از این شاخه به اون شاخه پریدن – قسمت اول

 In نوشته‌های عمومی

مطمئنم با خودتان می‌گوئید امان از این شاخه به آن شاخه پریدن!…. و احتمال بیشتری می‌دهم که مشکل شما بیش از اینکه در این مورد با خودتان باشد، با دیگران است! اگر شما هم با مسأله‌ی از این شاخه به آن شاخه پریدن روبرو هستید، یکی از مشکلات جدی شما انگشت‌های اشاره‌ی دیگرانی است که شما را محکوم می‌کنند. اما یادتان باشد اطرافیان متخصص نیستند، آنها لزوماً صاحب نظر نمی‌باشند و تنها قضاوتی از روی عادات و فرهنگ بعضاً غلط خود انجام می‌دهند. در این مطلب می‌خواهم با شما در مورد یک ارتباط جدی بین دو موضوع «شکوفایی نبوغ» و «از این شاخه به آن شاخه پریدن» صحبت کنم. در قسمت بعدی این موضوع نیز می‌خواهیم در کنار اشاره به قسمت پُر لیوان، به بخش منفی این ویژگی نیز نگاهی بیاندازیم. با من همراه باشید.

به این چالش پاسخ دهید

فرض کنید شما با شنیدن یک قطعه‌ی موسیقی کلاسیک به پیانو علاقه‌مند شده‌اید. با خودتان اندیشیده‌اید که نواختن پیانو می‌تواند برایتان به شدت جذاب باشد. خودتان را در آینده‌ای تجسم می‌کنید که در آنجا قطعه‌های زیبای موسیقی کلاسیک می‌نوازید و خود و دیگران را به وجد می‌آورید. از خانواده خود درخواست می‌کنید تا شما را در کلاس پیانو ثبت‌نام کنند. شروع همیشه عالی و لذت‌بخش خواهد بود، اما پس از مدتی با اتفاقی روبرو می‌شوید که بارها آن را تجربه کرده‌اید.

درست وقتی با جزئیات بیشتری در مورد نواختن پیانو آشنا می‌شوید (یعنی همان چیزهایی که قبلاً نمی‌دانستید) از ادامه مسیر دلسرد می‌شوید. تمرینات پیانو برایتان سخت می‌شود و دیگر برایتان هیجانی به همراه ندارد. می‌بینید که نواختن رویایی شما در آینده، وابسته به روزانه ساعت‌ها تمرین برای سال‌های متمادی است و اینجاست که نواختن پیانو را رها می‌کنید. به نظر شما دیگران حق دارند شما را محکوم کنند؟

از این شاخه به آن شاخه پریدن

آیا هرچیزی متناسب با شماست

دیگران به شما خواهند گفت: ”موفقیت نیاز به پشت‌کار دارد”، من هم با این موضوع موافقم اما به شیوه‌ای متفاوت. دیگران سالها بعد به شما خواهند گفت: ”اگر آنروز پیانو را رها نکرده بودی، امروز تمرینات سخت و طاقت‌فرسا به انتها رسیده‌بود و حالا وقت نواختن و لذت بردن بود” و من هم با این موضوع موافقم، اما باز هم به شیوه‌ای متفاوت. آنچیزی که باعث تفاوت دیدگاه دیگران با دیدگاه من در مورد از این شاخه به آن شاخه پریدن شما شده گویا یک فاکتور مهم است که از دیدگان دیگران پوشیده مانده:

اینکه شاید و به احتمال قابل توجهی نواختن پیانو و شیوه‌های تمرینات آن متناسب با توانایی‌ها و ساختار ذهنی شما نبوده. چرا که تمرینات پیانو نیازمند بکارگیری قسمت‌های بخصوصی از مغز می‌باشند. درست همان موضوعی اشاره می‌کنم که علم امروز به آن با لفظ ((نقش پیوندهای سیناپسی مغزی به استعدادها و توانایی‌ها)) اشاره می‌کند. دانش عصب شناسی گسترش پیدا کرده و ما به دستاوردهای جدیدی در حوزه‌ی مغز دست پیدا کرده‌ایم. بخش بزرگی از افسانه‌های گذشته حالا زیر سوال‌ هستند. در این مورد با شما بعداً (در مقاله‌ای دیگر) به صورتی کامل صحبت خواهم کرد، اما اینجا و در این مقاله از این موضوع تحت عنوان نقاط قوت یاد خواهم کرد. بگذارید کمی جسته گریخته صحبت کنیم و برای رسیدن به نتیجه عجله نکنیم.

