توانایی سخنرانی برای برند‌سازی شخصی – قسمت پنجم

 In برندسازی شخصی

خوشحالم که با قسمت پنجم از سلسله دروس «توانایی سخنرانی برای برندسازی شخصی» با شما هستم. همانطور که در جریان هستید تابحال چهار جلسه از این موضوع را گذرانده‌ایم و توصیه می‌کنم اگر برای اولین‌ بار است که با این مطلب سروکار دارید، حتماً سری به قسمت‌های قبلی این سلسله دروس بزنید، آنها را مطالعه کنید و از نکات آن برای یک برندسازی شخصی استاندارد و حرفه‌ای بهره ببرید. حتماً تا انتهای مقاله با من همراه باشید تا گام‌هایی عملی را با شما درمیان بگذارم. در روبرو لینک تمامی جلسات این سلسله دروس در اختیار شما خواهد بود: توانایی سخنرانی برای برندسازی شخصی (تمام دروس)

و حالا شما باید صحبت کنید…

در این جلسه می‌خواهم به اصل موضوع سخنرانی، یعنی لحظه‌ی ارائه سخنرانی بپردازم. می‌خواهیم به متن حادثه برویم، یعنی لحظه‌ای که حضار سکوت کرده‌اند، در انتظار صحبت‌های شما هستند و حالا شما باید صحبت کنید! آنهم نه یک صحبت معمولی، بلکه یک سخنرانی آتشین و به‌یادماندنی که برند شخصی شما را به صورتی محکم تقویت کند. اما برای اینکه صحبت‌هایی اثرگذار داشته باشید باید نکاتی را دنبال کنید که قرار است اینجا به آنها بپردازیم. با من همراه باشید.

نوبت سخنرانی شماست

برای تسلط بر سخنرانی، از اعماق وجود صحبت کنید

به هیچ‌عنوان سعی نکید ادا درآورید. خودتان باشید و از اعتقادات خود صحبت کنید.  در سخنرانی خود باید احساسات‌تان برای حضار قابل مشاهده باشد، اما این احساسات به هیچ عنوان نمی‌توانند ساختگی باشند. نوع نگاه شما، حرکات بدن، طریقه‌ی ادا کردن کلمات‌تان ، همه و همه حاکی از احساسات شماست. شاید به این فکر افتاده باشید که می‌توانید با نگاه‌ها، حرکات بدن و…. احساساتی متفاوت، غیر واقعی و دوست‌داشتنی را در صحبت‌های خود به نمایش بگذارید. اما باور کنید این اتفاق نخواهد افتاد.

من سخنرانی‌ها و سخنرانان بسیار زیادی را تماشا کرده‌ام. همینطور برای موفقیت در سخنرانی به افراد گوناگونی توصیه‌های زیادی داشته‌ام و مستقیماً نظاره‌گر نتیجه بوده‌ام. هیچ‌وقت احساسات ساختگی باورپذیر نیستند، آنهم در اوایل کار. اکثر توصیه‌ها برای بهبود سخنرانی به کار نمی‌آیند، بلکه آنچه همیشه عمل می‌کند این است: خودتان باشید.

وقتی از دست همکاران خود واقعاً عصبانی هستید و خشم خود را بروز می‌دهید، وقتی واقعاً هیجان زده هستید و خاطره‌ای جالب را برای دوست‌تان تعریف می‌کنید، در این شرایط همیشه به بهترین شکل احساسات خود را بروز می‌دهید، حرکات بدن شما متناسب است و شما اثر می‌گذارید (کاری به خوب و بدش نداریم)، چرا که شما در آن شرایط خودتان بوده‌اید. دقیقاً باید مشابه همین کار را در سخنرانی‌های خود انجام دهید. باید از اعماق وجودتان صحبت کنید. اگر احساسی ندارید، پس هنوز آماده سخنرانی نیستید. باید کمی با خودتان به موضوعی که قرار است در مورد آن صحبت کنید بیاندیشید، دیدگاهی واقعی کسب کنید، به چیزی در اعماق وجودتان دست پیدا کنید و با همان احساسات قوی و درونی روبروی ۱۰نفر، ۱۰۰نفر، ۱۰۰۰نفر و یا ده‌ها هزار نفر حاضر شوید. آن‌وقت است که خطی عمیق بر ذهن مخاطبان‌تان باقی خواهید گذاشت.

احساسات واقعی

در لحظه سخنرانی کنید

هیچ‌وقت نوشتن متن کامل سخنرانی روش خوبی نخواهد بود. هنگامی که شما در حال نوشتن متن کامل سخنرانی هستید، در شرایطی متفاوت از شرایط واقعی سخنرانی به سر می‌برید. احساساتی متفاوت را تجربه می‌کنید و همین مساله باعث می‌شود کلمات و الفاظی متفاوت بر لب‌های شما جاری شوند. حال فرض کنید در شرایطی متفاوت از شرایطی که قرار است در آن حضور پیدا کنید و روبروی جمعیتی به سخنرانی و صحبت بپردازید متن کامل سخنرانی خود را بنویسید. این کاری کاملاً اشتباه است.

