انگیزه بخشیدن به دیگران برای دستیابی به اهداف

 In نوشته‌های عمومی

حتماً برای شما هم پیش آمده اوقاتی که اهدافی روشن و بسیار منطقی را در سر می‌پرورانید، اما با درمیان گذاشتن آن اهداف با همکاران یا کارمندانتان شعله‌هایی مشابه آتش درونی خودتان در آنها مشاهده نمیکنید. اهداف کاملاً روشن هستند، مسیر ترسیم شده و برای دستیابی به آنها و خوشبختی شرکتتان فقط حرکت لازم است.

این مساله معلمان کلاس‌های اول ابتدایی را هم درگیر خود کرده. معلم اهدافی را برای پرورش قوه لغت شناسی،درک مطلب و ریاضیات بچه ها در سر دارد. اهدافی کاملاً عملی، روشن و تجربه شده. اما این اهداف نمیتوانند آتش اشتیاق را در قلب دبستانی ها شعله‌ور کند و این بچه‌ها هستند که باید حرکت کنند و نه معلم!

وضعیت شما هم مشابه چنین وضعیتی است. برنامه‌های شما بسیار اصولی هستند، نقشه ای بسیار دقیق، جزئیات بسیار عالی برای جلوگیری از هرگونه سر در گمی در طول مسیر. اما کارمندان و همکارانتان حرکت نمیکنند. به نظر شما چه دلیلی برای این مساله وجود دارد؟

چرا به سوی مقصدی حرکت میکنیم؟

بیایید از اینجا شروع کنیم.چرا شروع به حرکت در مسیری مشخص به سوی هدفی میکنیم؟ چه شرایطی لازم است تا دست به کار شویم و تعلل نکنیم؟ اولین عامل، وجود مسیر دقیق و روشن برای جلوگیری از گم شدن است. اینکه بدانیم این مسیر قطعاً ما را به فلان مقصد میرساند. اما یک عامل مهمتر هم وجود دارد که بسیاری از اوقات ما آن را نادیده میگیریم. انگیزه! آیا ما اشتیاقی به مقصد داریم؟ مثلاً اگر من مسیری مطمئن، بدون خطر و با تمام جزئیات را که منتهی به برهوت میباشد به شما نشان دهم پا در آن مسیر میگذارید؟

بیایید جلو تر برویم، چرا که مثالی که در مقدمه این مقاله آوردم متفاوت از وضعیت برهوت است. شما اهدافی منطقی را برای همکاران و کارمندانتان تجسم کردید، در صورتی که رسیدن به برهوت به هیچ عنوان منطقی نیست. اشتباه نکنید، تفاوت زیادی بین اهداف شما برای همکارانتان و برهوتی که من برایتان مجسم کردم وجود ندارد. چرا که احتمالاً آنها ارزشمندی هدف و مقصد را درک نکرده اند. گاهی نیز رسیدن به مقصد برای آنها سود و منفعتی ندارد و فقط زحمت حرکتش با آنهاست. “بیایید فروش سالانه شرکت را ۲ برابر کنیم(در صورتی که حقوق و دستمزد آنها ذره ای افزایش پیدا نخواهد کرد)” یا “بیایید برای افزایش ارزش سهام شرکت، روزانه ۱ ساعت بیشتر کار کنیم”. همین مثال برای بچه‌های دبیرستانی که هیچ احساسی به دانشگاه ندارند هم صدق میکند. معلم پافشاری میکند که این فرمول‌ها را به خوبی به یاد بسپارند و روزانه ۵ تست مرتبط را حل کنند. مسیر مشخص و مقصد هم روشن است. اما آیا بچه های دبیرستانی درکی از مزایای دانشگاه و دانشجویی دارند؟

راستش را بخواهید اگر در یک کلمه بخواهم هدف و مقصد صحیح را بیان کنم میگویم باید برای کارمندانتان “جذاب” باشد و این شما هستید که باید این اشتیاق را در آنها پدید آوردید. در غیر این صورت آنها حرکت نخواهند کرد.

چطور مقصد و هدف را جذاب کنیم؟

درک شما از مسائل با درک دیگران متفاوت است. شاید شما ارزش زیادی برای فلان هدف قائل باشید در صورتی که فرد دیگری آن را ارزشمند تلقی نکند. شما باید خودتان را جای مخاطبتان قرار دهید و از خود سوالاتی را مطرح کنید:

  • اگر من جای او بودم چه چیزی در این هدف برایم جذاب بود؟

  • چرا باید به سوی فلان مقصد حرکت میکردم؟

  • اگر به این مقصد برسم،چه چیزی نصیب من خواهد شد؟

  • آیا با رسیدن به این هدف احساس ارزشمندی خواهم کرد؟

  • آیا این هدف برای من ارزش اینهمه تلاش را دارد؟

inner-motivation_19918

نگران نباشید، خبر خوبی برایتان دارم و میخواهم جمله طلایی این مقاله را به شما بگویم. درک و تجسم مخاطب شما از هدف، کاملاً وابسته به توصیف شماست. به این معنی که شما، هم میتوانید هدف را جذاب به تصویر بکشید و هم قادرید آن را خشک و بی احساس به او نشان دهید. این کاملاً در دستان شماست. دقیقاً به همین دلیل لازم است قبل از هرگونه بیان هدف برای کارمندان، همکاران و هرکسی که میخواهید او را به حرکت وادارید سوالات بالا را از خود بپرسید. پاسخ این سوالات روشن میکنند که چطور باید به مقصد اشاره کنید که آتش اشتیاق،هیجان و انگیزه در آنها شعله‌ور شود.

