عصبانیت، یک راز ناگفته‌ی موفقیت است

 In نوشته‌های عمومی

انگیزه بزرگ‌ترین چیزی‌ است که ما را برای رسیدن به نقشه‌ها، اهداف و برنامه‌هایی که در ذهن داریم از جایمان بلند و وادار به حرکت می‌کند. شاید این مطلب که انقدر به انگیزه بها می‌دهد برایتان جدید باشد و شاید هم از طرفداران آی‌بهتر هستید و تابحال در مطالب دیگرمان به این باور رسیده‌اید. اینکه انگیزه حتی عاملی بسیار بسیار بسیار قوی‌تر از اراده هست. من در کتاب ((ما همه کلید هستیم)) کاملاً توضیح داده ام که چرا دیگر تاریخ مصرف اراده گذشته و این انگیزه است که اراده را پدید می‌آورد.

شما بدون انگیزه ذره‌ای اراده نخواهید داشت و تلاش هم بی‌فایده است.

چرا بعضی‌ها انقدر تلاش می‌کنند؟

انگیزه و موفقیتما گاهی افرادی را می‌بینیم که تلاش خیلی زیادی برای رسیدن به نتیجه می‌کنند. زمانی با خودم فکر می‌کردم واقعاً این‌همه مشقت و سختی، ارزشش را دارد؟ مثلاً وقتی می‌دیدم بعضی‌ها برای تماشای یک بازی فوتبال از نزدیک، ساعت‌ها در صف منتظر می‌مانند و اگر تمام خطرات (مثل له شدن زیر دست و پا) از بیخ گوششان بگذرد، تازه نوبت ترافیک سنگین و انتظار‌های چند ساعته برای رسیدن به منزل فرا می‌رسد. اصلاً برای لحظه‌ای قابل تصور نبود که بخواهم چنین وضعیتی را تحمل کنم. آن‌هم برای یک فوتبال که شبکه سه هم آن را مستقیم پخش می‌کند!

حقیقت این بود که من آنقدرها که این انتظار و سختی برایم ارزشمند باشد به فوتبال علاقه نداشتم. من حتی مهم‌ترین مسابقات فوتبال را از تلویزیون هم دنبال نمی‌کردم و آنوقت انتظار داشتم بتوانم آنها را درک کنم!

اما حالا که به راز این مسأله پی برده‌ام با اطمینان می‌گویم یکی از بزرگ‌ترین و اساسی ترین اصول موفقیت در هرکاری، انگیزه و عشق است. اگر به کارتان عشق داشته باشید، جدا کردن شما از محل کار بسیار دشوار است. اگر عاشق درس خواندن باشید، نمی‌شود کتاب را از دم دستتان برداشت. شما اگر از صمیم قلب کاری را دوست داشته باشید، تمام سختی‌ها و دشواری‌هایش را به‌ جان می‌خرید.

 اگر شما عاشق و دلداده نامزد و یا همسرتان باشید، حتی زمانی طولانی انتظار زیر آفتاب هم برایتان دشوار نخواهد بود. اگر عاشق ثروت باشید، بارها و بارها تلفن زدن به مشتری‌ها برایتان سخت نخواهد بود. اگر شما عاشق تخفیف گرفتن باشید، به هیچ عنوان از این مغازه به آن مغازه رفتن برایتان عذاب آور نخواهد بود. اما می‌بینید که برای بعضی از اطرافیانتان اینطور نیست. دلیل ساده‌ای دارد. شما در همه این کارها انگیزه دارید و از پس همه‌چیز برمی‌آیید.

انگیزه‌های زشت و زیبا

گاهی اوقات شما قادر نیستید به سادگی عشق و علاقه خود به کاری را پیدا کنید. انگیزه‌ای برای یک شغل حسابی ندارید و برای همین پیشرفتی هم نمی‌کنید.در اینجا می‌خواهم حسابی راهنمایی‌تان کنم تا عشق و علاقه‌ای برای خود بیابید.

 عشق و تنفر - مدرسه موفقیتمطمئناً علاقه قلبی و سوزان که به شما فشار می‌آورد تا به موفقیت برسید از عشق ناشی می‌شود. منظورم این است که این عشق و علاقه به شدت در شما ایجاد انگیزه می‌کند و همین تلاش‌های پیگیرانه شما را به هدفتان خواهند رساند. اما اگر هنوز این عشق و علاقه خود را نیافته‌اید به سمت نفرت‌هایتان قدم بگذازید. از چه چیز‌هایی بدتان می‌آید و چه چیز‌های به شدت آزارتان می‌دهد؟ اراده و انگیزه‌ی دیوانه‌وار شما می‌تواند از تنفر نشأت بگیرد.

بیایید خجالت را کنار بگذاریم، بالاخره همه ما از بعضی چیزها متنفریم. یکی از اهانتی که می‌شنود، یکی از سرشکستگی، یکی از نابود شدن اعتبار و آبرو. تفاوتی نمی‌کند. اما نقطه مشترک همه این‌ها این است که شما برای پیشگیری از مواجهه با آن‌ها، باید مبارزه کنید. با عواملی که آنها را پدید می‌آورند به شدت بجنگید تا دل شما آرام بگیرد.

