از این شاخه به اون شاخه پریدن – قسمت دوم

 In نوشته‌های عمومی

*امروز با بحثی متفاوت و البته قسمت دوم از موضوع از این شاخه به آن شاخه پریدن با شما هستم. در قسمت قبلی این موضوع با شما در مورد نیمه پُر لیوان، یعنی آنچه عموماً دیگران به آن توجه نمی‌کنند پرداختیم. اینکه از این شاخه به آن شاخه پریدن می‌تواند چقدر درر شکوفایی نبوغ شما اهمیت داشته باشد. اینکه تجربیات شما، یک به یک ارزشمند هستند، باعث ارتقاء شخصیتی شما می‌شوند و علاوه‌بر آن به صورتی مستقیم و مستمر به روشی که در همان جلسه به آن پرداختیم به شکوفایی نبوغ در شما ختم خواهند شد (البته اگر راه روشش آن را همانطور که در آن مقاله به شما نشان داده شد دنبال کنید). توصیه می‌کنم قبل از ادامه این بحث اگر جلسه اول را مطالعه نکرده‌ایدد حتماً بخش اول را از لینک روبرو مطالعه کنید و سپس به همینجا بازگردید تا موضوع را دنبال کنیم: از این شاخه به آن شاخه پریدن – قسمت اول

نگاهی به نیمه خالی لیوان

نیمه خالی لیوانگرچه از این شاخه به آن شاخه پریدن می‌تواند فرصت‌های بیشتری را در اختیار شما قرار دهد و همانطور که در بخش اول به آن اشاره شد شما را به شکوفایی نبوغ نزدیک کند، اما در عین حال می‌تواند (و البته نه در تمام اوقات) حاکی از مسائل و مشکلاتی در درون شما باشد که خود این مسائل شما را از فرصت‌های بیشماری محروم کنند. از این شاخه به آن شاخه پریدن همانطور که در ادامه به آن خواهم پرداخت می‌تواند حاکی از تهدیدی درونی برای شما باشد و می‌تواند فرصت‌های قبلی شما را فدا کند. در این قسمت می‌خواهم با شما در مورد یک داستان واقعی صحبت کنم و سپس به بررسی موضوعات مرتبط بپردازم. پس بیایید با یک نمونه واقعی شروع کنیم:

اتفاقی واقعی و تراژدیک

برای مثال ممکن است شما در ۲۷ سالگی درست مانند یکی از دوستان من پا به تجربه‌‌ای جدید بگذارید و با یکی از نقاط قوت خود برخورد کنید. فرض کنید یک روز به صورت اتفاقی برای کمک به دوست خود به مغازه‌اش رفته‌اید. به درخواست او در مغازه‌ی فروش اجناس دکوراسیونی به عنوان فروشنده ایستاده‌اید. امروز پاسخ به بسیاری از مشتریان با شما بوده و بعد از روز کاری خودتان را در حالی یافته‌اید که به فروشی عالی (۳ برابر روزهای دیگر) دست پیدا کرده‌اید! و حالا متوجه شده‌اید که چقدر در برقراری ارتباط با مشتریان و متقاعد سازی در حوزه‌ی فروش تجهیزات دکوراسیون داخلی خوب عمل می‌کنید. شما عملاً می‌توانید تبدیل به یک فروشنده‌ی عالی و ماهر شوید و این یکی از نقاط قوت شماست.

از این شاخه به آن شاخه پریدنبه این داستان گوش کنید: این اتفاقی واقعی است که برای یکی از دوستان من سالها پیش اتفاق افتاد. در همین فروشگاه به او پیشنهاد فروشندگی با پورسانت ۲۵٪ شد و این اتفاق شروع نقطه عطفی در زندگی او بود. او به صورت اتفاقی با یکی از نقاط قوت خود برخورد کرده بود و یافته بود که با توجه به تجربیات، استعدادها، دانش و علاقه‌ی خود می‌تواند فروش‌هایی نجومی در زمینه‌ی دکوراسیون داخلی داشته باشد، کم کم رشد کند، فروشگاه و نمایشگاه خود را افتتاح کند و در آینده‌ای نه چندان دور به یک فروشنده محبوب و یک طراح داخلی مطرح تبدیل شود.

