انقلاب نقاط قوت

 In نوشته‌های عمومی

ردیابی منشا و سرچشمه انقلاب نقاط قوت کار آسانی نیست. بعضی پیتر دراکر، بعضی دیوید کوپر و برخی دیگر دکتر مارتین سلیگمان را شروع کننده‌ی این جنبش می‌دانند. اما انقلاب نقاط قوت، صرف‌نظر از اینکه سرچشمه‌اش در کجا و معطوف به چه کسی است، اکنون در همه‌جا به خوبی به جریان افتاده و موجی از تحول را به‌وجود آورده.

این انقلاب، عملاً همه‌ی ما را در دنیای امروز به جلو هدایت کرده و باعث پیشرفت چشمگیری در دنیا شده. اما اینکه «انقلاب نقاط قوت» به چه چیزی می‌پردازد صحبتی است که می‌خواهیم در این نوشته به آن بپردازیم.

انقلاب نقاط قوت در کجاها به جریان افتاده؟

هیچ موضوع یا علمی از تأثیرات این رویکرد در امان نمانده. در هر حوزه‌ای اعم از کسب و کار، دولت، آموزش یا سلامت که مشغول باشیم، این موج ما را به حرکت واداشته، به هیجان آورده، و دنیای جدیدی را در برابر ما گشوده است. این موج، نگاه و درک ما را نسبت به خودمان، کارکنان، دانشجویان و فرزندانمان برای همیشه تغییر داده.

انقلاب نقاط قوت چیست؟

به اطراف خود بنگرید تا آثار و نشانه‌های این انقلاب را روشن ببینید. بسیاری از موفق‌ترین سازمانها و شرکت‌ها در جهان، تعهد و التزام خود را برای تبدیل شدن به یک سازمان کاملاً متکی بر نقاط قوت اعلام کرده‌اند. همه‌ی مدیران جدید شرکت تویوتا اکنون باید در یک دوره‌ی آموزشی سه روزه با عنوان «مدیران برجسته» شرکت کنند تا با اصول و شیوه‌های تشخیص نقاط قوت زیردستانشان آشنا شوند.

اگر نگاهمان را از ایران خارج کنیم و به زمینه‌هایی فراتر از کسب و کار بپردازیم خواهیم دید که سازمانهای غیر انتفاعی همچون موسسات خیره، نهادهای مذهبی و انجمن‌های غیر دولتی نیز به سوی تمرکز بر برنامه‌ها و ابتکارات مبتنی بر نقاط قوت روی آورده‌اند.

و بازهم انقلاب نقاط قوت

در دانشگاه هاروارد، کلاس «پرفوسور تال دیوید بن شاهار» با عنوان «مقدمه‌ای بر روان‌شناسی مثبت» یکی از محبوب‌ترین کلاس‌های اختیاری در کل برنامه‌ی درسی است. دانشگاه آریزونا پاسیفیک، اکنون مرکز دانشگاهی مبتنی بر نقاط قوت را دارد که توسط یکی از مربیان آن برپا شده است.

می‌خواهیم دقیق‌تر شویم و ببینیم انقلاب نقاط قوت تا کجا پیش‌ رفته است. اکنون اگر یکی از نوجوانان در بخش اینگهام از ایالت میشیگان مرتکب خلافی شود، قبل از روز برگزاری جلسه دادگاه، از او خواسته می‌شود تا برگه‌ی مخصوص سنجش نقاط قوت برای کیفر نوجوانان را پر کند. در این برگه سوالاتی از قبیل سوالات زیر آمده تا قاضی بتواند بهترین و اثرگذار‌ترین حکم را برای این نوجوان صادر کند. حکمی که قطعاً بتواند با تکیه بر نقاط قوت اختصاصی خود نوجوان، او را در مسیر صحیح قرار دهد:

آیا تابه‌حال در گذشته، تحول مثبتی در خود دیده‌ای؟ این تغییرات را چگونه در خود پدید آوردی؟ به نظر تو، اولین قدم برای رهایی از این دردسر چیست؟ اولین کسی که باید به این قدم توجه کند کیست؟

اما این انقلاب ابعاد وسیع دیگری نیز دارد. در خارج از کشور، اگر شما دانشجوی روانپزشکی و در حال یادگیری شیوه‌ی کار با بیمارانی باشید که از ناهنجاری‌های مزمن روانی رنج می‌برد، از شما خواسته خواهد شد که کتاب «الگوی نقاط قوت» را بخوانید. این کتاب مورد به مورد به شما نشان می‌دهد که چطور می‌توانید بخش سالام بیمار را پرورش و گسترش دهید.

