عجب چراغ قرمز طولانی‌ای

 In نوشته‌های عمومی

عجب چراغ قرمزیست! چقدر طولانی. گویا ۱۰‌ها سال است پشت آن ایستاده‌ایم و خیلی آرام حرکت می‌کنیم. درباره‌ی زندگی صحبت می‌کنم، چهارراه پیشرفت و موفقیت. چهارراهی که با چراغی قرمز سالهاست پشت آن ایستاده‌ایم و انتظار می‌کشیم تا بلکه این تقاطع را نیز رد کنیم و به آینده‌ای که دائم تصورش می‌کنیم برسیم.

من نام این چراغ را، چراغ قرمز توانگریی گذاشته‌ام. چراغی که پشت آن با تمام نقاط ضعف و ناتوانی‌هایمان ایستاده‌ایم و بازهم انتظار می‌کشنیم تا سبز شود، برویم، بلکه به جایی برسیم. آینده در ذهن ما آنچنان‌ها هم روشن نیست. گویا صرفاً با آرزوهایی گاه تقلید مانند طرفیم و فکر می‌کنیم اگر به آنها برسیم دیگر همه‌چیز عالی خواهد بود. اما چه زمانی این چراغ سبز خواهد شد؟

چراغ قرمز نقاط ضعف

همانطور که احتمالاً منظورم را متوجه شده‌اید، از نظر من، ما سخت در تلاشیم. تلاشی که بیشتر از بدست آوردن، در آن هزینه می‌پردازیم. به دنبال لحظاتی شیرین هستیم و در این راه، لحظاتی به‌مراتب شیرین‌تر را خراب می‌کنیم. می‌خواهم بگویم با این روشی که پشت این چراغ قرمز توانگری و شکوفایی در پیش گرفته‌ایم احتمالاً به جایی نخواهیم رسید.

ما تمام تلاشمان را در راه بهبود نقاط ضعف‌مان به‌کار میگیریم. فرصتمان را به تمرین و تلاش در کارهایی قرار می‌دهیم که نه‌تنها در آنها خوب نیستیم، بلکه هیچ علاقه‌ای هم به آنها نداریم. از حساب و کتاب بدمان می‌آید، ولی برای اینکه در کارهایمان عقب نمانیم در دوره‌های حسابداری شرکت می‌کنیم. رو دررویی با دیگران اعصاب ما را خورد می‌کند،ولی به کارگاه‌های ارتباطی می‌رویم. اما چرا با خودمان نمی‌اندیشیم که شاید ما باید «کار دیگری انجام دهیم»؟ کاری که در آن واقعاً خوب هستیم؟

نقاط قوت فراموش شده

ما استعدادهای ذاتی و همینطور نقاط قوت خودمان را پاک به دست فراموشی سپرده‌ایم. تمام فرصت پدر مادرهای امروزی در جهت اصلاح نقاط ضعف کودکانشان صرف می‌شود و اتفاقاً آنها چنین فکر می‌کنند که کارشان کاملاً درست است. تحقیقات چیزهای دیگری نشان می‌دهد.

مدیران شرکت‌ها، بر روی بهبود نقاط ضعف کارکنان خود متمرکز هستند و گویی آنها هیچ نقطه‌ی قوت و توانایی منحصر به‌فردی ندارند تا بتوان همان نقاط قوت را در جهتی به شکوفایی رسانید. آیا این مدیران نمی‌دانند که با یک تغییر کوچک از دنیای نقاط ضعف به دنیای نقاط قوت، بازدهی کارکنانشان به صورت میانگین، ۶برابر افزایش پیدا می‌کند؟ حتماً با خودشان می‌گویند «۶ برابر؟ اصلا امکان ندارد… اگر اینطور بود که….». بله، اگر اینطور بود تمام شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ، دنیا را فتح می‌کردند و می‌توانستند با ۶ برابر قدرت حرکت کنند. اما مگر اینطور نیست؟

نقاط قوت، دنیا را گرفت!

بگذارید شرکت‌های تولید تلفن‌همراه ایرانی را با اپل مقایسه کنیم. بگذارید صنایع دارویی کشورمان را با امریکا و اروپا مقایسه کنیم. بگذارید دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه تهران را با آکسفورد، هاروارد و استندفورد مقایسه کنیم. ۶ برابر که چه عرض کنم! آنها ۶۰۰ برابر از ما جلوتر هستند. اگر با خودتان فکر می‌کنید که بهبود نقاط قوت نمی‌تواند توانایی یک شرکت، یک سازمان و یک دولت را به صورت میانگین ۶ برابر کند، صنعت سینما در کشور خودمان را که یک کشور نقاط ضعف محور است (یعنی بیش‌از تمرکز بر بهبود نقاط قوت، در پی بهبود نقاط ضعف در ماست) با سینمای جهانی و هالیوود مقایسه کنید.

