با نقاط ضعف چه‌کار کنیم؟

 In نوشته‌های عمومی
با نقاط ضعف چه‌کار کنیم؟Reviewed by آرین سلیمانی on Jan 3Rating:

با نقاط ضعف خود چه‌کار کنیم؟ همانطور که در مدرسه نوابغ همیشه بر این موضوع تاکید کرده‌ایم، ما ترکیبی از نقاط ضعف و نقاط قوت هستیم. ما تنها از یک استعداد پدید نیامده‌ایم، بلکه مجموعه‌ای هستیم از ضعف‌ها و قوت‌ها، و البته نبود هر استعدادی در ما، وجود استعداد دیگری را تقویت می‌کند. مثالی که قبلاً هم به آن اشاره کردیم استعداد «به‌یاد سپاری» بود. فردی که هیچ چیز از خاطرش محو نشود، فردی خالی از احساسات می‌باشد و برقراری ارتباط با دیگران برایش به شدت مشکل‌ساز خواهد بود. همینطور فردی که از استعداد «به‌یاد سپاری» پایینی برخوردار است، به دلیل امکان قطع ارتباط با حافظه و پیش‌فرض‌های ذهنی خود، بهتر قادر است از خود خلاقیت و نوآوری به‌خرج دهد. اما هرکدام از این افراد، چه با استعداد به‌یادسپاری و چه بی استعداد به‌یادسپاری، هر دو در زمینه‌ای بسیار موفق خواهند بود، به شرط آنکه از نقاط قوت و استعدادهای ذاتی خودشان به شکلی شایسته بهره ببرند.

ما و نقاط ضعف

اما برمی‌گردیم به سوال اصلی: با نقاط ضعف خود چه‌کار کنیم؟ هرکدام از ما در کنار استعدادهای منحصر به فرد خودمان، انباشتی از ضعف‌های بسیار هستیم. هرچند هم که به نقاط قوت و استعدادهای ذاتی خودمان بنازیم، بازهم گاهی این احساس به سروقت ما می‌آید که نقاط ضعفی بسیار بزرگ در درون ما وجود دارند. اما به‌راستی با این نقاط ضعف چه کنیم؟ بهتر است رهایشان کنیم و یا بهتر است نقاط ضعف‌مان را بهبود ببشخیم؟ این سوالی است که در این مطلب به آن پاسخ خواهم داد. ما من و مدرسه نوابغ همراه باشید.

چه بر سر نقاط ضعف بیاوریم؟

غلبه بر نقاط ضعفمطمئنم هستم این پاسخ به دل شما نیز نخواهد نشست: «نقاط ضعف‌تان را رها کنید!». اما پاسخ درست این نیست. من نمی‌گویم که تنها بر نقاط قوت و استعدادهای ذاتی خود تکیه کنید و نقاط ضعف و کاستی‌ها را کاملاً به دست فراموشی بسپارید. بلکه بهترین راه این است که بر نقاط قوت و استعدادهای ذاتی خود تمرکز کنید و نقاط ضعف‌تان را با یافتن راه‌هایی، اداره و مهار کنید. بهترین عبارت این است که نقاط ضعف‌تان را مدیریت کنید. حالا سوال بعدی پیش می‌آید: «نقاط ضعف‌مان را چطور مدیریت کنیم؟»

نقطه‌ی آغاز، همانطور که در مطالب دیگر مدرسه نوابغ گمشده نیز برایتان توضیح دادم، شناخت نقاط ضعف است. همانطور که شما برای شکوفایی نقاط قوت خود در اولین گام باید استعدادهای ذاتی‌ خود را شناسایی کنید، در برخورد و مدیریت نقاط ضعف‌تان نیز باید همین کار را انجام دهید. یعنی آنها را شناسایی کنید. اما قبل از اینکه نقاط ضعف‌تان را شناسایی کنید باید مختصراً برای شما توضیح دهم که به دنبال چه چیزی بگردید.

پس پیشنهاد می‌کنم قبل از ادامه دادن حتماً این مطلب را بخوانید — «انواع نقاط ضعف»

بعد از شناخت انواع نقاط ضعف

فرض من بر این است که شما مقاله‌ی انواع نقاط ضعف را مطالعه کردید و حالا می‌دانید با کدام نوع از نقاط ضعف روبرو هستید. این مساله‌ی مهمی است، چرا که اگر نقاط ضعف شما از نوع «نقاط ضعف دانشی» باشند، شما قادرید با کمی مطالعه و افزایش سطح دانش، تکلیف این ناتوانمندی را روشن کنید. در مقاله‌ی انواع نقاط ضعف توضیح داده‌ام که منظورم از روشن کردن تکلیف فلان ناتوانمندی چیست.