انقلاب تشویق بجای تنبیه

حتماً با شیوه‌های مدرن پاداش‌دهی مبتنی بر تشویق آشنایی دارید. پدران و مادران ما در کودکی با رفتارهای دیگری از سوی مدارس و معلمان خود روبرو می‌شدند. کمی قبل‌تر تنبیهات فیزیکی جزوی جدا نشدنی از مدارس و مکتب‌خانه‌ها بود. در ورزش هم اوضاع به همین شکل بود. تنبیه و تنبیه و تنبیه تا موفقیت که البته در فضاهای نظامی، چنین مسائلی همچنان به چشم می‌خورد. اما وقتی به دنیای امروز نگاهی می‌اندازیم به سادگی می‌فهمیم که سیستم‌های گذشته که مبتنی بر تنبیه بودند عملاً خروجی بسیار کمی داشتند.

بچه‌های شیطان مدرسه، همیشه شیطان می‌ماندند و امروز که برای ما خاطرات‌شان را تعریف می‌کنند گویی اصلاً قصد جدا شدن از ویژگی‌های اخلاقی خود را نداشتند. حقیقت این است: تنبیه جواب نمی‌دهد.

تربیت حیوانان با تشویق بجای تنبیه

همینطور در گذشته‌ای نه‌چندان دور، حیوانات اهلی خانگی مانند سگ و گربه را با روش‌های مبتنی بر تنبیه تربیت می‌‌کردند. اما تغییر چشم‌گیری مشاهده می‌شود. برای اینکه یک سگ، برای همیشه خصلت پارس‌کردن را کنار بگذارد، مربی، با ۱۲ جلسه‌ی ۴۵ دقیقه‌ای به این نتیجه می‌رسد. باورش سخت است، فقط با ۱۲ جلسه‌ی ۴۵ دقیقه‌ای مبتنی بر تشویق (و حتی بدون لحظه‌ای تنبیه)، مسیر زنتیکی و ساختار زندگی یک سگ را چنین تغییر عظیمی دهید.

 

انقلاب نقاط قوت، باعث پدید آمدن انقلاب تشویق بجای تنبیه شد. البته شاید هم همه چیز برعکس بود، یعنی روانشناسان و روانکاوان بعد از اینکه نتیجه‌ی تشویق را بسیار مؤثرتر از تنبیه دانستند شروع به تحقیق بیشتر در مورد اهمیت نقاط قوت کردند. همانطور که گفتیم شناختن شروع این مساله درست چیزی شبیه پیدا کردن منشأ مرغ است! اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟!

چرا احترام به نقاط قوت اینقدر ارزشمند شد؟

علتش آن است که این رویکرد، از هر جهتگیری دیگری بهتر کار می‌کند. ریشه در  انقلاب نقاط قوت این است که رسیدن به برتری و موفقیت، در نقطه‌ی مقابل شکست قرار ندارد. بگذارید بیشتر برایتان توضیح دهم.

تا قبل از شروع انقلاب نقاط قوت، تقریبا در همه کسب و کارها و مطالعات دانشگاهی، جهتگیری عمومی بر محور اندیشه‌ی ضعف محور شکل می‌گرفت. یعنی تمرکز همیشه معطوف بر نقاط ضعف بود و موفقیت، نتیجه‌ی بهبود نقاط ضعف شناخته می‌شد. شاید باور عمومی این بود که نقاط قوت ما، ویژگی خوب و مثبت ما هستند و بنابراین دیگر نیازی به بهبود آن نداریم. پس چطور باید از زمان بهترین استفاده را کرد؟ جوابشان این بوده: بهبود نقاط ضعف.