شاید اهل فیلم نباشید و از سینمای خارجی آنچنان اطلاعاتی در دست نداشته باشید. اما بگذارید به شما بگویم که محبوبیت ۹۵٪ از فیلم‌های تولید شده توسط هالیوود، ۱۰۰‌ها برابر محبوبیت فیلم‌های داخلی در کشور ماست. همانقدر که فوتبال ما عقب‌تر از فوتبال جهانی‌است، همانقدر که اینترنت‌های ما ضعیف‌تر از اینترنت‌های جهانی‌است، همانقدر که صنعت فضایی ما عقب‌تر از NASA صنعت فضایی جهانی‌است، به همان میزان هم در صنعت سینما عقب هستیم.

اینکه بعد از چندین سال، فقط و فقط یک فیلم ما جایزه‌ای جهانی می‌گیرد هیچ چیز را ثابت نمی‌کند. این اتفاق نمی‌تواند ثابت کند که ما نظام آموزشی و تربیتی صحیحی را در برخورد با نقاط ضعف و قوت‌ خودمان به‌کار گرفته‌ایم. اما قطعاً موفقیت‌های پیاپی و پشت سر هم کشورهای متمدن امروزی در تمام صنایع می‌تواند اثربخش بودن «بهبود نقاط قوت و تمرکز بر آنها را» به اثبات برساند.

تضمین موفقیتپیشنهاد مدرسه نوابغ: انقلاب نقاط قوت

در این مطلب شما را با انقلابی که سالهاست به‌راه افتاده آشنا خواهم کرد. انقلاب نقاط قوت. روشی در به شکوفایی رسانیدن نبوغ و افزایش تعداد نوابغ در جهان. امروز به هرکجا که می‌نگرید، نوابغی شکوفا شده را می‌بینید و….. ادامه مطلب

شکوفایی استعدادها در دنیای امروز

دوران شکوفایی در دنیای امروز، متفاوت از دنیای دیروز است. جای تلاش و پیگیری‌های سخت به عشق و علاقه به فعالیت و پیگیری‌های دوست‌داشتنی داده شده و دلیلش هم روشن است… نیاز به خلاقیت و نوآوری در هر زمینه‌ای احساس می‌شود. دیگر به پزشکی که بتواند سرماخوردگی را تشخیص دهد آنچنان احساس نمی‌شود. تا چندسال دیگر هم که ربات‌ها قادر خواهند بود همه‌ی کارهای تکراری را با دقتی بالا انجام دهند و اما دنیای امروز، تشنه‌ی خلاقیت است.

ما نیاز به جراحانی داریم تا بتوانند راهکارهای جدیدی را به ظهور برسانند. نیاز به مهندسانی داریم که بتوانند دنیا را متحول کنند. نیاز به همسرانی داریم که بتوانند زندگی زناشویی را به اوج عشق برسانند و نیاز به دانش‌آموزانی داریم که بتوانند به شکوفایی دست پیدا کنند. اما با تکیه بر نقاط ضعف، به هیچ‌یک از اینها نمی‌توان دست پیدا کرد. چرا که خلاقیت، دستمایه‌ی عشق و علاقه به کاریست و ما انسان‌ها ذاتاً به برخی چیزها علاقه‌ای نداریم.

بی‌علاقگی است که نقاط ضعف را پدید می‌آورد و این علاقه، همان کلید شناخت نقاط قوت در ماست. سخت است بخواهیم بگوییم که برخی افراد بدون استعداد در فلان موضوع به دنیا آمده‌اند. حقیقت آن است که این محیط، شرایط کودکی و تمرینات هستند که باعث پرورش و شکل‌گیری استعدادی در وجود ما می‌شوند. ما استعداد هرچیزی را میتوانیم در وجود خود پدید آوریم، ولی این اتفاق نمی‌افتد. ما به برخی چیزها علاقه نداریم و قادر نیستیم آنها را تبدیل به نقاط قوت خود کنیم. در این مورد برایتان صحبت‌های زیادی دارم که به زودی با شما مطرح خواهم کرد.

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recommended Posts
Showing 8 comments
  • رحیمیان
    پاسخ

    ممنون. خیلی حال و هوای ادبی داشت و واقعا لذت بردم

  • بیژن
    پاسخ

    مطلب خوبی بود

  • رها
    پاسخ

    من همیشه پیگیر مطالب سایتتون هستم.امیدوارم موفق باشید
    راستی دیدم….
    ولش کن 😀

    • آرین سلیمانی
      پاسخ

      ای بابا چرا؟

  • مهسا حبیبی
    پاسخ

    جالب،آموزنده و برانگیزاننده احساسات (به قول خودتون:) )

    • آرین سلیمانی
      پاسخ

      Like

  • ali heidary
    پاسخ

    سلام.پسندیدم

  • majid
    پاسخ

    سلام مطالب اموزنده‌ ای بود.
    همینطور بابت انتشار مطالب خوبتون در شبکه‌های خبری به شما تبریک عرض میکنم.امیدوارم همیشه همینطور موفق باشید و حالتان خوب باشد

Leave a Comment