فرهنگی ناقص: مبارزه با از این شاخه به آن شاخه پریدن

فرهنگ‌های متمدن امروزی دنیا، به انتخاب‌ها احترام می‌گذارند. این مساله کاملاً قابل درک است که انسان‌ها از سلایق گوناگون و ساختارهای مغزی متفاوت بهره می‌برند. همینطور انسان‌ها بر اساس تجربیات خود یعنی آزمون و خطا به علایق، سلایق و نقاط قوت خود پی می‌برند. آنها با آزمون و خطا پی می‌برند که کدام فعالیت، متناسب و همخوان با ساختار مغزیشان است، چرا که هنوز دستگاه و یا آزمونی نیامده که با صرف دقایقی زمان پی ببریم ما در چه زمینه‌ای قادریم تبدیل به یک فوق‌ستاره شویم. لازم است این توضیح را به شما بدهم که منشأ شکل گیری نقاط قوت در ما، یعنی همان فعالیت‌هایی که ما عاشقانه به آنها می‌پردازیم، از انجامشان احساس خستگی نمی‌کنیم و با پشتکاری ستودنی آنها را دنبال می‌کنیم، پیوند‌های سیناپسی در مغزمان می‌باشند. پیوندهایی که در هر فرد متفاوت‌اند.

توانایی متناسب با ساختار مغزی

به سادگی نمی‌توان خارج گود ایستاد و قضاوت کرد که آیا من به فلان زمینه‌ای که هیچ تجربه‌ و دانشی در مورد آن ندارم علاقه‌مند خواهم بود و یا در آن به موفقیتی سرشار دست پیدا خواهم کرد یا نه. آن زمانی که شما تصمیم به کنار گذاشتن نواختن پیانو گرفتید، چیزی می‌دانستید که در گذشته نمی‌دانستید. چیزی را تجربه کرده بودید و در شرایطی به‌سر برده بودید که قبلاً آن را نیازموده بودید. حتی احتمالاً دیگران نیز آنطور که باید شما را آگاه نکرده بودند، چرا که خودشان نوازنده نبوده‌اند، حتی روحشان هم از دشواری خواندن نُت‌های موسیقی، دشواری حرکت‌های متضاد دست و ایجاد یکپارچگی میان نُت‌ها، چشم و انگشتان هر دست باخبر نبوده. چطور است که به شما خرده می‌گیرند؟!

قضاوت دیگران؟

باز هم می‌گویم، دیگران لزوماً تخصصی در زمینه‌ی شیوه‌های عالی زندگی ندارند. آنها خودشان با هزاران مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند، در روابط خود دچار مشکل هستند، به سادگی نمی‌توانند به سازش و تفاهم دست پیدا کنند، درک سایرین برایشان دشوار است، همیشه در حال شکستن کاسه کوزه‌ها بر سر دیگران هستند، زندگی لذت‌بخشی ندارند، تجربیاتشان محدود است، به شکوفایی دست پیدا نکرده‌اند و حالا شما را محکوم می‌کنند! و عجیب است که من و شما به توصیه‌های بعضاً نابخردانه‌ی آنها گوش جان می‌سپاریم…! گرچه در اینجا نمی‌خواهم دیگران را مجرم بشمارم، اما لازم است بدانید آنچه غیر متخصصان و افراد عادی جامعه به شما توصیه می‌کنند، لزوماً شما را خوشبخت نخواهد کرد.

ما با فرهنگی ناقص و نا‌ آگاهانه به نام «مبارزه با از این شاخه به آن شاخه پریدن» روبرو هستیم. فرهنگی که پشتوانه‌ای جز محکوم کردن دیگران و یافتن مقصر ندارد. برای مردمان ما باورش سخت است بپذیرند مقصری وجود ندارد. برای دیگران سخت است بپذیرند که شما نیز درست مانند خودشان نیاز به تجربه دارید تا زمینه‌ها و حوزه‌های مورد علاقه و متناسب با ارتباطات سیناپسی مغزی خود را بیابید. ما با این فرهنگ ناقص از طرف بخش زیادی از غیر متخصصین روبروییم.

