تعادل در برند شخصی

 In برندسازی شخصی

در ذهن مخاطبان شما، همواره هارمونی‌ و تعادلی میان آنچه در باطن شما می‌گذرد و ظاهر جستجو میشود. برای شروع درک این مطلب بیایید یک لحظه به سطح شهر برگردیم. اینبار به رانندگی دیگران توجه کنید و به دنبال این موضوع بگردید:

وقتی فرد دیگری در رانندگی مرتکب خطایی می‌شود (مثلاً دوبله می‌ایستد، با سبز شدن چراغ دیر حرکت میکند و یا یکدفعه ترمز می‌کند)، به چهره رانندگان دیگر که کمی عصبانی هستند نگاه کنید. آنها عموماً و در ۹۰ درصد اوقات در حین عبور از کنار راننده خرابکار، سر خود را می‌چرخانند و چهره‌ی او را نگاه می‌کنند! عموماً نه به نشانه‌ی تهدید… بلکه برای دیدن چهره او و یافتن الگوهای مشخص. با این مطلب همراه من باشید.

ذهن در جستجوی تعادل

از رفتارمان در رانندگی صحبت کردیم و اینکه وقتی با فرد خرابکاری روبرو می‌شوید، دو رفتار از ما سر می‌زند:

اول او را نگاه می‌کنیم تا الگوهای ذهنی خودمان را در مورد اینجور افراد تأیید کنیم. مثلاً بعضی‌ها وقتی می‌بینند راننده خانم است و پیش‌بینی آنها درست از آب درامده، حسابی خوشحال می‌شوند!!

دوم، باز هم او را نگاه می‌کنیم، اما اینبار برای اینکه الگوهای جدیدی را در ذهنمان ایجاد کنیم. به دنبال الگویی می‌گردید تا دفعات بعدی تعادلی احساس کنیم و با روبرو شدن خطایی در رانندگی یک فرد بگوئیم: از قیافش مشخص بود راننده نیست! بچه سوسولا اینطوری رانندگی می‌کنن! کچلا خیلی زرنگن! یا….

نمونه‌هایی از جستجو برای تعادل

اگر با طراحان داخلی صحبت کنید، به شما پیشنهاد می‌کنند در فضاهای بسیاری از الگوی قرینه استفاده کنید. آنها ادعا می‌کنند ذهن انسان به قرینه و چنین تعادلی تمایل دارد. حتی ذهن انسان، بخشی از بی‌نظمی را به دلیل نیافتن الگوهای قرینه و نیافتن تعادل می‌داند.

فرض کنید به توصیه همسرتان تمام کتاب‌ها را در کتابخانه چیده‌اید. هیچ کتابی بر روی زمین وجود ندارد. شما کتابها را جمع آوری کرده‌اید، اما نه بر اساس قد و نه بر اساس رنگ آنها را منظم قرار نداده‌اید و حالا نوبت همسر شماست تا بگوید: «چرا کتاب‌ها را انقدر نا منظم چیده‌ای؟». کتابها در کتابخوانه‌اند، اما همسر شما همچنان در چینش آنها بر تعادلی نمی‌بیند و احساس خوبی را تجربه نمی‌کند. بیایید نگاهی به چند کتابخانه بیاندازیم:

نمونه‌های نامتعادل یا نیمه متعادل

(همان مدل‌هایی که همسرتان نمی‌پسندد)

نمونه اول

در تصویر زیر، بخش عمده کتابخانه تعادل ندارد. چنین تصویر و صحنه‌ای به اکثر نظاره‌گران، آرامش و راحتی را القا نمی‌کند و گویی جایی از کار میلنگد.
تعادل در دکوراسیون

نمونه دوم

حتی تعادل درمیان نو بودن و کهنه بودن کتابها می‌تواند بر روی ما اثرگذار باشد. وضعیت در این کتابخانه بهتر از کتابخانه بالاست، اما همین ناهماهنگی در میان اندازه و رنگ‌بندی کتابها، الگوی متعادل را از بین برده.
تعادل در دکوراسیون

نمونه سوم

شاید اوضاع این یکی خیلی بد نباشد، اما همچنان بی‌نظمی احساس می‌شود. نمی‌خواهیم بگوئیم این احساس بی‌نظمی ریشه‌ای کاملاً منطقی دارد. اما به هر حال ما انسان هستیم در قلمرو مغز و ذهنمان قدم می‌زنیم و گرفتار بی‌نظم پنداری‌ هستیم. در قسمت بعد نمونه‌هایی متعادل را به شما نشان خواهم داد.

