از این شاخه به اون شاخه پریدن – قسمت اول

 In نوشته‌های عمومی

مطمئنم با خودتان می‌گوئید امان از این شاخه به آن شاخه پریدن!…. و احتمال بیشتری می‌دهم که مشکل شما بیش از اینکه در این مورد با خودتان باشد، با دیگران است! اگر شما هم با مسأله‌ی از این شاخه به آن شاخه پریدن روبرو هستید، یکی از مشکلات جدی شما انگشت‌های اشاره‌ی دیگرانی است که شما را محکوم می‌کنند. اما یادتان باشد اطرافیان متخصص نیستند، آنها لزوماً صاحب نظر نمی‌باشند و تنها قضاوتی از روی عادات و فرهنگ بعضاً غلط خود انجام می‌دهند. در این مطلب می‌خواهم با شما در مورد یک ارتباط جدی بین دو موضوع «شکوفایی نبوغ» و «از این شاخه به آن شاخه پریدن» صحبت کنم. در قسمت بعدی این موضوع نیز می‌خواهیم در کنار اشاره به قسمت پُر لیوان، به بخش منفی این ویژگی نیز نگاهی بیاندازیم. با من همراه باشید.

به این چالش پاسخ دهید

فرض کنید شما با شنیدن یک قطعه‌ی موسیقی کلاسیک به پیانو علاقه‌مند شده‌اید. با خودتان اندیشیده‌اید که نواختن پیانو می‌تواند برایتان به شدت جذاب باشد. خودتان را در آینده‌ای تجسم می‌کنید که در آنجا قطعه‌های زیبای موسیقی کلاسیک می‌نوازید و خود و دیگران را به وجد می‌آورید. از خانواده خود درخواست می‌کنید تا شما را در کلاس پیانو ثبت‌نام کنند. شروع همیشه عالی و لذت‌بخش خواهد بود، اما پس از مدتی با اتفاقی روبرو می‌شوید که بارها آن را تجربه کرده‌اید.

درست وقتی با جزئیات بیشتری در مورد نواختن پیانو آشنا می‌شوید (یعنی همان چیزهایی که قبلاً نمی‌دانستید) از ادامه مسیر دلسرد می‌شوید. تمرینات پیانو برایتان سخت می‌شود و دیگر برایتان هیجانی به همراه ندارد. می‌بینید که نواختن رویایی شما در آینده، وابسته به روزانه ساعت‌ها تمرین برای سال‌های متمادی است و اینجاست که نواختن پیانو را رها می‌کنید. به نظر شما دیگران حق دارند شما را محکوم کنند؟

از این شاخه به آن شاخه پریدن

آیا هرچیزی متناسب با شماست

دیگران به شما خواهند گفت: ”موفقیت نیاز به پشت‌کار دارد”، من هم با این موضوع موافقم اما به شیوه‌ای متفاوت. دیگران سالها بعد به شما خواهند گفت: ”اگر آنروز پیانو را رها نکرده بودی، امروز تمرینات سخت و طاقت‌فرسا به انتها رسیده‌بود و حالا وقت نواختن و لذت بردن بود” و من هم با این موضوع موافقم، اما باز هم به شیوه‌ای متفاوت. آنچیزی که باعث تفاوت دیدگاه دیگران با دیدگاه من در مورد از این شاخه به آن شاخه پریدن شما شده گویا یک فاکتور مهم است که از دیدگان دیگران پوشیده مانده:

اینکه شاید و به احتمال قابل توجهی نواختن پیانو و شیوه‌های تمرینات آن متناسب با توانایی‌ها و ساختار ذهنی شما نبوده. چرا که تمرینات پیانو نیازمند بکارگیری قسمت‌های بخصوصی از مغز می‌باشند. درست همان موضوعی اشاره می‌کنم که علم امروز به آن با لفظ ((نقش پیوندهای سیناپسی مغزی به استعدادها و توانایی‌ها)) اشاره می‌کند. دانش عصب شناسی گسترش پیدا کرده و ما به دستاوردهای جدیدی در حوزه‌ی مغز دست پیدا کرده‌ایم. بخش بزرگی از افسانه‌های گذشته حالا زیر سوال‌ هستند. در این مورد با شما بعداً (در مقاله‌ای دیگر) به صورتی کامل صحبت خواهم کرد، اما اینجا و در این مقاله از این موضوع تحت عنوان نقاط قوت یاد خواهم کرد. بگذارید کمی جسته گریخته صحبت کنیم و برای رسیدن به نتیجه عجله نکنیم.