همینطور اگر با نقاط ضعف مهارتی طرف باشید، کافیست کمی تمرین کنید تا تکلیف این نقاط ضعف را نیز روشن کنید و دریابید آیا به راستی این ناتونمندی‌ها منشائي ذاتی در شما دارند و یا صرفاً به دلیل کمبود دانش در آنها توانمند نیستید.

نوبت می‌رسد به نقاط ضعف ذاتی

اما می‌رسیم سروقت نقاط ضعف ذاتی. با آنها چه کنیم و چطور شروع به مدیریت آنها کنیم؟ برایتان توضیح خواهم داد که در برخورد با این دسته‌ از ناتوانمندی‌ها چه عکس‌العملی از خودتان نشان دهید، تا علاوه بر اینکه تمرکز زیادی بر روی آنها نمی‌گذارید، مانع شما در دستیابی به موفقیت نیز نگردند.

خودتان را در نقاط ضعف، کمی بهتر کنید

بهبود نقاط ضعفگاهی برخی از توانمندی‌ها نیاز شما در تمام حوزه‌ها میباشند. توانایی برقراری ارتباط، یکدلی و یا انضباط را درنظر بگیرید. در بسیاری از حوزه‌های زندگی‌تان شما به این توانایی‌ها نیاز دارید. اما لازم نیست فرصت زیادی را به بهبود آنها اختصاص دهید. فقط کافیست تلاش کنید و خودتان را در این نقاط ضعف کمی بهتر کنید. این کار نه آسان است و نه خوشایند، اما در مورد بعضی از ناتوانمندی‌های ذاتی لازم است. چرا که در صورتی که هیچ بهره‌ای از آنها نداشته باشید، احتمالاً مانعی جدی در شکوفایی استعدادهای حقیقی شما خواهند بود.

برای نقاط ضعف خود، یک نظام پشتیبان طراحی کنید

نقشه پشتیبان برای نقاط ضعفشعارتان این باشد: «اگر چنین نشد، چه می‌توان کرد؟». به راستی اگر قرار است کاری را به دلیل نداشتن استعداد و توانایی ذاتی، درست به انجام رسانید باید چه‌کار کرد؟ باید راه دیگری پیدا کرد. مدیرای که در به‌یاد سپاری تماس‌های لازم کاستی داشت، با خودش قرار گذاشته بود تا ماهی یک‌بار کاغذها و پرونده‌هایی که بر روی میز خودش دارد را بررسی کند و مورد اقدام قرار دهد. به این شکل اگر چیزی از خاطرش رفته بود جبران میشد. فرد دیگری از تقویم و یا زنگ ساعت تلفن‌همراه خود استفاده می‌کند.

معملی در تمرکز بر روی تصحیح برگه‌های امتحان دچار مشکل بود و دقت او کاهش پیدا می‌کرد. او با خودش قرار گذاشت بعد از هر ۵ برگه، از جای خود بلند شود، برای خودش چای بریزد و دوباره به سراغ برگه‌ها بیایید، و بدین صورت بر نقاط ضعف خود غلبه کرد، بدون آنکه فرصتی بیهوده برای بهبود آنها قرار دهد. از موارد بعدی که برایتان بازگو می‌کنم نیز در طراحی یک نظام پشتیبان می‌توانید استفاده کنید.

به یاری نقاط قوت خود، بر نقاط ضعف خود غلبه کنید

بهبود نقاط ضعف با نقاط قوتشاید شما در چیزی خوب نباشید، اما قطعاً دارای توانایی‌های دیگری خواهید بود. از مدتی قبل شخصی را میشناختم که دچار لکنت زبان بود و به سختی می‌توانست صحبت کند. او لکنت زبان داشت و قادر نبود کلمات و جملات را به شکلی درست و پسندیده بیان کند. اما او امروز مدرس آداب معاشرت و یک سخنران مطرح است. دلیلش را می‌دانید؟

تمرین‌های زیاد بر روی او جواب نداد، اما او از استعداد «ایجاد ارتباط» و «برتری طلبی» برخوردار بود. هنگامی که با جمعیتی روبروی خود مواجه شد به این راز مهم پی برد که می‌تواند در جایگاه یک سخنران، بدون ذره‌ای لکنت صحبت کند. از آن پس برای غلبه بر لکنت زبان تمرینات را رها کرد و به سخنرانی در جمع و مشاوره در شرکت‌ها مشغول شد. همه چیز عالی پیش رفت. شما چطور می‌توانید از نقاط قوت‌تان در برابر نقاط ضعف خود استفاده کنید؟