شکوفایی نبوغ و سیناپس

تجربیات گوناگون در «از این شاخه به اون شاخه پریدن»

از این شاخه به آن شاخه پریدن برای شما فوایدی خواهد داشت. در قسمت بعدی این مطلب به شما خواهم گفت که ممکن است «از این شاخه به آن شاخه پریدن» ریشه‌های دیگری نیز در شما داشته باشد که لازم است به دنبال ریشه‌کن کردنشان باشید، اما در اینجا می‌خواهم به اهمیت تجربیات گوناگونی که این موضوع برای شما به همراه خواهد داشت اشاره کنم. می‌خواهیم به نیمه پُر لیوان بنگریم. این بحث ارتباطی جامع و اصولی با شکوفایی نبوغ در شما خواهد داشت. توصیه می‌کنم قبل از ادامه بحث، به مقاله‌ی چگونه نابغه شویم سری بزنید، چرا که ارتباط بین این مباحث را بهتر و دقیق‌تر درک خواهید کرد.

تجربیات گوناگون و ارتقاء شخصیت

تجربیات گوناگون بر دانش و مهارت‌های عمومی ما می‌افزایند. همیشه تفاوتی عمیق میان کسی که برای مدتی هرچند کوتاه به نواختن یک ابزار موسیقی مشغول بوده با کسی که هیچ تجربه و دانشی در این زمینه ندارد وجود خواهد داشت. تجربه‌ی نواختن و آشنایی با نُت‌های موسیقیایی شما را با موضوعی اساسی به نام «هارمونی» آشنا خواهد کرد و «هارمونی» می‌تواند بر درک عمیق شما از معنای زندگی و برقراری تعادل در آن بیافزاید.

مطالعه‌ی فلسفه، آموختن یوگا، مطالعه زبان‌شناسی باستانی، نقاشی، ژیمناستیک، طبیعت گردی و هر تجربه‌ای که آن را برای مدتی بیازمائید و در آن به دنبال معنایی باشید، حتی اگر پس از مدتی آن را رها کنید بر قدرت شخصیتی شما خواهد افزود. شما پس از آن نگاهی تکامل‌یافته‌تر از دیروز به زندگی خواهید داشت. از تجربه کردن دست نکشید.

تجربه

تجربیات گوناگون و شکوفایی نبوغ

در بخش‌های زیادی از مطالب وب‌سایت که با شما در مورد شکوفایی نبوغ به صحبت نشسته‌ام تأکید کرده‌ام که شکوفایی نبوغ تقریباً در تمام موارد، در زمینه‌ای از نقاط قوت شما رخ می‌دهد. همچنان توصیه می‌کنم بحث شکوفایی نبوغ را از مقاله‌ی چگونه نابغه شویم و همینطور انقلاب نقاط قوت شروع کنید و تا آنجا که می‌توانید در میان مقالات گوناگونی که در میان بحث‌ها در اختیار شما قرار گرفته سرک بکشید. تضمین می‌کنم نه تنها چیزی از دست نخواهید داد، بلکه با مطالعه‌ی این مطالب از فرصت‌های خود در لحظات بعدی زندگی خود به درستی و به صورتی بسیار مؤثر بهره خواهید برد.

در مطلب دیگری که کمی جلوتر آن را به شما معرفی خواهم کرد به این موضوع اشاره کرده‌ام که تفاوتی عمیق میان استعدادها و نقاط قوت وجود دارد. استعدادها به وسیله‌ی آزمون‌های شخصیت شناسی قابل شناسایی هستند، اما نقاط قوت اینطور نیستند و آنچه در این میان و در راه شکوفایی نبوغ سرنوشت‌ساز است نقاط قوت شما هستند. راه شناسایی نقاط قوت نیز چیزی جز تجربه و آزمودن خود در شرایط گوناگون نیست.