فرهنگی ناقص: مبارزه با از این شاخه به آن شاخه پریدن

فرهنگ‌های متمدن امروزی دنیا، به انتخاب‌ها احترام می‌گذارند. این مساله کاملاً قابل درک است که انسان‌ها از سلایق گوناگون و ساختارهای مغزی متفاوت بهره می‌برند. همینطور انسان‌ها بر اساس تجربیات خود یعنی آزمون و خطا به علایق، سلایق و نقاط قوت خود پی می‌برند. آنها با آزمون و خطا پی می‌برند که کدام فعالیت، متناسب و همخوان با ساختار مغزیشان است، چرا که هنوز دستگاه و یا آزمونی نیامده که با صرف دقایقی زمان پی ببریم ما در چه زمینه‌ای قادریم تبدیل به یک فوق‌ستاره شویم. لازم است این توضیح را به شما بدهم که منشأ شکل گیری نقاط قوت در ما، یعنی همان فعالیت‌هایی که ما عاشقانه به آنها می‌پردازیم، از انجامشان احساس خستگی نمی‌کنیم و با پشتکاری ستودنی آنها را دنبال می‌کنیم، پیوند‌های سیناپسی در مغزمان می‌باشند. پیوندهایی که در هر فرد متفاوت‌اند.

توانایی متناسب با ساختار مغزی

به سادگی نمی‌توان خارج گود ایستاد و قضاوت کرد که آیا من به فلان زمینه‌ای که هیچ تجربه‌ و دانشی در مورد آن ندارم علاقه‌مند خواهم بود و یا در آن به موفقیتی سرشار دست پیدا خواهم کرد یا نه. آن زمانی که شما تصمیم به کنار گذاشتن نواختن پیانو گرفتید، چیزی می‌دانستید که در گذشته نمی‌دانستید. چیزی را تجربه کرده بودید و در شرایطی به‌سر برده بودید که قبلاً آن را نیازموده بودید. حتی احتمالاً دیگران نیز آنطور که باید شما را آگاه نکرده بودند، چرا که خودشان نوازنده نبوده‌اند، حتی روحشان هم از دشواری خواندن نُت‌های موسیقی، دشواری حرکت‌های متضاد دست و ایجاد یکپارچگی میان نُت‌ها، چشم و انگشتان هر دست باخبر نبوده. چطور است که به شما خرده می‌گیرند؟!

قضاوت دیگران؟

باز هم می‌گویم، دیگران لزوماً تخصصی در زمینه‌ی شیوه‌های عالی زندگی ندارند. آنها خودشان با هزاران مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند، در روابط خود دچار مشکل هستند، به سادگی نمی‌توانند به سازش و تفاهم دست پیدا کنند، درک سایرین برایشان دشوار است، همیشه در حال شکستن کاسه کوزه‌ها بر سر دیگران هستند، زندگی لذت‌بخشی ندارند، تجربیاتشان محدود است، به شکوفایی دست پیدا نکرده‌اند و حالا شما را محکوم می‌کنند! و عجیب است که من و شما به توصیه‌های بعضاً نابخردانه‌ی آنها گوش جان می‌سپاریم…! گرچه در اینجا نمی‌خواهم دیگران را مجرم بشمارم، اما لازم است بدانید آنچه غیر متخصصان و افراد عادی جامعه به شما توصیه می‌کنند، لزوماً شما را خوشبخت نخواهد کرد.

ما با فرهنگی ناقص و نا‌ آگاهانه به نام «مبارزه با از این شاخه به آن شاخه پریدن» روبرو هستیم. فرهنگی که پشتوانه‌ای جز محکوم کردن دیگران و یافتن مقصر ندارد. برای مردمان ما باورش سخت است بپذیرند مقصری وجود ندارد. برای دیگران سخت است بپذیرند که شما نیز درست مانند خودشان نیاز به تجربه دارید تا زمینه‌ها و حوزه‌های مورد علاقه و متناسب با ارتباطات سیناپسی مغزی خود را بیابید. ما با این فرهنگ ناقص از طرف بخش زیادی از غیر متخصصین روبروییم.