برای ۲ ماه همه‌چیز عالی بود. او توانسته بود مطابق برنامه‌های خود پیش برود و در این مدت درآمدی ۱۲ برابر فروشندگان قبلی فروشگاه داشته باشد! چرا که او توانسته بود تجهیزات دکوراسیونی را به صورتی عمده در قراردادهای خوب به فروش برساند، توانسته بود افرادی را متقاعد کند که همین حالا بهترین وقت برای تغییر دکوراسیون منزل ۵۰۰ متری و ویلای مجلل آنهاست و این واقعاً یک نقطه عطف در فروشگاه و زندگی کاری خود او بود. اما او به زودی این کار را رها کرد و سرکی به بازار تولید بولبورینگ کشید. وام بانکی بسیار بزرگی دریافت کرد اما در بازار موفق نبود و نهایتاً با شکست و مصادره اموالی که از خانواده به او رسیده بود روبرو شد. او تحت تأثیر صحبت یکی دیگر از دوستان خود درگیر یک تصمیم هیجانی شده بود، آنهم در شرایط رکود اقتصادی کشور…

همیشه همه‌چیز خوب پیش نمی‌رود

زندگی تا حدود زیادی غیر قابل پیش‌بینی است. چه می‌دانید؟ شاید فردا از بانک با شما تماس گرفتند و شما را برنده‌ی جایزه‌ی ۱ میلیارد تومانی اعلام کردند، شاید فردا (البته خدای نکرده!) کسب و کار شما با رکودی غیر قابل توجیه مواجه شد، شاید سکه و دلاری که در گاوصندوق ذخیره کرده‌اید قیمتش ۳ برابر بشود و شاید به نصف ارزش فعالی افت کند! تنها کاری که از دست شما برمی‌آید این است: به عاقلانه‌ترین و مطمئن‌ترین انتخاب‌ها دست بزنید.

حادثه بدگاهی در تجربیات خود با موضوعاتی روبرو می‌شویم که حکایت از نقاط قوت ما می‌کنند و رها کردن آنها برای ما ریسک زیادی را به همراه خواهد داشت. گرچه می‌توانید بخشی خالی از زمان، سرمایه و برنامه‌ی روزانه‌ی خود را به تجربیات گوناگون و متفاوت اختصاص دهید و شانس بیشتری برای روبروی با نقاط قوتی جدی‌تر بدست آورید، اما این عاقلانه نیست که تمام دارایی خود را بر روی بلیط قرعه‌کشی بگذارید. منظورم از دارایی شما همان فرصت‌هایی است که در طول تجربیات خود در حوزه‌ی نقاط قوت‌تان برای دست‌یابی به شکوفایی بدست آورده‌اید. درست مانند دوست من که فرصتی را در اختیار داشت و آن را با یک بلیط بخت‌آزمایی در بازار تولید جابجا کرد و البته با شکست روبرو شد.

همه چیز به نقاط قوت مربوط می‌شود

اگر به نقاط قوت خود دست پیدا کرده‌اید، اگر می‌دانید در چه زمینه‌ای باید با پشت‌کار و عشق به فعالیت بپردازید تا به سرعت به شکوفایی دست پیدا کنید، بر روی شانس خود قمار نکنید. فرصت اکنون خود را فدای احتمالات نکنید و بجای آن شانس و سرمایه‌ی خود را در فرصت‌ها و موقعیت‌های اضافه و بدون ریسک بیازمائید. اگر در کار فروشندگی عالی عمل می‌کنید به همان مشغول شوید و در انتهای روز به فعالیت‌های جدید مورد علاقه‌ی خود بپردازید. شما درست باید مانند تاجری عمل کنید که با اطمینان می‌داند فلان کالا برایش فروش و سود قطعی به همراه خواهد داشت ولی بخشی از سرمایه خود را به ریسک و کسب فرصت‌های جدید اختصاص می‌دهد.

همینطور دید آینده‌نگر به شما می‌گوید همیشه در کمین فرصت‌های جدید باشید. شاید روزی تکنولوژی جای شما را بگیرد، شاید دیگر فروشندگی و مذاکره به معنای کنونی از بین برود و لازم باشد در حوزه‌ای جدید دست به فعالیت بزنید. پس لازم است برای به‌روز بودن، فرصت‌های جدیدی را نیز بیازمائيد و به شناسایی نقاط قوت کشف نشده در خودتان مشغول شوید.

نقاط قوت خودتان را هنوز نیافته‌اید؟

اگر هنوز نقاط قوت خود را نیافته‌اید، به شاخه‌های مختلف سرک بکشید. جستجو کنید و خودتان را در معرض تجربیات گوناگون قرار دهید چرا که این مساله می‌تواند به شما کمک کند. ما مخاطبان و همراهان زیادی داشته‌ایم که در کمتر از چند روز  با راهنمایی‌های ما به نقاط قوت خود پی برده‌اند. اگر هنوز شروع به یافتن نقاط قوت خود نکرده‌اید و یا نمی‌دانید باید از کجا شروع کنید راه دشواری در پیش نخواهید داشت، به شرط آنکه از اینجا شروع کنید: تفاوت استعدادها با نقاط قوت

