گذاری به روش حسن کچل

 In نوشته‌های عمومی

همانطور که از نام این مطلب پیداست می‌خواهم شما را با روشی مبتکرانه از حسن کچل در مورد هدف‌گذاری آشنا کنم.

همه شما حسن کچل را می‌شناید و نیازی نیست داستانش را برایتان تعریف کنم. همین‌قدر که یادتان باشد پسری تنبل بود، از جایش تکان نمی‌خورد و مادرش بالاخره با چیدن سیب توانست او را از جایش بلند کند کافیست. اما واقعاً حسن‌کچل چه کار خاصی انجام داد که حالا بخواهد به ما هدف‌گذاری و روش موفقیت آموزش دهد؟!

هدف‌گذاری بدون صداقت بی‌معناست

حسن‌کچل، هرچه که نداشت، بی‌اندازه با خودش صادق بود. اگر چیزی را که دوست نداشت برایش هیچ قدمی برنمی‌داشت. به مدرسه نمی‌رفت؟ به خانه چسبدیده بود؟ حداقل با خودش روراست بود و می‌دانست چه چیزی را دوست دارد و از چه چیزی خوشش نمی آید. شاید بهتر بود به مدرسه می‌رفت، اما شاید هم برای مدرسه رفتن ساخته نشده بود.

راستش هدف‌گذاری باید همراه کمی صداقت باشد. شما اگر واقعاً ندانید از چه چیزی خوشتان می‌آید و از چه‌چیزی خوشتان نمی‌آید موفق به هدف‌گذاری درستی نمی‌شوید. هر روز دلتان چیزی را هوس می‌کند و به دنبال همان چیز می‌روید. در صورتی که شاید چند روز دیگر حسابی دلتان را بزند و آن را رها کنید. مثلاً در تلویزیون شور و اشتیاق یک فوتبالیست مشهور را می‌بینید و دلتان می‌خواهد فوتبالیست شوید. هدف‌گذاری می‌کنید و می‌گوئید تا سال دیگر باید وارد فلان تیم شوم. اما همین که صبح زود شما را از رختخواب بیدار می‌کنند، به زمین تمرین می‌کشانند و یک  عالمه بد و بیراه هم بارتان می‌کنند آن را رها می‌کنید و دوباره مشغول به کاری می‌شوید که دوستش دارید. شاید با خودتان آنچنان صادق نبودید. شاید باید در هدف‌گذاری تجدید نظر کنید و با خواسته‌های واقعی‌تان روبرو شوید.

هدف‌گذاری باید با شما تناسب داشته باشد

گاهی آنقدر هدفی که برای خودمان مشخص کرده‌ایم جذاب است که حاضریم هرکاری بابتش انجام دهیم. صبح زود بیدار شویم، ساعت‌ها مطالعه کنیم و با مشتریان بداخلاق سرو کله بزنیم. اصلاً برایمان مهم نیست چون موقع هدف‌گذاری به همه آنها فکر کرده‌ایم. با خودمان سنجیده‌ایم که آیا طاقت دارم ۵ سال همین کار را انجام دهم؟

هدف‌گذاری حسن کچلاما باید اعتراف کنم گاهی تغییر دادن خودمان از اساس کار دشوار و شاید (البته فقط می‌گویم شاید) غیر ممکنی باشد. برخی محققان می‌گویند هر چه برای انجام کارهایی که برایتان دشوارتر است اراده و توانتان را به کار بگیرید، بیشتر تحلیل می‌روید و ضعیف‌تر خواهید شد. یعنی روزی می‌رسد که از تمام تلاش‌هایی که روزی برایتان آسان بود دست می‌کشید و بیخیال همه آرزوها و اهداف خواهید شد.

حرف دیگران را فراموش کنید که فکر می‌کنند هرچه کارهای سخت‌تر انجام دهید قوی‌تر خواهید شد. بخشی از آن را قبول دارم ولی آنها می‌گویند ما مثل یک چکش هستیم که هرچه سخت‌تر ضربه بزنیم، خودمان هم سخت‌تر و قوی‌تر می‌شویم. اما واقعاً شاید ما شبیه یک چکش نباشیم! شاید بیشتر شبیه به یک قیچی خیاطی باشیم! اگر با قیچی خیاطی کاغذ قیچی کنیم، کند می‌شود. اما می‌توانید سالهای سال با آن پارچه برش بدهید. حالا بهتر است خیاط شوید یا صحاف؟!

حسن‌کچل پسر کاملی نبود، همه کارهایش درست نبود اما ما به کارهای خوبش نگاه می‌کنیم. او برای درس و مدرسه ساخته نشده بود. شاید بهتر بود به کار در رستورانی می‌چسبید و در نهایت به یکی از بهترین آشپزهای شهر تبدیل می‌شد. حسن‌کچل مشکلش این بود هدفی متناسب با خود پیدا نکرده بود. او اصلاً هدف‌گذاری نکرده بود. کاری که من و شما باید انجام دهیم.

چرا هدف‌گذاری متناسب با ما نباشد؟

در تحقیقی مشخص شد افرادی که برای یک‌سال بر روی توانایی‌ها و نقاط قوت خود کار می‌کنند، به موفقیت‌های بیشتری نسبت به کسانی که بر روی تقویت نقاط ضعف خود کار کرده‌اند می‌رسند. تعجب می‌کنید؟ شما برای کاری ساخته‌شده‌اید که متناسب با شماست.

