ذهن ثروت ساز… نابغه‌ی ثروت‌سازی شوید

 In نوشته‌های عمومی

حتماً تابحال درمورد قانون جذب پول و یا راز جذب ثروت زیاد شنیده اید. اتفاقی که برای خود من افتاد، ایجاد بیزاری شدید از این قانون بود. آنقدر این قانون را غیر علمی و عمومی بیان کردند که انگار هیچ هدفی جز به فروش رساندن کتابهای ((راز)) و جذب ثروت برای نویسنده این کتاب وجود نداشت!

در این مقاله میخواهم برایتان در مورد قانون جذب صحبت کنم و شما را با زوایای علمی و رازهای پنهان این مساله آشنا کنم. مطمئن هستم اگر شما هم از مخالفان سرسخت این قانون هستید، بعد از مطالعه این مقاله کمی متعادل تر به قضیه خواهید نگریست. چرا که من در این مقاله قصد دارم جنبه‌های واقعاً علمی این مساله را شرح دهم. با من و آی‌بهتر همراه باشید.

حقیقت نهفته در قانون جذب

mony-and-mind-ibehtar

ذهن ما دارای بخش‌ها و فعالیت های مختلفی میباشد. همینطور از بخش‌های مختلفی مانند خودآگاه و ناخودآگاه تشکیل شده است. تصورات و تخیلات ما نیز جزوی از ذهن ما هستند که اتفاقاً بخشی از آنها ارادی میباشند. مثلاً شما به اراده خودتان مینشینید و لحظاتی را به رویاپردازی و تجسم آرزوهایتان مشغول میشود. گاهی هم این مساله کاملاً غیر ارادی هست و در وسط صحبت دوستتان متوجه میشوید که غرق تخیلات و تصاویر ذهنی خود بوده اید.

ذهن ما در بخشی از فعالیت‌های خود، تفاوتی بین تصور و واقعیت را درک نمیکند. یعنی در آن سطح از ذهن، تصور و تخیل میتواند دقیقاً رنگ و بویی از حقیقت داشته باشند. نتیجه اینکه ذهن شما همان عکس‌العمل‌هایی را نشان میدهد که در هنگام رویارویی با حقیقت از خود بروز میدهد. من در مقاله ((موفقیت به روش کتاب راز؟)) تحقیق فوق‌العاده جالبی را برایتان آورده ام که به دلیل کوتاهی این مقاله و فرصت کمی که از شما میگیرد توصیه میکنم حتماً این تحقیق را مطالعه کنید و سپس به ادامه این متن بازگردید.

قانون جذب و موفقیت

وقتی شما اهداف خود را تجسم میکنید، بخشی از ذهن شما تفاوت بین واقعیت و تجسم را درک نمیکند. برای همین ذهن شما، دقیقاً مانند ذهن همان ورزشکاران، شرایط مغزی و حتی بدنی را برای رسیدن به آن اهداف مهیا میکند. اول از همه ذهن شما به مغز فرمان میدهد که از هر ابزاری برای دستیابی به هدف استفاده کن. علاوه بر این، ذهن، ضمیر ناخودآگاهِ شما را فعال میکند تا برای رسیدن به اهدافی که تصور کرده اید راه حل پیدا کند. این بخش فوق‌العاده است. یعنی مثلا وقتی در خواب به سر میبرید، ضمیر ناخودآگاه شما درحال پیدا کردن راه حل‌های موجود برای دستیابی شما به موفقیت و هدفی است که تصور کرده اید. اینجاست که صبح روز بعد با ذهنی پر از ایده‌های جدید از خواب برمیخیزید و یا در محل کار، ایده‌هایی فوق‌العاده به ذهنتان میرسید.

در قسمت اول که ذهن شما به مغز فرمان بهره برداری از همه ابزارها را برای دستیابی به اهدافتان میدهد، مغز شما اطلاعات اطراف را با نگاهی هدفمند بررسی میکند. این را هم باید به شما بگویم که با توجه به حجم بالای اطلاعات دریافتی مغز (در هر ثانیه ۸.۰۰۰ داده) خصوصاً در عصر کنونی که هر لحظه از شبکه‌های اجتماعی، اینترنت، تلویزیون و افراد مختلف اطلاعاتی دریافت میکنیم، مغز ما دائماً در حال فیلتر کردن اطلاعات غیر ضروری میباشد. به عبارتی خودآگاه ما فقط اطلاعاتی را دریافت میکند که مغز بر آنها متمرکز شده. در این بین ۹۹٪ اطلاعات نادیده گرفته میشوند و فقط ۱٪ آنها به خودآگاه با منتقل میشوند. اما کدام اطلاعات؟ دقیقاً همان اطلاعاتی که مغز موظف به استفاده از آنهاست.

law-of-attractionبرای مثال شما اگر به دنبال پزشک باشید، در خیابان تمرکز و توجهتان بیش از پیش به تابلوهای پزشکان جلب میشود. بیش از پیش نام پزشکان و اطلاعات مرتبط را در میان کلمات دوستانتان می‌یابید و به آنها دقت میکنید. شما وقتی هدفی را تصور میکنید و ذهن شما دائما به مغز شما دستور تمرکز و بهره گیری از اطلاعات مرتبط را صادر میکند، شما و خودآگاهتان فرصت های بیشتری را مشاهده میکند. ((میخواهید ثروتمند شوید، این فرد دارد در مورد فرصت واردات کالایی خاص صحبت میکند که خودش خریدار آن میباشد)) و یا ((میخواهید دانشگاه تهران قبول شوید، فلان مجری رادیویی دارد با رتبه‌های برتر این دانشگاه مصاحبه میکند)). میبینید؟ فوق العاده هست. شما صداهایی را میشنوید، تصاویری را میبینید، فرصت‌هایی را به دست می‌آورید که همه اینها فقط و فقط به واسطه تجسم و تصورات شما بدست آمده اند.