شما برای اینکه بیابید در چه زمینه‌ای به صورت ذاتی خوب عمل می‌کنید و قادرید با سرعتی فزاینده همراه با عشق در آن رشد کنید نیازمند تجربه هستید. گاهی ممکن است اولین تجربه شما در سن ۱۸ سالگی نقطه قوت شما را آشکار سازد و از همان زمان در راه شکوفایی گام بردارید، و ممکن است سالهای سال در جستجوی گم‌کرده خود از این شاخه به آن شاخه سرک بکشید… آنچه مهم است یافتن گم‌کرده‌تان است. حتی اگر در سنین بالا نیز تنها یکی از نقاط قوت خود را بیابید آنقدر سریع و با اشتیاق در آن رشد خواهید کرد که در مدت کوتاهی به شکوفایی و رضایتمندی خواهید رسید. اگر می‌خواهید در راه شناسایی نقاط قوت خود بدون آزمون‌های شخصیت شناسی گامی مؤثر و عملی بردارید همین حالا سری به مقاله روبرو بزنید: تفاوت استعدادها و نقاط قوت 

معنای زندگی

مشکل کسانی که از این شاخه به آن شاخه نمی‌پرند

افرادی که تصمیمی جدی بر پشت‌کار دارند و هیچ توجهی به زمینه‌ای که قرار است در آن سخت کوش باشند نمی‌کنند با یک مساله‌ی جدی روبرو هستند که احتمالاً با آن کنار آمده‌اند. بعید است آنها به «بهترین» و یا «یک نابغه» تبدیل شوند. آنها اگر به زمینه‌ای بپردازند که در حوزه‌ی نقاط قوت‌شان قرار ندارد (یا خدای ناکرده در حوزه‌ی نقاط ضعف‌شان قرار داشته باشد)، هرچقدر تلاش و استقامت به خرج دهند تنها می‌توانند در آن حوزه خوب یا خیلی خوب شوند، اما هیچ‌وقت قادر نخواهند بود در آن زمینه به «عالی» یا «بهترین» تبدیل شوند.

نگاهی به مایکل جردن، ستاره تاریخ بسکتبال دنیا بیاندازید. درست قبل از اینکه وارد رشته بسکتبال شود یک ورزشکار حرفه‌ای به شمار می‌آمد، اما یک ورزشکار غیر موفق. او سالها بیسبال بازی می‌کرد، تمرینات سخت را برای مدت‌های طولانی دنبال می‌کرد، به مسابقات راه پیدا کرد و خوب بود، اما به هیچ عنوان «فوق‌العاده» نبود. اما همین که وارد بازی بسکتبال شد، همین که گم‌کرده خود را پیدا کرد و به سراغ چیزی رفت که مطابق ساختار مغزی و ذهنی او بود به شکوفایی دست پیدا کرد. اگر این تنها استقامت است که تنها فاکتور سرنوشت‌ساز است چطور با این مثال‌های بیشمار در تاریخ کنار بیاییم؟ همه‌چیز وابسته به انداره‌ی رویا و آروزی شماست. تا کجا می‌خواهید پیش بروید؟

تصمیم شما برای شکوفایی نبوغ چیست؟

تصمیم شما چیست؟ آیا فقط می‌خواهید در زمینه‌ای پیشرفت کنید و فقط به «خوب» تبدیل شوید؟ آیا قصدتان این است که مقداری پول درآورید، نام خود را موفق بگذارید و یک زندگی عادی رو به خوب را دنبال کنید؟ یا قصد دیگری دارید؟ اگر قصد دارید در زمینه‌ای به «عالی» و «فوق‌العاده» تبدیل شوید، اگر می‌خواهید همه نام شما را یک انسان موفق بگذارند و اگر می‌خواهید با اشتیاقی وصف نشدنی از خواب بیدار شوید، انقدر زود راضی نشوید. نقاط قوت خودتان را پیدا کنید، به انقلاب نقاط قوت بپیوندید و به یک فوق‌ستاره تبدیل شوید. در غیر این صورت بهتر است به هر قیمتی شده پیانو را ادامه دهید! با من در قسمت دوم این مطلب همراه باشید، چرا که بحثی سرنوشت ساز در انتظار شماست و حرف‌هایمان هنوز باقی مانده. این مطلب را از اینجا مطالعه کنید: از این شاخه به اون شاخه پریدن – قسمت دوم

