امان از ساعت!

 In نوشته‌های عمومی

از دست هرچی ساعته…

گذر زمان می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد. به سادگی لذت کارهای کوچک‌مان را به آزردگی از مشکلاتی بزرگ تبدیل کند. کارهایی بسیار کوچک، اما اشتباه. خوردن روزانه یک لیوان نوشابه، کشیدن چند نخ سیگار و چندلحظه نادیده‌گرفتن فرزند.

همه چیز زیر سر گذر زمان است. یک ایراد و یک مشکل می‌تواند با تکرار، تبدیل به فاجعه شود. دقیقاً مثل نوک زدن دارکوب به درخت. هر ضربه سواراخی بزرگت ایجاد نمی‌کند، با ۱۰۰ بار و ۲۰۰ بار ضربه، درخت به‌اندازه کافی سوراخ نمی‌شود. اما این کار آنقدر و آنقدر تکرار می‌شود که می‌بینید تمام نوک دارکوب داخل درخت است. او ده‌ها هزار بار به یک نقطه ضربه وارد کرده.

شاید من و شما حوصله صبر کردن نداشته باشیم، اما دنیای اطرافمان بسیار صبور است. آنقدر صبر می‌کند تا عواقب اشتباهات کوچک ما، با تکرار آنقدر بزرگ شوند که هیچ تناسبی بین آنها نبینیم. آن‌روز فکر می‌کنیم از شانس بدمان است که به این مشکلات دچار شده‌ایم. اما این شانس نیست، بلکه عواقب تکرار عادات اشتباه روزمره است.

زندگی از دارکوب هم صبورتر است و کاری می‌کند باورمان نشود خوردن همان روزی یک شیرینی، باعث سکته مغزیمان شده باشد. کاری می‌کند باورمان نشود همان سرسری گرفتن‌های کوچک، فاصله‌ای عمیق بین ما و رقیبمان ایجاد کرده. بی‌توجهی‌های کوچک و لحظه‌ای به فرزندمان آنقدر تکرار شده که به‌اندازه چندین سال بی‌توجهی‌است و حالا که همه‌چیز گذشته و کاری از ما ساخته‌نیست نوبت به عواقب بد می‌رسد. چه بدشانسی بزرگی!

چند خطی از کتاب آ…مثل آرزو

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recent Posts

Leave a Comment