زمانی که روبروی جمعیت و در شرایط اصلی قرار می‌گیرید، احساساتی متفاوت را تجربه خواهید کرد و دیگر قادر نخواهید بود از همان الفاظ، همان کلمات و همان جملاتی که نوشته‌اید استفاده کنید. اگر بخواهید دقیقاً متنی را که برای سخنرانی خود آماده‌کرده‌اید را تکرار کنید، مجبور خواهید شد جملات را از روی نوشته و خالی از هرگونه احساسی بخوانید. یعنی درست همان اشتباهی که بسیاری از مردم، دانشجویان و حتی افراد سرشناس جامعه در سخنرانی‌های خود مرتکب می‌شوند. حتی نزدیک این خطا هم نشوید.

در جلسات بعدی شما را به خوبی راهنمایی خواهم کرد که چطور بدون فراموش کردن نکات کلیدی مد نظرتان، یک سخنرانی سرشار از احساسات انجام دهید. آنچه مهم است این می‌باشد که شما باید در لحظه سخنرانی کنید. ببینید ندای درونی شما در لحظه به شما چه می‌گوید. به صدای احساسات و اعماق وجود خود در میان جمعیت گوش دهد و هرچه را که می‌شنوید تکرار کنید.

سخنرانی در لحظه

سخنرانی ترکیبی انجام دهید

مردم و تمام حضاری که روبروی شما قرار دارند ترکیبی از احساسات و عقلانیت را تجربه می‌کنند. ما هم تافته‌ی جدا بافته نیستیم. به حقیقت بنگرید، جذاب‌ترین فیلم‌ها و رمان‌ها، سرشار از برانگیختن احساسات در مخاطبان هستند. مخطابان ما، درست مانند خود ما بعد از مدتی شندین صحبت‌های منطقی و جدی، احساس خستگی می‌کنند. آنها نیاز به سرگرمی دارند و شما باید خودتان را برای این موضوع آماده کنید.

شاید برداشتتان تا اینجا این باشد که باید زمان‌های استراحت بیشتری برای مخاطبان خود درنظر بگیرید، اما اینطور نیست. این کار به شما کمکی نخواهد کرد، چرا که مخاطب شما در کمتر از ۸ دقیقه احساس خستگی و بی‌نشاطی را تجربه خواهد کرد. برای اینکه مخاطبان خود را هشیار و آماده‌ی اثرپذیری نگه‌دارید باید در صحبت‌های خود ترکیبی از داستان، کارهای عملی و صحبت‌های جدی را به‌کار بگیرید.

هر ۳ الی ۵ دقیقه گریزی به یکی از این موارد بزنید. داستانی شخصی یا اجتماعی تعریف کنید، صحبتی جدی کنید و کاری عملی از حضار بخواهید. نگران نباشید، ۳ تا ۵ دقیقه به هیچ عنوان زود نیست، بلکه باید مواظب باشید دیر نشود. منظور از کار عملی این است که از حضار بخواهید در فعالیتی شرکت کنند. مثلاً به سوالی از طرف شما پاسخ دهند، نام نفر کناری خود را به دلیلی روی کاغذ بنویسند، نظر خود را بیان کنند، یک خاطره از خود یادداشت کنند، جمله‌ای در مورد بهترین دوست خود بنویسند، چند مورد از علایق خود را در ذهن بیاورند و خلاصه فعالیتی انجام دهند که در آن شریکند و ارتباطی هرچند کمرنگ به صحبت‌های شما داشته باشد.

احساسات در سخنرانی

در سخنرانی خود حرکت کنید

وقتی چشمان مخاطب شما به نقطه‌ای خاص متمرکز باشد، تمرکز او از بین رفته و ذهنش به هزاران جا سرک می‌کشد. راه بروید، دستانتان را همانطوری که مشغول بیان یک داستان جذاب برای دوستانتان هستید، به صورتی کاملاً طبیعی و از اعماق وجود تکان دهید. خودتان را محدود نکنید و به ندای درونی‌تان گوش بسپارید. این مصنوعی بودن است که همه‌چیز را خراب می‌کند. با مخاطبان خود احساس صمیمیت را تجربه کنید و آنها را بر خودتان متمرکز نگاه دارید. تمام موارد بالا نیز در راستای همین اصل است: شما برای اثرگذاری باید شرایط اثرپذیری را در مخاطبان خود پدید آورید.