به مثال بچه های دبیرستانی برمیگردیم. دانش آموزانی که دائماً به دنبال مدل‌موهای جدید. خوش‌گذرانی‌ های جوانی و خصوصاً گواهینامه رانندگی هستند! اینکه شما صرفاً به آنها بگویید “درس بخوانید تا به دانشگاه بروید” به آنها انگیزه نخواهد داد. بلکه مثلاً در این مورد میتوانید اینطور بگوئید:

“بچه‌ها، میدانم شما هم مثل من عاشق تفریح و مسافرت‌های هیجان انگیز هستید. راستش من که همسن شما بودم بسیار اذیت شدم. به محض پایان دبیرستان، مجبور شدم به سربازی بروم. نه از گواهی‌نامه خبری بود و نه از مسافرت و خوشگذرانی. من آن موقع نمیدانستم که اگر دانشگاه قبول شوم، میتوانم حداقل ۴ سال دیرتر به سربازی بروم، از همان ابتدا گواهی‌نامه بگیرم و تابستان‌ها به همراه دوستانم با ماشین به مسافرت بروم. اما خوشبحال شما که چنین فرصتی را دارید”

در اینجا انگیزه ای قدرتمند در بچه‌های سال دوم و سوم دبیرستان پدید می آید. خودشان از شما سوال میکنند که چطور باید در دانشگاه قبول شوند و اینجا بازهم برای شما فرصتی‌ است تا از لحظات خوش دانشجویی بیشتر و بیشتر صحبت کنید.

حالا چکار کنیم؟

بیایید در مورد شما صحبت کنیم. درگیر چه مسائل مشابهی هستید؟ آیا میخواهید به فرزندتان انگیزه درس خواندن، زود خوابیدن، غذا خوردن و یا دوری از بازیهای کامپیوتری را بدهید؟ یا میخواهید همسرتان را متقاعد کنید تا با شما راهی سفر شود؟ از آموخته‌ی خود در این مقاله استفاده کنید. خودتان را جای آنها بگذارید. چه چیزی میتواند در زود خوابیدن برای فرزند شما جذاب باشد؟ چه چیزی میتواند اشتیاق فرزندتان برای لاغری بیافزاید؟ همان ها را برایشان به تصویر بکشید. اجازه دهید یکبار دیگر جمله طلایی این مقاله را برایتان بازگو کنم:

درک و تجسم مخاطب شما از هدف،کاملاً وابسته به توصیف شماست. به این معنی که شما، هم میتوانید هدف را جذاب به تصویر بکشید و هم قادرید آن را خشک و بی احساس به او نشان دهید. این کاملاً در دستان شماست.

مطمئن هستم شما از حالا به بعد فردی تأثیر گذار تر و موثر تر هستید. البته فراموش نکنید که ما انسان ها بسیار فراموش‌کاریم و ممکن است بعد از مدتی، این راهکارها را از یاد ببریم. راه جلوگیری از آن را به شما میگویم. هر از چندگاهی به مقالات مدرسه موفقیت سر بزنید یا آنها را در ایمیلتان دریافت کنید. ما نهایت تلاشمان را میکنیم تا هر مقاله حاوی جنبه های مختلفی باشد و شما با خواندن هر مقاله، عملاً چندین مبحث را دوره خواهید کرد. با ما همراه باشید.

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recent Posts
Showing 3 comments
  • بیژن
    پاسخ

    عاشق این قسمتشم:
    ((نگران نباشید،خبر خوبی برایتان دارم و میخواهم جمله طلایی این مقاله را به شما بگویم. درک و تجسم مخاطب شما از هدف، کاملاً وابسته به توصیف شماست. به این معنی که شما، هم میتوانید هدف را جذاب به تصویر بکشید و هم قادرید آن را خشک و بی احساس به او نشان دهید.این کاملاً در دستان شماست.دقیقاً به همین دلیل لازم است قبل از هرگونه بیان هدف برای کارمندان،همکاران و هرکسی که میخواهید او را به حرکت وادارید سوالات بالا را از خود بپرسید.پاسخ این سوالات روشن میکنند که چطور باید به مقصد اشاره کنید که آتش اشتیاق،هیجان و انگیزه در آنها شعله‌ور شود.))

    ممنون.استفاده کردیم

  • ناهید
    پاسخ

    جالب بود.
    در مورد کارمندی و موفقیت در کارمندی دنبال مطلبم. کسی سراغ داره؟

    • آرین سلیمانی
      پاسخ

      دوست خوبم با جستجوی چند عبارت میتونید به نتایج خوبی دست پیدا کنید. اما کاملا بستگی داره در زمینه کارمندی با چه مشکلی مواجه باشید.
      مثلاً شاید نیاز به افزایش حقوق داشته باشید و یا شاید از روابط خودتون در محیط کار ناراضی هستید.
      اما حتما جستجو کنید. کتابی هم در این زمینه دارم که البته به دلیل اینکه به سفارش یکی از شرکت‌های منابع انسانی نوشته شده، در کتاب‌فروشی ها و اینترنت به فروش نمیرسه. اما نسخه‌ی الکترونیک اون رو به ایمیلی که در اختیار ما قرار دادید ارسال خواهیم کرد.

Leave a Comment