برای غلبه بر نقاط ضعف، شریکی پیدا کنید

غلبه بر نقاط ضعف با شریکتحقیقات زیادی نشان داده که انسان‌های باهوش، علاوه بر شناسای نقاط ضعف و قوت خودشان، نقاط قوت دیگران را نیز شناسایی کرده‌اند و از آن برای پوشاندن نقاط ضعف‌ خودشان بهره برده‌اند. کارآفرینان بی‌شماری در حل مسائل حقوقی از وکلای خبره بهره می‌برند. مدیران زیادی مهندسان را همراه خود می‌کنند تا بتوانند طرح‌های خود را واقعی کنند. و همینطور کسانی که از عدد و رقم متنفر هستند همراه با کسانی شده‌اند که عاشقانه محاسبات را دوست دارند. شما هم می‌توانید از همین شیوه استفاده کنید.

کافیست نقاط قوت دوستانتان را بشناسید، خودتان را در مقابل آن نقاط قوت و استعدادهای ذاتی شکست خورده نبینید و با آنها در کارهای گوناگون همراه و شریک شوید.شما نیز در چیزی خوب هستید که آنها به شما نیاز دارند. اما می‌توانید خودتان پا پیش بگذارید و بر نقاط ضعف‌تان غلبه کنید. مساله‌ی مهم این است که شما باید کاستی خودتان را آشکار کنید تا شخص مقابل بتواند آن کاستی‌ها را جبران کند، و او نیز از احساس مهم بودن بهره ببرد.

از نقش‌هایی که در آنها توانایی ذاتی ندارید دوری کنید

اگر از هیچ‌کدام از راهکارهای قبل که برایتان بازگو کردم نتوانستید بر نقاط ضعف خود غلبه کنید، به سراغ این راه حل بروید. از شما می‌خواهم فریب پاداش‌های کوتاه مدت را نخورید. فریب نام و موقعیت‌های شغلی رنگارنگی که به درد شما نمی‌خورند را نخورید. اگر نتوانستید بر نقاط ضعف‌تان غلبه کنید، باور کنید اگر شما را مدیرعامل شرکت اپل، ایران خودرو، کاله یا هرجایی کنند، در صورتی که از استعداد ذاتی مدیریت و رهبری خالی باشید به هیچ جایی نخواهید رسید. شرکت را ورشکست خواهید کرد و با قطعیت می‌گویم شاید اگر مسئول دفتر یکی از موسسات معمولی می‌شدید بسیار بسیار بیشتر از اینها پیشرفت می‌کردید.

تضمین موفقیتپیشنهاد مدرسه نوابغ: انواع نقاط ضعف

فکر می‌کنید همه‌ی نقاط ضعف از یک جنس هستند و با همه‌ی آنها باید به یک شکل برخورد کنید؟ اینطور نیست. در این مطلب همه چیز را با شما درمیان خواهم گذاشت

 

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recommended Posts
Showing 6 comments
  • رضا رضایی
    پاسخ

    ای بابا.یعنی یه عمر فشار اوردیم هیچی!
    من فکر میکنم نقاط ضعف هم باید بهبود بدیم.اما واقعا اگه تحقیقات جدید چیز دیگه ای میگه خوب باید گوش کنیم.
    لطفا بازم در این مورد مطلب بذارد حتما

  • reza
    پاسخ

    نقاط ضعف و قوت با هم به چشم می آیند . همان طور که گفتید نباید نقاط ضعف خود را رها کنیم . باید اونا رو بشناسیم و با برنامه ریزی بهشون جهت بدیم

  • farinazi720
    پاسخ

    همه ى آدم ها نقطه ضعف دارند،امابعضيا باديدن اون نقاط ضعف تو وجودشون ،اعتمادبه نفسشون رابه طوركامل ازدست ميدن،ولى دسته ى ديگربراون نقاط ضعف غلبه ميكنند،فقط كمى پشتكار لازمه.
    اما نکته ای که شما در مورد نقاط قوت بیان کردید بالاخره تحقیقات روز هست و قاعدتا باید درست تر از دیدگاه عادی نسبت به نقاط ضعف و قوت باشه.

  • امیر
    پاسخ

    فشار ها مثل گرسنگی ماه رمضان می مانند اگر تمرین نباشه و ندونیم چطوری کجا و چه موقع و به چه مدت این کار را انجام بدهیم. زیر فشارها له می شیم. تجربه اش کردم.