انسان‌ها در طول تاریخ، برای دستیابی به موفقیت، عموماً از شکست‌ها درس می‌گرفتند. مثلاً اگر می‌خواستند خانه‌ای بنا کنند، به شکست‌ها نگاه می‌کردند. “چه کارهایی نباید انجام شود؟، ستون کجا نباید قرار بگیرد؟، دیوار از چه جنسی نباید باشد؟” و خلاصه آنچه از تجربه کسب می‌شد، آموختن و تکرار نکردن شکست‌ها بود.

اما فرض کنید می‌خواهید دیواری بنا کنید. می‌دانید که نباید سنگ‌ها را بدون ماسه روی هم بچینید. این تجربه‌ای از شکست بوده که به شما راه موفقیت ساخت دیوار را آموخته. اما حالا باید از چه چیزی باشد؟ تجربه فقط به شما یک چیز می‌گوید: “از فلان چیز نباشد”. اما درباره‌ی اینکه چه چیزی باشد سکوت اختیار می‌کند. او شما را راهنمایی نمی‌کند تا ببینید بین تمام موادی که به کار گرفته‌ای کدام‌یک از پتانسیل بیشتری برای بهبود و رشد برخوردارند.

تمرکز بر بهبود نقاط ضعف

تمرکز بر بهبود نقاط ضعف، تلاش برای پر کردن نیمه‌ی خالی لیوان است. تلاشی همیشگی که هیچ‌گاه منجر به تغییر دیدگاه شما نخواهد شد و نتیجتاً لیوان، همیشه برای شما خالیست. هرچه نقاط ضعف‌تان را جبران کنید و آنها را بهبود دهید، بازهم بر روی نقاط ضعف دیگر خود متمرکز می‌شوید. شما همیشه نیمه‌ی خالی لیوان را می‌بینید، شما اسباب‌بازی موفقیت را می‌سازید و هیچ‌گاه احساس رضایت و خوشحالی را تجربه نخواهید کرد.

تضمین موفقیتپیشنهاد ما: موفقیت چیست؟

در این مطلب با عمق خوشبختی و موفقیت آشنا خواهید شد. به شما خواهم گفت که احساس رضایت، فقط با موفقیتی به سراغ شما می‌آید که از جنس حقیقت و برآورده کننده‌ی نیازهای واقعی و درونی شما باشد. اشتباه در شناخت موفقیت و ندانستن معنای حقیقی موفقیت، اکثر افراد را به شکست و یک اسباب بازی از موفقیت کشانیده…

پیشنهاد ما: اسباب بازی موفقیتتضمین موفقیت

سالها تلاش می‌کنید، از خانواده خود فاصله می‌گیرید، بارها شکست می‌خورید و بلند می‌شوید. به ثروتی عالی دست پیدا می‌کنید، هر آنچه آرزویش را داشتید را در اختیار دارید، خودتان را در آینه نگاه می‌کنید، اما یک چیزی گویا کم است! شما خانواده و دوستان خود را در راه این آرزوها از دست دادید. اگر احساس خوبی دارید به شما تبریک می‌گویم! اما اگر احساس غم می‌کنید، پس این ثروت و این آرزوها، آرزوی واقعی شما نبوده‌اند. شما چیزی بیش از ثروت می‌خواستید تا به احساس رضایتمندی دست پیدا کنید. این است اسباب‌بازی موفقیت…

آموختن از شکست‌ها یا آموختن از موفقیت‌ها؟

می‌خواهید تیمی به شدت بهره‌ور داشته باشید. با مطالعه گروه‌های ناکارآمد، سریعاً به این نکته می‌رسید که مثلاً اعضای یک گروه، بیش از حد بایکدیگر بحث و گفتگوی بیهوده می‌کنند. می‌دانید که چه چیزهایی نباید اتفاق بیافتد. می‌دانید که چه چیزهایی مانع بهره‌وری می‌شوند. درست مانند گیاهی که می‌خواهید پرورش دهید و موانع رسیدن آفتاب به آن را شناسایی کنید. اما آیا آن گیاه نیاز به غذا و آب ندارد؟

همانطور که آموختن از شکست‌ها به شما می‌گویند موانع پیشرفت‌ در این مسیر کدامند، آموختن از پیروزی‌ها به شما می‌آموزند گیاه‌شما با چه چیزی بیشتر و بهتر بهره‌ور می‌شود. شاید درخت و گیاه شما با تغذیه به چنان توانمندی و مسیری از تکامل رسید که ممانعت آفتاب نیز او را از پای در نیاورد! البته که در مورد گیاه صادق نیست، اما برای ما انسان‌ها کاملاً ممکن است.