شکوفایی نبوغ و سیناپس

تجربیات گوناگون در «از این شاخه به اون شاخه پریدن»

از این شاخه به آن شاخه پریدن برای شما فوایدی خواهد داشت. در قسمت بعدی این مطلب به شما خواهم گفت که ممکن است «از این شاخه به آن شاخه پریدن» ریشه‌های دیگری نیز در شما داشته باشد که لازم است به دنبال ریشه‌کن کردنشان باشید، اما در اینجا می‌خواهم به اهمیت تجربیات گوناگونی که این موضوع برای شما به همراه خواهد داشت اشاره کنم. می‌خواهیم به نیمه پُر لیوان بنگریم. این بحث ارتباطی جامع و اصولی با شکوفایی نبوغ در شما خواهد داشت. توصیه می‌کنم قبل از ادامه بحث، به مقاله‌ی چگونه نابغه شویم سری بزنید، چرا که ارتباط بین این مباحث را بهتر و دقیق‌تر درک خواهید کرد.

تجربیات گوناگون و ارتقاء شخصیت

تجربیات گوناگون بر دانش و مهارت‌های عمومی ما می‌افزایند. همیشه تفاوتی عمیق میان کسی که برای مدتی هرچند کوتاه به نواختن یک ابزار موسیقی مشغول بوده با کسی که هیچ تجربه و دانشی در این زمینه ندارد وجود خواهد داشت. تجربه‌ی نواختن و آشنایی با نُت‌های موسیقیایی شما را با موضوعی اساسی به نام «هارمونی» آشنا خواهد کرد و «هارمونی» می‌تواند بر درک عمیق شما از معنای زندگی و برقراری تعادل در آن بیافزاید.

مطالعه‌ی فلسفه، آموختن یوگا، مطالعه زبان‌شناسی باستانی، نقاشی، ژیمناستیک، طبیعت گردی و هر تجربه‌ای که آن را برای مدتی بیازمائید و در آن به دنبال معنایی باشید، حتی اگر پس از مدتی آن را رها کنید بر قدرت شخصیتی شما خواهد افزود. شما پس از آن نگاهی تکامل‌یافته‌تر از دیروز به زندگی خواهید داشت. از تجربه کردن دست نکشید.

تجربه

تجربیات گوناگون و شکوفایی نبوغ

در بخش‌های زیادی از مطالب وب‌سایت که با شما در مورد شکوفایی نبوغ به صحبت نشسته‌ام تأکید کرده‌ام که شکوفایی نبوغ تقریباً در تمام موارد، در زمینه‌ای از نقاط قوت شما رخ می‌دهد. همچنان توصیه می‌کنم بحث شکوفایی نبوغ را از مقاله‌ی چگونه نابغه شویم و همینطور انقلاب نقاط قوت شروع کنید و تا آنجا که می‌توانید در میان مقالات گوناگونی که در میان بحث‌ها در اختیار شما قرار گرفته سرک بکشید. تضمین می‌کنم نه تنها چیزی از دست نخواهید داد، بلکه با مطالعه‌ی این مطالب از فرصت‌های خود در لحظات بعدی زندگی خود به درستی و به صورتی بسیار مؤثر بهره خواهید برد.

در مطلب دیگری که کمی جلوتر آن را به شما معرفی خواهم کرد به این موضوع اشاره کرده‌ام که تفاوتی عمیق میان استعدادها و نقاط قوت وجود دارد. استعدادها به وسیله‌ی آزمون‌های شخصیت شناسی قابل شناسایی هستند، اما نقاط قوت اینطور نیستند و آنچه در این میان و در راه شکوفایی نبوغ سرنوشت‌ساز است نقاط قوت شما هستند. راه شناسایی نقاط قوت نیز چیزی جز تجربه و آزمودن خود در شرایط گوناگون نیست.

