ترس از موفقیت و شکست

 In نوشته‌های عمومی

حتماً برایتان پیش‌ آمده که می‌خواستید کاری را شروع کنید، اما چیزی از درون به شما می‌گفت “بذار فردا انجام بدیم”. می‌دانم شما هم از این مسأله آسیب زیادی دیده‌اید و مطمئنم اگر موفق به انجام تمام برنامه‌هایی که تا امروز برای خودتان چیده بودید می‌شدید، بسیار بیشتر از امروز به رویاها و اهدافتان دست پیدا کرده بودید. اما ناامیدی چیزی را جبران نمی‌کند و اتفاقاً الان نوبت امیدواریست. چرا که در این مطلب قصد دارم شما را با دو دلیل مهم به تعویق انداختن کارها و راه‌های عملی مبارزه با آنها آشنا کنم. با من و آی‌بهتر همراه باشید.

ترس از شکست

tars-az-shekastیکی از دلایل مهم به تعویق انداختن کارها ترس از شکست است. بسیاری از مردم از ترس اینکه نتوانند کاری رو درست انجام بدن و نتوانند آن را به پایان برسانند هیچ وقت آن کار را شروع نمی‌کنند. گویا ضمیر ناخودآگاه ما اصلاً با شکست رابطه‌ای ندارد و به سادگی به این نتیجه می‌رسد که “اگر سعی نکنم شکستی هم در کار نیست”.

حالا چه‌کار کنیم؟

اول از همه باید بدانید که هیچ دلیلی برای ترس از شکست وجود ندارد. اگر آماده شکست نباشید، هیچ خلاقیتی نیز از شما بروز نخواهد کرد و همیشه همینجایی که هستید خواهید ماند. علاوه بر این، شکست شما را قدرتمندتر می‌کند و درست مانند کلاس درس، به شما می‌آموزد که دفعه بعد باید چه‌کاری انجام دهید و از چه کاری بپرهیزید.

دوم باید در وسط کار شیرجه بزنید! این مسأله دقیقاً مانند ترس از صحبت در جمع می‌باشد که با شروع این کار کم کم ترس در شما از بین ‌می‌رود. خودتان را داخل کار بیاندازید و  فقط شروع کنید. حتی اگر می‌ترسید به خودتان بگوئید “این کار را شروع می‌کنم و اگر دیدم  واقعاً کاری ترسناک است رهایش میکنم”.

سوم اینکه باور کنید بسیاری از پیشگویی‌های ما غلط از آب در‌می‌آیند. مثلاً ما عموماً به عواقب شکست می‌اندیشیم و به این نتیجه می‌رسیم که این شکست می‌تواند برایمان خیلی بد تمام شود. در صورتی که در بسیاری اوقات اینطور نیست و شکست برایمان آنقدرها هم گران تمام نخواهد شد.

ترس از موفقیت

احتمالا این حالت برای شما یک مقداری عجیب است و از خودتان سؤال می‌کنید “آیا درست متوجه شده‌ام؟ ترس از موفقیت یکی از عوامل به تعویق انداختن کارهاست؟”. بله، به دو دلیل ترس از موفقیت می‌تواند شما را برای به تعویق انداختن کارها تشویق کند.

ترس از موفقیت یکی از عوامل شکست استدلیل اول: هروقت آرزوهای شما فراتر از تصوری که از خودتان دارید و توانایی هایی که در خودتان می شناسید باشد، به دست خودتان مانعی برای اینکه آن آرزو محقق نشود ایجاد می‌کنید. مثلا اگر آرزو دارید که مدیر شرکتی رؤیایی شوید ولی نمی‌توانید خودتان را پشت صندلی مدیریت آن شرکت تصور کنید این اتفاق رخ خواهد داد.

از آنجایی که ناخودآگاه شما نمی‌تواند شما را در آن موقعیت تصور کند و آن لباس را برایتان اندازه نمی‌بیند، کاری میکند که به آن نرسید. دلیل این نوع ناکامی، ناتوانی شما نیست، بلکه نخواستن شماست! تصویر کوچکی که از خودتان ساخته‌اید دائما شما را به عقب می‌کشاند.

دلیل دوم زیر سر مغز شما است. او به عواقب موفقیت شما می‌اندیشد و به این نتیجه می‌رسد که با تحقق رؤیایتان و رسیدنتان به هدف، مسئولیت‌های زیادی پیدا خواهید کرد. مثلاً اگر مدیر فلان شرکت بزرگ شوید، باید کارهای زیادی انجام دهید، افراد زیادی را ملاقات کنید و انتظارات نیز از شما بالاتر خواهند رفت. تمام این‌ها برای مغز گران تمام می‌شود، چرا لازم است برای انجامشان انرژی زیادی مصرف کند و اصلاً به چنین چیزی علاقه ندارد. به صورت طبیعی مغز ما تمایل دارد کمترین انرژی را به‌کار بگیرد و باقی آن را برای روز مبادا ذخیره کند!

حالا چه‌کار کنیم؟

ما نمی‌خواهیم بگوییم هدف و آرزویتان فراتر از خودتان نباشد. بلکه برعکس، باید خودتان را از چیزی که امروز به‌نظر می‌رسید فراتر تصور کنید. راه حل این است که هدف نباید از تصویری که از خودتان ساخته‌اید فراتر باشد.

از طرف دیگر باید با این رفتار اشتباه مغزتان که البته رفتاری ژنتیکی در همه ماست مبارزه کنید. به او بقبولانید که اگر تا حالا انرژی خود را برای روز مبادا ذخیره کرده است، امروز همان روز مباداست! و اجرا نکردن همین برنامه‌های کوچک، در بلند مدت می‌توانند برایتان گران تمام شود.

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recent Posts

Leave a Comment