گاهی شما با تمرکز بر پیروزی‌ها، می‌آموزید که مسیر صحیح کدام است. و هنگامی که از مسیر اشتباه خارج شوید، بخش زیادی از موانع از جلوی راهتان حذف خواهند شد. چرا که شما راه را تغییر داده‌اید. مسیر را عوض کرده‌اید و اصلا نیازی به شناسایی موانع در مسیر قبلی نخواهید داشت. شما برای دستیابی به اسرار یک تیم بزرگ و موفق، باید تیم‌های بزرگ و موفق را بررسی و ارزیابی کنید. روشن کنید که چه روابط و گفت و گو‌هایی بین اعضای آنها جریان دارد.

موفقیت برای موفقیت

عقل رایج و سنتی به ما می‌گوید که اشتباهات می‌توانند درسهای گوناگونی به ما بدهند. حرف‌ انقلاب نقاط قوت‌ این است که همه آنچه از خطاها و ضعف‌ها می‌آموزیم این است که اشتباهات چه ویژگی‌هایی دارند. ما میتوانیم اشتباهات تکراری (و نه جدید) را شناسایی کنیم. در حالی که ما در مسیر رسیدن هستیم و برای رسیدن، بیش از اینکه به نقشه‌ی بن‌بست‌ها احتیاج داشته باشیم، به نقشه‌ی مسیر صحیح نیاز پیدا خواهیم کرد.

نخستین گام انقلاب نقاط قوت

اولین مرحله و گام در انقلاب نقاط قوت این است که تحت تأثیر تلاش‌هایی قرار بگیریم که قصد دارند به ما بگویند که به ما بگویند چه چیزهایی درست‌اند. بنابراین درحالی که بانک جهانن طی دورانهای طولانی عادت داشته است که کشورها را بر اساس معیارهای کیفی منفی، مانند فقر و خشونت رتبه‌بندی کند، امروزه به سمت فهرستی از شاخص‌های مثبت در کشورها گرایش پیدا کرده و هنگام رتبه‌بندی آنها از معیارهایی همچون رفاه، ظرفیت‌ها و توانمندی‌های اجتماعی استفاده می‌کند.

تکیه بر نقاط قوت در روانشناسی

در حوزه روانشناسی، شاخص‌ها و پارامترهای توصیف کننده‌ای که تاکنون به‌کار برده‌ایم، بسیار تحت تأثیر نقاط ضعف و جنبه‌های منفی بوده‌اند. درواقع، افراد را با عناوینی نظیر روان‌رنجور، روان‌پریش، مبتلا به روان‌گسیختگی یا اسکیزوفرنی، یا افسرده از یکدیگر متمایز کرده‌ایم. امروز توازنی در دیدگاه‌هایمان پدید آمده که مدیون جهشی در جهت نقاط قوت بوده. ما امروزه شاخص‌های مثبت زیادی را به‌کار می‌گیریم. صفاتی مانند شجاعت، عدالت و اعتدال اجتماعی در دسته‌ی قوت‌ها و فضایل شخصیتی در فهرست‌های روانشناسی قرار گرفته‌اند.

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recommended Posts
Showing 32 comments
  • رسا شوقی

    آخجون اولین نفریم که برای این مطلب کامنت میذاره.امیدوارم مطلبی که میگم مفید باشه
    من ۲ سال توی دانشگاه های آلمان تحصیل کردم.اونجا مشغول تحصیل ارشد مدیریت بودم و فهمیدم توی بعضی مسایل نسبت به هم سن ها و هم دوره ای های خودم عقب و ضعیف تر هستم.احساس میکردم یکی از استادا خیلی از این مساله ناراحته.
    یک روز همون استاد من رو به دفترش دعوت کرد. باهام در مورد نقاط قوتم صحبت کرد و اینکه همین نقاط ضعفی که فکر میکردم مانع پیشرفت من هستن،چقدر من رو از بقیه دانشجوها متمایز کرده.اون من رو سرپرست تیممون کرد و گفت از این لحظه به بعد فقط باید روی توانایی ها و به قول استاد نقاط قوت خودم متمرکز بشم.
    اونجا بود که فهمیدم انقلاب نقاط قوت شروع شده.باور کنید تمام پیشرفتم رو مدیون همون دانشگاه هستم.البته که الان ایرانم،اما توی کار خودم به شدت موفق هستم