یکی از دوستان من، در جوانی از سرزنش‌های پدرش خسته شده بود. او واقعاً از سرکوفت‌هایی که دائم می‌شنید متنفر بود. حرف‌هایی مثل: ((من مطمئنم تو هیچ‌چیزی نمی‌شوی. تو حتی عرضه راه رفتن هم نداری)). او برای رهایی از این تهمت‌ها تصمیم گرفت به جایی برسد. تفاوتی نمی‌کرد برایش در چه چیزی؛ مهم این بود که به پدرش ثابت کند ((من می‌توانم)). او بعد از چند سال دوری از درس، به یک پشت کنکوری تبدیل شد. روزی ۱۰ ساعت درس می‌خواند و در عرض یک‌سال توانست در رشته دندان‌پزشکی قبول شود. حالا هم پزشک است و بزرگ‌ترین سربلندی‌اش این است که ((من توانستم و می‌توانم)).

یادم هست او هیچ علاقه‌ای به درس نداشت و همان سال اول که نتوانست در رشته خوبی قبول شود، درس را رها کرد. اما میبینید؟ او ساعت‌ها و سالها کاری که به آن علاقه‌ای نداشت را با انگیزه‌ای بسیار قوی دنبال کرد. چرا که انگیزه‌ای برای رسیدن به هدفش داشت. ولی فراموش نکنید که این عشق به پزشکی، ثروت و دانش نبود که باعث حرکتش شد. بلکه این نفرت بود.

عشق و نفرت

واقعیت این است که عشق و نفرت یکی هستند؛ فقط مثل این است که از جهت‌ها مختلفی به یک چیز نگاه کنید. اگر چیزی را دوست داشته باشید، از چیزی که آن را به خطر می‌اندازد و یا تهدید می‌کند تنفر خواهید داشت. اگر سلامتی را دوست داشته باشید، از سرطان و مشکلات قلبی متنفر خواهید بود. اگر دریای کشورتان را دوست داشته باشید، از آلودگی‌ها بدی که مردم باعث آن شده‌اند متنفر خواهید بود . اگر عاشق مردم باشید، از ضایع شدن حقوق آنها توسط برخی افراد به شدت آزرده‌ خواهید شد. و همینطور اگر عاشق فرزند و همسرتان باشید، از کسی که قصد آزار رساندن به آنها را داشته باشد متنفر خواهید بود.

دلیلی برای تنفر پیدا کنید

در این لحظه کاغذ و قلمی بیاورید و یا در همین تلفن همراه و یا کامپیوتری که درحال مطالعه این متن در آن هستید ۳ چیزی که از آنها به شدت تنفر دارید را بنویسید. وابستگی مالی؟ کمبود اعتبار و ارزش اجتماعی؟ مسخره شدن بابت نمرات پائین؟ صبح زود بیدار شدن برای کارمندی؟

چه برنامه‌ای برای آنها دارید؟ می‌خواهید تا آخر عمر تحملشان کنید؟ اگر اینطور است پس احتمالاً از آنها تنفر ندارید و فقط کمی خوشتان نمی‌آید. تمرکز کنید، به خاطراتتان بیاندیشید. حتی تنفر از قدرت جسمانی کم و یا هیکلی نامتناسب می‌تواند دلیل خوبی برای شروع ورزش کردن باشد.

 خشم و شکوفایی نبوغ

یک خاطره از اوایل دوران تأهل من

یادم می‌آید سالها پیش همسرم  وارد کسب و کاری شد و با شریکش به مشکلی بزرگ برخورد کرد. او متوجه شد برای اینکه بتواند حق ضایع شده‌اش را از شریکی که قدرت در دستش بود پس بگیرد، قادر نیست با زور کاری از پیش ببرد. اما او در جنگ بود و این شرایط برایش غیر قابل تحمل بود. او سرمایه‌ و انرژی زیادی را صرف آن کار کرده بود و حالا قرار بود هیچ‌چیزی به او تعلق نگیرد.

اما او تسلیم نشد. تنفر و خشونت او را وادار کرد تا در عرض یکی دو هفته شبانه روز مشغول مطالعه درباره اصول مذاکره شود. واقعاً هم در این زمینه خبره شد. او توانست تنها با صحبت حقش را پس بگیرد و امتیازاتی که واقعاً به او تعلق داشت را بدست آورد. اما او اهل این‌که اصول و فنون مذاکره بخواند نبود! گرچه به ظاهر اجباری هم برایش در کار نبود، اما این حس شکست به او فشاری درونی وارد می‌کرد. نیرویی که او را مجبور می‌کرد.

در انتها

من و دوستانم در آی‌بهتر در تلاشیم تا بهترین و عمیق‌ترین مسائل در حوزه موفقیت را به شما ارائه کنیم. مطمئن هستم با مطالعه این مقالات گام بزرگی در موفقیت‌های شخصی، کاری، زناشویی و عرصه‌های دیگر برمیدارید. سعی می‌کنیم مطالب را طوری طراحی کنیم تا به سادگی رد پای هر موضوعی را در مقالات دیگر نیز بیابید. برای همین پیشنهاد میکنم در فرصت‌های روزانه، مقالات و مطالب دیگر مدرسه موفقیت را مطالعه کنید تا تمام آنچه از راه‌کارهای موفقیت خوانده اید برایتان مرور شود و بتوانید دائماً آنها را به‌کار بگیرید. یادتان باشد، موفقیت اتفاقی نیست و موفقیت نیازمند حرکت است.

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recent Posts

Leave a Comment