فراموش نکنید ما زمانی دستیابی شما به شکوفایی نبوغ را تضمین می‌کنیم که به شکلی اصولی و با دیدی جامع نسبت به تمام مطالبی که در این زمینه در وب‌سایت مدرسه نوابغ در اختیار شما قرار داده‌ایم دست به اقدام بزنید. شما باید قسمت اول این مطلب و مقاله  چگونه نابغه شویم(کلیک کنید)  را مطالعه و دنبال کنید. همینطور اگر در هریک از این مقالات به مطلب دیگری ارجاع داده شده‌اید، حتماً به آن سری بزنید و همانطور که گفتن دیدی کامل و جامعه بدست آورید. بعد از آن راه سختی را درپیش نخواهید داشت، چرا که تمرکز ما در شکوفایی نبوغ، با تکیه بر نقاط قوت شما می‌باشد و همانطور که در مطالب دیگر با شما درمیان گذاشته‌ام (یعنی همان مطالبی که به زودی آنها را مطالعه خواهید کرد) نقاط قوت شما، فعالیت‌هایی هستند که به دلیل تناسب با ساختار ذهنی و استعدادهای ذاتی شما برایتان به‌شدت لذت بخش می‌باشند و به سادگی می‌توانید در آنها پشت‌کار و اراده داشته باشید.

آیا با مشکلی مواجه هستید؟

اما همچنان موضوعی باقی می‌ماند که در قسمت دیگر با شما درمیان خواهم گذاشت. اگر به نقاط قوت خود دست پیدا کرده‌اید، اما همچنان قادر نیستید در آن استقامت لازم را داشته باشید و تمایلی درونی برای رها کردن آن دارید، احتمالاً با یکی از عوامل درونی منفی سرو کار دارید که لازم است با مبارزه با آن بپردازید. در مطلب بعدی این موضوع (قسمت سوم) در این مورد با شما به صحبت خواهم نشست.

 

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recommended Posts
Showing 19 comments
  • امیر
    پاسخ دادن

    جالب بود.از این شاخه به اون شاخه پریدن عموما به عنوان یک تهدید مورد قضاوت قرار داده میشه.
    همین که نگاهی متفاوت به مسائل داشته باشیم ارزشمند هست
    متشکرم از سایت خوب و پر بار (و البته متفاوت) شما

  • Am!R
    پاسخ دادن

    ممنون بابت مطالب مفیدتون

  • zeinab
    پاسخ دادن

    سلام.به نظر از این شاخه به اون شاخه پریدن باعث میشه ما بیشتر به استعدادهامون پی ببریم.چون زمینه های مختلفی رو امتحان میکنیم

  • Newsha
    پاسخ دادن

    چقدر عالی میشه اگه در مورد مدیریت ریسک بیشتر صحبت کنید.
    همه جا حرفهای میزنن که من واقعا نمیفهمم.بابا من به خدا دانشجوی دکترا نیستم!!!یه حرفی میخوام که بفهممش!
    دم سایت شما گرم که به زبون ساده میگه.
    لطفاااا در مورد مدیریت ریسک مطلب برام بفرستین

    • آرین سلیمانی
      پاسخ دادن

      سلام به شما دوست خوب.
      حتما براتون منابع خوب و مفیدی رو در این زمینه ارسال می‌کنیم. چند کتاب در این زمینه هست که عنوان اونها رو به صورت فهرست از طرف ما در ایمیل خودتون دریافت خواهید کرد

      بازهم از شما ممنونیم که به بهبود خودتون انقدر اهمیت میدید

  • حامد
    پاسخ دادن

    بسیار مطلب آموزنده ای بود ممنون

  • علیرضا
    پاسخ دادن

    با حرف دوست عزیزم موافقم
    ریسک خیلی کم شده توی زندگی افراد،همه یه روال عادی زندگی رو پیش میبرن و هیچ هیجانی وجود نداره
    لطفا یه بحث اساسی راجع به ریسک انجام بدید تا شاید جرئت ریسک در وجود خیلیا بوجود بیاد
    عاشق مقالاتتون شدم فوق العادن،قابل درک و فهم نه مثل خیلی از سایتای دیگ ک انقد تخصصی حرف میزنن ک فراموش میکنن همه مدراک تحصیلی بالا ندارن

  • mohammad
    پاسخ دادن

    در اینکه از این شاخه به اون شاخه پریدن در اکثر مواقع مشکل ساز میشه، شکی نیست. اما گاهی اوقات موجب تغییر زندگی ما میشه و شاید سرنوشتمون رو به طرز خوبی عوض کنه. این اتفاق برای همسایمون افتاد که از دانشگاه رفت سراغ بازاریابی اینترنتی و الان هم خیلی موفقه