شما برای اینکه بیابید در چه زمینه‌ای به صورت ذاتی خوب عمل می‌کنید و قادرید با سرعتی فزاینده همراه با عشق در آن رشد کنید نیازمند تجربه هستید. گاهی ممکن است اولین تجربه شما در سن ۱۸ سالگی نقطه قوت شما را آشکار سازد و از همان زمان در راه شکوفایی گام بردارید، و ممکن است سالهای سال در جستجوی گم‌کرده خود از این شاخه به آن شاخه سرک بکشید… آنچه مهم است یافتن گم‌کرده‌تان است. حتی اگر در سنین بالا نیز تنها یکی از نقاط قوت خود را بیابید آنقدر سریع و با اشتیاق در آن رشد خواهید کرد که در مدت کوتاهی به شکوفایی و رضایتمندی خواهید رسید. اگر می‌خواهید در راه شناسایی نقاط قوت خود بدون آزمون‌های شخصیت شناسی گامی مؤثر و عملی بردارید همین حالا سری به مقاله روبرو بزنید: تفاوت استعدادها و نقاط قوت 

معنای زندگی

مشکل کسانی که از این شاخه به آن شاخه نمی‌پرند

افرادی که تصمیمی جدی بر پشت‌کار دارند و هیچ توجهی به زمینه‌ای که قرار است در آن سخت کوش باشند نمی‌کنند با یک مساله‌ی جدی روبرو هستند که احتمالاً با آن کنار آمده‌اند. بعید است آنها به «بهترین» و یا «یک نابغه» تبدیل شوند. آنها اگر به زمینه‌ای بپردازند که در حوزه‌ی نقاط قوت‌شان قرار ندارد (یا خدای ناکرده در حوزه‌ی نقاط ضعف‌شان قرار داشته باشد)، هرچقدر تلاش و استقامت به خرج دهند تنها می‌توانند در آن حوزه خوب یا خیلی خوب شوند، اما هیچ‌وقت قادر نخواهند بود در آن زمینه به «عالی» یا «بهترین» تبدیل شوند.

نگاهی به مایکل جردن، ستاره تاریخ بسکتبال دنیا بیاندازید. درست قبل از اینکه وارد رشته بسکتبال شود یک ورزشکار حرفه‌ای به شمار می‌آمد، اما یک ورزشکار غیر موفق. او سالها بیسبال بازی می‌کرد، تمرینات سخت را برای مدت‌های طولانی دنبال می‌کرد، به مسابقات راه پیدا کرد و خوب بود، اما به هیچ عنوان «فوق‌العاده» نبود. اما همین که وارد بازی بسکتبال شد، همین که گم‌کرده خود را پیدا کرد و به سراغ چیزی رفت که مطابق ساختار مغزی و ذهنی او بود به شکوفایی دست پیدا کرد. اگر این تنها استقامت است که تنها فاکتور سرنوشت‌ساز است چطور با این مثال‌های بیشمار در تاریخ کنار بیاییم؟ همه‌چیز وابسته به انداره‌ی رویا و آروزی شماست. تا کجا می‌خواهید پیش بروید؟

تصمیم شما برای شکوفایی نبوغ چیست؟

تصمیم شما چیست؟ آیا فقط می‌خواهید در زمینه‌ای پیشرفت کنید و فقط به «خوب» تبدیل شوید؟ آیا قصدتان این است که مقداری پول درآورید، نام خود را موفق بگذارید و یک زندگی عادی رو به خوب را دنبال کنید؟ یا قصد دیگری دارید؟ اگر قصد دارید در زمینه‌ای به «عالی» و «فوق‌العاده» تبدیل شوید، اگر می‌خواهید همه نام شما را یک انسان موفق بگذارند و اگر می‌خواهید با اشتیاقی وصف نشدنی از خواب بیدار شوید، انقدر زود راضی نشوید. نقاط قوت خودتان را پیدا کنید، به انقلاب نقاط قوت بپیوندید و به یک فوق‌ستاره تبدیل شوید. در غیر این صورت بهتر است به هر قیمتی شده پیانو را ادامه دهید! با من در قسمت دوم این مطلب همراه باشید، چرا که بحثی سرنوشت ساز در انتظار شماست و حرف‌هایمان هنوز باقی مانده. این مطلب را از اینجا مطالعه کنید: از این شاخه به اون شاخه پریدن – قسمت دوم

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recommended Posts

Leave a Comment