در مدت سخنرانی دائماً بازخورد بگیرید

برای اینکه متوجه بهترین حرکت بعدی خود در حین سخنرانی شوید، دائماً به چشمان، حرکات بدن و رفتار مخاطبان خود توجه کنید. شما باید بیشتر از آنها متمرکز و متوجه سخنرانی و اتفاقات باشید. وقتی حرفی خنده‌دار می‌زنید، وقتی به فرهنگ بخصوصی اشاره می‌کنید، وقتی صحبتی می‌کنید که ممکن است در آن برخی افراد جامعه مورد اهانتی هرچند بسیار جزئی واقع شده باشند و وقتی از موضوعی به سرعت عبور می‌کنید و احتمال می‌دهید برخی متوجه منظور اصلی شما نشده باشند، بیش از پیش به حضار دقت کنید. بعد از دریافت هر بازخورد، فوراً بهترین حرکت را طراحی کنید و دست به اجرا بزنید و باز هم بازخورد بگیرید. شما تا آخرین لحظه از سخنرانی خود باید به این کار ادامه دهید.

بازخوردگیری در سخنرانی

همیشه اکثریت را مد نظر قرار دهید

ممکن نیست بتوانید همه را راضی کنید. همیشه باید هزینه‌ و بهایی پرداخت شود و عموماً این بها، نارضایتی برخی حضار و مخاطبان است. سلیقه‌ها ضد و نقیض‌اند، نیازها متفاوت است، دیدگاه‌ها با یکدیگر فرق می‌کنند و حتی هر مخاطب برداشت بخصوص خود را از شخصیت شما دارد. آنچه باید برای شما ارزشمند باشد، رضایت اکثریت جامعه‌ی هدف شماست. به هیچ عنوان از نارضایتی ۱۰ تا ۱۵ درصد از مخاطبان خرده به دل نگیرید چرا که هیچ تقصیری متوجه شما نیست. اگر می‌توانید رضایت تعداد بیشتری را جلب کنید حتماً این کار را انجام دهید، اما به یاد داشته باشید که همیشه افرادی ناراضی و ناخشنود خواهند بود. با من در جلسات بعدی همراه باشید.

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recent Posts
Showing 6 comments
  • کاظمی
    پاسخ دادن

    سلام واقعا ممنونم ازمطالب زیباتون استفاده کردم

  • علی اکبر
    پاسخ دادن

    من دانشجو هستم و اغلب هر ترم برای حداقل یک درس مجبور به ارائه ی کنفرانس جلوی 30 الی 40 نفر هستم .همانطور که در مقاله اشاره شده اصلا نوشتن متن کامل سخنرانی به هیچ دردی نمیخوره چون اولا زمانیکه به متن نگاه میکنید چون هم باید ارتباط چشمی خودتونو با مخاطب حفظ کنید هم به متن نگاه کنید در نتیجه اگر یک خط را جا بندازید کل رشته ی کار از دستتون در میره ثانیا به شدت باعث استرس میشه و ثالثا اینکه همش در طول سخنرانی سرتون توی برگه باشه به شدت ارائتونو خشک و بی روح میسازه .از طرفی هم مسئله ی در نظر گرفتن اکثریت نسبت به اقلیت بسیار مسئله ی مهمی هست وقتی از یک جمع 50 نفری 30 نفر حداقل دارن مشتاقانه به ارائتون گوش میدن پس ینی کارتون داره به خوبی پیش میره و باید سعی کنید با تعریف یک مسئله و خاطره ی جالب توجه اقلیت هارو هم به خودتون جلب کنید برای من هم پیش اومده که زمان ارائه ی کنفرانس درس اندیشه دو با اینکه متن کنفرانسمو زیاد دوره کرده بودم و چندین بار هم برای خودم به صورت فرضی کارهایی که قرار بود انجام بدمو دوره میکردم ولی زمان ارائه از 30 دانشجو بیشتر 15 تاشون مشغول کار خودشون بودن که با تعریف یک خاطره ای که به صورت ناگهانی یادم اومد تونستم توجه اون هارو هم جلب کنم .مسئله ی تحرک در حین سخنرانی هم که اشاره شد خیلی مهمه به این خاطر که اگه یک جا به حالت ثابت یک متنیو ارائه بدین اولا رشته ی کار ازدستتون در میره ثانیا با گذشت زمان به دلیل عدم تحرک ذهنتون دیگه کشش ریکاوری مطالب بعدی رو نداره برای من بار ها پیش اومده که با اینکه ده بار متن سخنرانیمو آماده کرده بودم ولی چون حین سخنرانی در یک مکان به حالت سکون بودم در نتیجه مطالب از ذهنم اکثرا پاک شده بود .

  • mahmood
    پاسخ دادن

    سلام جالب بود استعداد هم مهمه

  • Ali
    پاسخ دادن

    عالی بود موفق باشید

  • mohamadamak
    پاسخ دادن

    سلام مطالب خیلی ارزشمندو مفید بود لطفا از این مطالب بیشتر بگذارید

  • عاطی
    پاسخ دادن

    مطالب شما ناب هست

Leave a Comment