شاید حافظه خوبی داشته باشید، و شاید هم اصلاً حافظه‌تان خوب نباشد. شاید فردی درون‌گرا باشید، شاید هم عاشق روابط اجتماعی هستید. برای هرکدام از ما هدف‌گذاری متناسبی لازم است. من باید به جایی برسم که توانایی رسیدن به آن را داشته باشم. باید مسیری را انتخاب کنم که لازم نباشد شبانه‌روز کارهایی را انجام دهم که دوستشان ندارم. من باید از استعدادها و توانایی‌هایی که دارم استفاده کنم تا با سرعتی زیاد رو به آرزوهایم پیش بروم.

موفقیت در هدف‌گذاریهدف‌گذاری باید با جایزه‌های کوچک همراه باشد

اولش حسن‌کچل هدف‌گذاری نکرده بود. اما وقتی چشمش به اولین و دومین و سومین سیب افتاد هدفش را مشخص کرد. “من می‌خواهم همه سیب‌ها را بخورم”. اما اگر لازم بود تا حسن‌کچل ابتدا تمام سیب‌ها را تا سر کوچه جمع کند، در ظرفی قرار دهد و آن ظرف سنگین را تا خانه بار خودش کند و بیاورد، آنوقت تازه شروع به خورن آنها کند اصلاً شروع می‌کرد؟

آن زمان چیزی که زیاد بود، سیب بود. اگر قرار بود حسن‌کچل تا سر کوچه برود که مشکلی نداشت. خودش می‌رفت و سیب تهیه می‌کرد. اما حسن‌کچل فوراً جایزه تلاشش را می‌گرفت. به محض اینکه دو قدم برمی‌داشت یک سیب جایزه می‌گرفت و مزه آن سیب باعث می‌شد تا با اراده بیشتری گام بعدی را بردارد. او با خوردن هر سیب مطمئن‌تر می‌شد که این هدف ارزشش را دارد.

تعیین مسیر در هدف‌گذاری

فرض کنید هدفی گذاشته‌اید. می‌خواهید تمام اقساط و وام‌های عقب‌مانده را بپردازید و البته پول شما هم محدود است. هدفتان مشخص است اما مسیرهای زیادی برای این‌کار وجود دارد. می‌توانید اول از همه قسط بانک را بدهید تا جریمه نشوید. یا می‌توانید اول قبض برقی را پرداخت کنید که هنور یک ماه برای پرداختش فرصت دارید.

یک مدیر مالی باهوش به شما توصیه می‌کند اول قبض برق را پرداخت کنید. بگذارید جریمه شوید، ولی با پرداخت همین قبض کوچک برق که مبلغش به مراتب کمتر از اقساط بانک شماست مطمئن‌تر خواهید شد که می‌توانید تمام اقساط و قرض‌هایتان را پرداخت کنید. طعم خوش بدهی پرداخت شده به شما انرژی و توان بیشتری برای کسب درآمد خواهد داد. برای همین به شما می‌گویم که تعیین بهترین مسیر برای یک هدف‌گذاری واقعاً لازم است. البته لازم نیست در مرحله‌ی هدف‌گذاری، مسیر خودتان را نیز طراحی کنید. و البته من هم در این مقاله قصد نداشتم فقط شیوه‌های هدف‌گذاری را با شما درمیان بگذارم.

موفقیت در هدف‌گذاری و هدف‌گذاری موفقهدف‌گذاری متناسب با شما کدام است؟

خیلی از ما از برخی جنبه‌ها شبیه حسن‌کچل هستیم. مثلا با دیگران تفاوت داریم و چیزی که برای آنها جذابیت دارد برای ما هیچ جذابیتی ندارد. لازم نیست اینقدر خودمان را سرزنش کنیم. ما متفاوت از افراد دیگر هستیم. حتماً چیزهایی هم برای ما وجود دارند که چنین انگیزه‌ای در ما پدید آورند که دست‌به‌کار شویم و یک هدف‌گذاری منحصر به‌فرد انجام دهیم.

استعدادهای ما با دیگران متفاوت است و باید هدف‌های اختصاصی خودمان را جستجو کنیم. ببینیم به چه‌چیزی علاقه‌مندیم و در چه چیزی بهتر از دیگران هستیم. البته تنها جایی که کاری از دست ما برنمی‌آید هنگام خواب است. پس بهتر است اگر خواب‌آلودگی مانع شما برای دستیابی به نتیجه هدف‌گذاری‌های همیشگی‌تان است بر آن غلبه کنید و به دنبال راهکارهایی برای درمان آن باشید.

اما اگر بیشتر دوست دارید در منزل کار کنید، حتماً در هدف‌گذاریتان این را مد نظر داشته باشید. هدفی مانند تبدیل شدن به یک گرافیست یا برنامه‌نویس عالی که از راه دور کارهایش را انجام می‌دهد شاید برایتان جذاب باشد. اگر روحیه‌ای به شدت اجتماعی دارید، این را در هدف‌گذاری خود نادیده نگیرید. شاید هدفی مانند تبدیل شدن به یک چهره مردمی برایتان جذاب‌تر از برنامه‌نویسی کامپیوتر باشد.

فراموش نکنید شما منحصر به فرد هستید. پس هدف‌گذاری شما نیز باید منحصر به فرد باشد.

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recent Posts
Comments
  • no name
    پاسخ

    vaghean yadesh bekheir

Leave a Comment