  • میلاد
    پاسخ دادن

    بسیار جالب و اموزنده بود و مطلب رو بسیار سازه بیان کردند

  • جمشید تقی زاده
    پاسخ دادن

    تمام مسائل از آنجا شروع شد که بساط استخدام از شرکتهای ایرانی جمع شد اکثر دوستان من بعد از فراغت از تحصیل با قراردادهای یک ساله یا چند ماهه مشغول بکار شدند و در این اوضاع بلبشو بازار کار دو دستی چسبیدن به شغل فعلی برای تمام آنها بدیهی بود به مرور زمان قرارداد ها کم کم مزخرفتر و مزخرفتر شد ولی آنها همچنان به شغل خود چسبیدند و هر سال بدتر از قبل. اما دو سه نفری که چند شیفت در چند جا کار میکردند ترس از دست دادن شغل کمتری داشتند و راحت تر از بقیه به قرارداد های جدید اعتراض میکردند و یا استعفا میدادند و بدنبال کار جدید میرفتند به اصطلاح از این شاخه به آن شاخه میپریدند نتیجه این شد که آنها در حال حاضر تجربیات زیادی در کارهای مختلف دارند و همچنین برای کاریابی جدید نیز ترس و واهمه ای ندارند شاید در این زمانه در این یک مورد فرج در “از این ستون به آن ستون” باشد

  • Arezu
    پاسخ دادن

    از این شاخه به اون شاخه پریدن در ابتدا شاید جالب به نظر برسه، ولی برای شروع کاری از صفر باید برخی سختی هارو کشید و رها کردن نیمه ی اون کار باعث از دست رفتن فرصت میشه، داشتن ثبات و اراده باعث پیشرفت میشه و هر موفقیتی نیاز به زمان و حتی شکست داره!

  • nayeb
    پاسخ دادن

    خیلی خوب بود ممنون از شما.
    مدتی بود در مورد مشکل از این شاخه به اون شاخه پریدن تحقیق میکردم تا به وب سایت شما رسیدم.منطقی بود دلیلتون.البته من از مشاور روانشناس هم کمک میگیرم و فکر میکنم در کنار این مقاله بتونم نتیجه خیلی خوبی بگیرم

  • Ahmad006
    پاسخ دادن

    واقعا عالی بود مشکلاتمو در این مورد حل کرد فقط یکم باید بیشتر در مورد نقاط قوت توضیح بدین ممنون

  • حسین یاری
    پاسخ دادن

    سلام قتعاا هرکسی باید نقاط قوت خود را پیدا کند تا بتواند روی آن نقاط تمرکز کند و در ان مسیر پیشرفت کند و ما باید بتوانیم از تجربیات دیگران هم در این راه استفاده کنیم تا بتوانیم بهتر موفق شویم مطالبتون عالی و ارزشمند بود . با تشکر

  • Faezeh
    پاسخ دادن

    سلام، به نظر من اگر کسی از این شاخه به اون شاخه می پره، علتش اینه که یا به اون کار علاقه نداره یا استعداد انجام اون کار رو نداره، پس بهتره هرکس استعداد ها و علاقه کندی هاشو کشف کنه، در اینصورت از این شاخه به اون شاخه پریدن هم معنی ندارن. خیلی ممنون از مطالب مفیدتون.

    • آرین سلیمانی
      پاسخ دادن

      خیلی ممنونم از شما دوست خوب، فائزه عزیز.
      نظرتون بسیار قشنگ و از نظر من درست بود

  • hooman
    پاسخ دادن

    بسیار جالب و اموزنده بود و مطالب بسیار عالی

  • محمد
    پاسخ دادن

    با سلام من کارشناسی حسابداری هستم خیلی دوست دارم که به سمت اختراع کردن و پزشکی برم ولی همیشه یک ترسی ته دلم هست که کارم رو از دست می دم و یا باید زیاد هزینه کنم و یا در این کارم دیگه موفق نمی شم و مهمتر از همه چرا 2 تا انتخاب تو فکرم هست و یا اینکه ممکن است اونجا هم موفق نشم هزینه فرصت ها رو می سنجم 28 سال از زندگی و جوانیمان گذشت دوستان میگن الان دیگه وقت ریسک نیست باید روی یک کار باشی نمی دونم چیکار کنم راهنماییم کنید ممنون

    • آرین سلیمانی
      پاسخ دادن

      سلام به شما دوست خوب. امیدوارم حالتون خوب باشه.

      این طبیعی هست که ما با گرایشات مختلفی روبرو هستیم و پیشنهاد من اینه به دنبال علایق خودتون برید. اما…

      اما، گاهی اوقات ما برای بعضی مسائل وسوسه میشویم و آنها مناسب روحیات ما نیستند. توصیه من به شما این است که بدون رها کردن شغل خودتان، روزانه ۲ ساعت از وقت خودتان را به اختراع و پزشکی اختصاص دهید. بعد از یکی دوماه انگیزه های خودتان را بسنجید و انتخاب آگاهانه ای انجام دهید 🙂 ببینید آیا واقعا عاشق اینها هستید و میتوانید در آنها پیشرفت کنید؟…

      ممنونم که با من هستید

Leave a Comment