    بچه که بودم ادعا کردم . می تونم همه درهارا به روی خودم ببندم و از نقطه کور رشد کنم بیام بالا. فرقی نمی کنه پیش خودمون یا جلوی دیگران. فقط اینکه همون جا قرار می گیری تا بتونی خودتو ثابت کنی.
    و بدتر از همه اینکه خیلی از نقطه قوت هات هم ازت گرفته میشه. واقعا نمی دونم چی کار کنم
    بدجور افتادم توی هچل. راحته به نظر راحت میاد. ولی من خیلی خجالتیم. برای همین نمی تونم از پسش بر بیام.
    الان 30 سالمه نمی دونم تنبلی خودم بوده یا نه . هنوز نتونستم اون چیزی که دوست دارم باشم.
    علاوه بر این یه چیزاییم هستش که اطرافیان بهت انتقال می دهند. مثل وسواس. ساکت بودن. خجالت.
    یه وقتایی نمی دونم چرا . فقط می دونم بر می گرده به تربیت خانوادگیم. امسال وسواسم را تونستم بذارم کنار البته با فشار نیاوردن . آروم آروم به خودم گفتم هیچ مشکلی نیست و هیچ اتفاقی نمی افته.
    اگر همیشه ما یه مشوق داشته باشیم کارهایی را می تونیم بثمر برسونیم.
    همیشه یه راهی هست

  • امیر
    پاسخ

    ما همه کلید هستیم

    واقعا همه ما می خواهیم عبور کنیم . ولی نمی تونیم . یه عالمه هم با خودمون کلید داریم. یوقتایی در نیمه بازه . ولی ما حال تکان دادن به خومون را نداریم. نمی تونم خودمو تکان بدهم. نمی دونم ولی فکر می کنم از اضطراب خیلی زیاد باشه که ما را به خستگی می کشونه. یوقتایی هم هیچ کلیدی به اندازه کلید طلایی (خودت ) نمی تونه در راباز کنه . اینوقتا که همیشه با ماست . خودمنو بیندازیم توی قفل. با یه چرخش ظریف (تق) قفل باز میشه.
    اگر حرفه ای باشیم . نمی گم دزد باشیم. دزدها هیچ کلیدی ندارند با دوتا سوزن بلند این کار خیلی عالی انجامش می دهند.
    همه به من می گویند خوب حرف می زنی ولی عمل نمیکنی. خجالت همه خونم را خورد. همه جا نمی تونم جار بزنم خجالتیم. عوضش خانوادم جار می زنند. از اون چیزی که می ترسی به سرت میاد.
    خودمون را آماده کنیم

  • امیر
    پاسخ

    احساس می کردم چقدر خوشبخت می شوم .وقتی تصمیم گرفتم یه آل ای وان( همه در یکی )یا ابزار سویسی باشم و همه ابزار هارا درون خودم داشته باشم. همه کارهارا بلد باشم. دیگران احساس آرامش میکنند. همیشه به من تکیه می کنند.گل سرسبد می شوم. یروزی احساس کردم تبدیل به قوطی بازکن شدم. و هیچکس از من قدر دانی نمیکنه که هیچ. می گویند وظیفته. احساس حقارت کردم. اشتباه بود;
    چون می خواستم دل دیگران را بدست بیارم.
    چون می خواستم همه را از خودم خشنود کنم.
    چون خودم را تحت فشار گذاشتم .
    دیگران انتظاراتشون بیشتر شد.
    اونا می گفتند تو راه را باز کن.
    فعل دوستی وجود نداشت. همش تو باید. وظیفته.
    نظم زندگیم به هم خورد. اما حالا دارم به اون سر و سامان می دهم.
    بهتره
    توی فرهنگ لغات یسری کلمات جای خودشون را به کلمات دیگری بدهند; به جای باید ( اجبار ) انرژی منفی/ از می توانم .می توانی ( سوال برانگیزه ) حسی را درون فرد بوجود میاره.فرد القایی . انرژی مثبت میده. مثال; من می تونم. تو می تونی !
    این شعار را اصلاحش کردم; (یکی در همه) . به معنی شوخ طبعی و سرحال بودن و ارتباط موثر و عالی.
    اون چیزی که دوست داریم باشیم

    به جای باشم / از هستم (کاملا انجامش دهیم)
    یابه جای انجام می دهم/ انجام دادم.( ما را قوی تر می کنه.
    به قطعیت رساندن و جلوگیری از سستی رخوت بی حوصلگی احمال.
    اون چیزی که دوست داشتم هستم.
    و در حال بهبود هست. چون;
    انتظار ندارم . همه را دوست دارم . به کسی وابسته نیستم . اینکه آماده پذیرفتن دیگران هستم.با هر گونه سلیقه ای. من نیازی به رگ خواب دیگران ندارم .
    چون خودم هستم.
    حالا آرامشم حالا بیشتره.

Leave a Comment