تصور و تخیلات شما باعث پدید آمدن فرصت های جدید نمیشوند، بلکه باعث میشوند شما موقعیت‌ها و فرصت‌های موجود را ببینید و از آنها استفاده کنید

در قسمت دوم که ذهن شما ناخودآگاهتان را درگیر میکند، ناخودآگاه شما با قدرتی ۳۰۰۰ برابر قدرت خودآگاهتان وارد حل مساله میشود. ایده‌های خلاقانه به ذهنتان میرسد، شور و اشتیاق در شما پدید می‌آورد، انرژی از دست رفته شما را جبران میکند، راه‌های استفاده از فرصت‌هایی که از امروز آنها را مشاهده میکنید (از طریق قسمت اول) را به شما میگوید و حتی در خواب هم دست از کار نمیکشد.

تعادل بین قانون جذب و راهکارهای موفقیت

صادقانه بگویم، شما با درک کامل مطالب ارائه شده در بالا، هیچ نیازی به برقراری تعادل نخواهید داشت. برقراری تعادل برای کسانی است که تصور اشتباهی از قانون جذب دارند. شما دقیقاً میدانید که قانون جذب فرصت‌هایی که تا دیروز از چشمانتان پنهان بود را به شما نشان میدهد و ضمیر ناخودآگاهتان را با قدرتی باورنکردنی همراه شما میسازد. بعید میدانم با این تفاسیر شما دست از تلاش بکشید و اطمینان دارم بیش از پیش از این فرصت‌های ویژه برای دستیابی به موفقیت و ثروت استفاده خواهید کرد. پس نگران حفظ تعادل نباشید و افکار و تخیلاتتان را محدود نکنید.

نکته آخر

ما در آی‌بهتر آنقدر مطالب را به یکدیگر مرتبط و تکرار میکنیم تا با مطالعه هر مقاله، مطالب زیادی برای شما دوره شوند. با این کار شما پس از مدتی از سطح دانش بالایی در حافظه بلندمدت خود برخوردار خواهید بود و به سادگی این موارد را در زندگیتان جاری خواهید یافت. توصیه میکنم حتماً به مقالات دیگر ما نیز سر بزنید.

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recent Posts
Showing 4 comments
  • ساناز
    پاسخ

    عجب ماشین خوشگلی

  • پاسخ

    عموم مردم ثروتمند شدن را کاری سخت و مستلزم تحمل مشقت و رنج فراوان می‌دانند. این باور آن چنان ریشه‌ای است که به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شده است. گفتاری از قبیل «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود» و امثال آن دقیقاً گویای این نگرش است. این باور شاید از دورانی که بشر بیش از هر چیز بر قدرت فیزیکی و زور بازوی خود متکی بود ناشی شده باشد. اجداد ما در غارها و تا هزاران سال بعد عموماً متکی بر نیروی فیزیکی خود بودند. نیرویی که امروزه کمترین میزان دستمزد در قبال آن پرداخت می‌شود.

    تنها سرمایه مایکروسافت، تخیل انسان است. بیل گیتس

    وقتی راه انجام راحت‌تر کاری را ندانیم ساده‌ترین کارها برایمان بسیار سخت خواهد بود. مثلاً جابجایی یک بار یک تنی با کشیدن روی زمین با حمل آن توسط یک گاری چقدر فرق دارد؟ و حمل آن با گاری را با ماشین مقایسه کنید. در رابطه با ثروتمند شدن نیز چنین است.

  • تبسم
    پاسخ

    جالب بود، اما میتونم بطور ارادی تصوراتمون رو عوض کنیم؟ مثلا به یه موضوع خاصی فکر میکنیم و تصورش میکنم اما دوس نداریم که دیگه به اون موضوع فکر کنیم امکانش هست که قوه تخیلمون رو کنترل کنیم و وادارش کنیم به چیزی که دوس داریم فکر کنه؟ اگه آره چطوری؟

    • آرین سلیمانی
      پاسخ

      سلام به شما دوست عزیز.
      بخشی از تصورات منفی ما مرتبط با بخش آمیگدال سمت چپ مغزمان می‌باشد. قطعاً پزشکان و روانشناسان در این مورد می‌توانند کمک کنند تا با تنظیم هورمون‌های مغزی، نگرش مثبت بیشتری بدست آوریم.
      مورد دیگه تلاش است. اینکه سعی کنیم با کمی خوشبینی تصورات خوبی را در خودمان پرورش دهیم. اگر چیزی میبینید که دوستش دارید، تصور کنید آن را دارید، برایش برنامه ریزی کنید و راهی پیدا کنید تا بدستش بیاورید.
      نتایج مثبت بدست آمده کمک می‌کند که در چرخه قرار بگیرید که تماماً مثبت و سازنده خواهد بود

Leave a Comment