نمونه‌های متعادل 

(همان مدل‌هایی که ذهن ما می‌پسندد)

نمونه اول

جالب‌است، کتاب‌های قدیمی در دکوراسیون به خوبی می‌درخشند. دلیل آن این است که کتاب‌های قدیمی عموماً به دلیل محدودیت‌های گذشته، از نوع جلد، رنگ‌بندی و ابعادی استاندارد تبعیت می‌کنند و همین مساله باعث پدیدار شدن تعادل در آنها می‌شود. خصوصا اینکه بسیاری از کتاب‌های قدیمی چند جلدی هستند و در کنار یکدیگر تعادل خوبی را در گوشه‌ای از کتابخانه برقرار می‌کنند.

تعادل در دکوراسیون

نمونه دوم

حتی طراحان داخلی، برای برقراری تعادل در کتابخانه‌ها، کتاب‌ها را در قفسه‌های گوناگون تقسیم می‌کنند و با اشیاء دیگری همچون  ظروف، قاب عکس و یا سنگ‌های تزئینی دست به دامان ایجاد تعادل و نظمی دلنواز می‌شوند.تعادل در دکوراسیون

نمونه سوم

در این تصویر با کتاب‌های خاص، قدیمی و یا تابلوهای عکس سرو کار نداریم. بلکه چینشی بر اساس ترتیب رنگ‌بندی منطبق بر الگوهای مغزی و ذهنی ما باعث شده تا نظمی مناسب و تعادلی راضی کننده به چشم بخورد. شاید اگر این قفسه را به دست یک طراح دکوراسیون میسپردید، با اضافه کردن اشیائی بر برازندگی آن می‌افزود.

تعادل در دکوراسیون

تعادل برای برند شخصی

«ما» برای دیگران تشکیل شده از دو بعد هستیم: ظاهر و درونیات داریم.

اما ما و دیگران در جستجوی تعادل در میان ظاهر و باطن افراد دستی بر آتش داریم و همواره زمانی که این تعادل به هم می‌خورد، احساس راحتی خود را از دست می‌دهیم. مثلاً وقتی فردی با ظاهری متوسط، ادعای ثروتی زیاد و یا موفقیتی در سطح جهانی در کسب و کار خود میکند، احساس میکنیم یک جای کار میلنگد. به شخص مشکوک می‌شویم و حتی گاهی باور می‌کنیم که دروغ می‌گوید.

از طرفی دیگر اگر ظاهر شما، بیش از درونیات، موفقیت‌ها و خلاصه «خود شما» بیارزد، باز هم عدم تعادل حس می‌شود و مخاطب احساس می‌کند یک‌جای کار میلنگد. حتی اگر متوجه موضوع نشود، احساس بی‌نظمی و عدم تعادل از نزدیک شدن موفقیت‌آمیز او به شما جلوگیری می‌کند. احتمالاً شما می‌خواهید مخاطبانتان به شما اطمینان کنند. می‌خواهید در تجارتتان مشتری شما شوند، در همایش‌هایتان حضور پیدا کنند و در شبکه‌های اجتماعی، ترویج کننده شما و افکارتان باشند. پس شما نیاز دارید تا در کنار راه‌کارهای دیگر برندسازی شخصی، به تقویت این تعادل نیز بپردازید.

جنبه‌های مختلف تعادل در برندسازی شخصی

همه‌چیز در ظاهر خلاصه نمی‌شود و برای همین لازم است تا در مورد جنبه‌های مختلفی که در برندسازی شخصی باید در پی برقراری تعادل در میان آنها باشیم بیشتر بدانیم. من در مقاله‌ای تحت همین عنوان به بیان جنبه‌های مختلف حفظ تعادل در برندسازی شخصی پرداخته‌ام. با من در این مقاله همراه باشید: جنبه‌های تعادل در برندسازی شخصی

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recent Posts
Showing 5 comments
  • فرامرزی
    پاسخ

    استاد سلیمانی،مطلب خیلی قشنگی بود
    مثل همیشه تفسیری چندجانبه و فوق‌ العاده

  • ح.واقعی
    پاسخ

    ارتباط خیلی دقیقی بین تعادل و مفهوم ((هارمونی)) که داخل کارگاه برندسازی شخصی به اون اشاره کرده وجود داره
    با این حال روحی متفاوت در این مطلب احساس میشه که اون رو برام تازه و ارزنده کرده
    تشکر از شما

  • علوی فر
    پاسخ

    اینجا مطالب رو تازه تازه خوندن کیف میده!
    مرسی واقعا از مطالب آموزنده.من شما رو دنبال میکنم

  • azar1369
    پاسخ

    سلام خوبه

  • sajad
    پاسخ

    واقعا مطالب خوبی در سایتتان قرار می دهید

پاسخ دادن به ح.واقعی لغو پاسخ