    • آرین سلیمانی

      ممنونم از شما
      دقیقا همینطور که اشاره کردید، سالهاست که پای انقلاب نقاط قوت به دانشگاه‌های معتبر هم بازشده.
      امیدواریم در دانشگاه های خودمون هم این تمرکز بر روی نقاط ضعف رو رها کنیم و به سمت شکوفایی اینهمه دانشجو پیش روی کنیم.

  • س. عباسی نژاد

    متشکرم از شما بابت مطلب خوبی که در مورد انقلاب نقاط قوت فرمودید.
    من یک روانپزشک هستم که سالها با درمانهای شیمیایی و البته جلسات مشاوره سعی داشتم به قولی بیماران رو به زندگی اجتماعی و عادی نزدیک کنم.بعد از بیش از ۷ سال تحقیق و بررسی موردی متوجه شدم انسانها باهم تفاوت میکنن.شاید تا اینجای مطلب برای همه بدیهی باشه،اما در مورد احترام به این تفاوت‌ ها نظرتون چیه؟از نظر من قبلی انسانهای متفاوت باید تغییر میکردن اما من امروز اعتقاد دیگری دارم.اینکه هر انسانی باید به همان صورتی که هست پذیرفته بشه و در نهایت تواناییهاش به کار گرفته بشه. من با بیمارانی به شدت استرسی یا وسواسی روبرو بودم که با ۱۰ جلسه خود شنانسی و خودباوری(البته در کشور آلمان) تونستن به مهارتهای فوق العاده ای دست پیدا کنن و به قول شما به شکوفایی برسن.
    مطلبتون رو که خوندم و چون شناخت مختصری هم ازتون دارم خصوصا اینکه میدونم چندین و چند سال در زمینه فلسفه تحصیل کردید نوشتتون برام ارزش زیادی داشت.

    • آرین سلیمانی

      سلام دکتر عبایس نژاد عزیز.بنده شما رو به خاطر دارم گرچه سالها پیش با شما یک دیدار مختصر داشتم،اما از دانش شما مطالب زیادی به خاطرم مونده.برای من بسیار متحول کننده بود.
      من از طریق ایمیل حتماً با شما در تماس خواهم بود و اتفاقا فکر میکنم دانش و تجربیات شما برای من و همه دوستان بسیار مفید خواهد بود.

  • مهدی

    باسلام؛مطالبتون عالیه به درد من که خورد فقط لطفا کانال تلگرامیتون رو راه اندازی کنید به نظر من بهتره. باتشکر

  • با سلام خیلی خیلی عالی هستش چند روز هست با سایت خیلی خیلی پر محتوا تون آشنا شدم و هر روز درحال دریافت اطلاعات و آموزش های جدید میشم . واقعا اگر کسی از تمام مطالب سایتتون درست اسفاده کنه و اون رو درک کنه در زندگیش خیلی موفق تر از اون چیزی میشه که در فکرش هست . واقعا تشکر از سایت خیلی خیلی عالی تون

  • چگونه نابغه بشیم؟ سوال خوبیه و جواب خیلی آسونی داره بنظر من اراده داشتن و عزم راسخ و پذیرش اشتباهات و نقاط ضعفی که داریم. اگر پذیرفتیم که باید در صدد رفع نقاط ضعفمون باشیم و پس از رفع نقاط ضعف با ارداه شروع به فعالیت کنیم.

  • AAA

    واقعا ممنون خیلی عالی بود بازهم از این مقاله ها بزارید این یکی از بهترین مقالاتی هست که من خوندم و اولی مقاله ای هست که منو به خودش جذب کرد و من اونو تا آخر خوندم واقعا دستتون درد نکنه.

Leave a Comment