همین حالا با دوستانتان به اشتراک بذارید
Recommended Posts
Showing 33 comments
  • Saba
    پاسخ دادن

    سلام و تشکر از مطالب جالبتون
    خیلی خوشحالم که با این مجموعه آشنا شدم
    امیدوارم که بتونم با دنبال کردن این مقالات و راهکارهای دقیقی که در اختیارم گذاشتید
    به هدف هایی که ترسیم کردم برسم
    مرسی که هستین

    • آرین سلیمانی
      پاسخ دادن

      سلام خدمت شما دوست و همراه خوب:)
      قسمت دوم این مقاله هم اکنون در اختیار شماست: بحثی سرنوشت ساز در مورد از این شاخه به آن شاخه پریدن

    • مجید
      پاسخ دادن

      سلام و تشکر از مباحث جالبتون
      خیلی خوشبختم که با این مجموعه آشنا شدم
      امیدوارم که بتونم با دنبال کردن این مقالات و راه های عملی و نظری که در اختیارم گذاشتید بتکنم بعضی مشکلات جاری و آتی ام رو حل کنم،ممنونم از شما

  • سحر
    پاسخ دادن

    مشکل اصلی ما اینه که فقط به آینده فکر میکنیم و میخوایم خیلی سریع به اون چیزی که تو فکرمون هست برسیم و به زمانی که باید برای پیشرفت و طی کردن زمان، برای رسیدن به اون چیزی که واقعا میخوایم بهش برسیم زیاد اهمیت نمیدیم و فقط داریم خیال پردازی کنیم…. همین

  • Saba01374
    پاسخ دادن

    خیلی مطلب جالبی بود
    دقیقا همینطوره بضی وقتا ما آدما کارایی رو میکنیم ک هیچ اطلاعاتی در موردش نداریم
    چقدر خوبه ک سعی کنیم استعداد های درونمونو پیدا کنیم.ممنون ازاینکه راهنماییم کردین

  • نرگس
    پاسخ دادن

    با سلام و عرض ادب و احترام

    بدون اغراق عرض کنم وقتی مقاله هاتون رو مطالعه میکنم اعتماد به نفسم زیاد میشه

    من به چند زمینه هنری علاقه زیادی دارم و احساس توانمندی میکنم تو همشون اما مشکل اینه زمان محدوده و نمیشه برای همشون وقت بذارم همش احساس میکنم دارم ازین شاخه به اون شاخه میپرم گاهی نقاشی گاهی خوشنویسی گاهی نجاری و گاهی گلسازی و دکوراتیو …متاسفانه تحصیلات دانشگاهیم هم هیچ ارتباطی با این هنرها نداره و بالاجبار چند سال از عمرمو پای اون گذاشتم فقط به خاطر محدودیت ها …اما الان تصمیم دارم فقط دنبال علایقم برم دلم میخاد همشون رو ادامه بدم اما فکر میکنم نمیشه همزمان به همشون بپردازم و به اون حد موفقیت مورد انتظارم برسم اما هیچوقت از انجامشون خسته نمیشم و هر روز ایده های جدیدی به ذهنم میرسه به نظر شما راهم اشتباهه ؟ و فقط باید یک رشته هنری رو انتخاب کنم و روش متمرکز بشم؟

    ممنونم از مقالات ارزشمندتون

    • آرین سلیمانی
      پاسخ دادن

      سلام خدمت سرکار خانم نرگس
      خوشحالم که این مقاله مورد توجه شما قرار گرفته و متشکرم از سوال ارزشمندی که مطرح کرده‌اید.

      اجازه بدید پاسخ خودم رو به سوالتون بدم:
      هیچ الزامی نیست تنها در به یک زمینه هنری بپردازید.
      بسیاری از هنرمندان را می‌شناسم که در حوزه‌های مختلفی از هنر مشغولند و هم‌زمان برای آنها وقت می‌گذارند. اتفاقا موفق‌اند و با مزیتی که نسبت به دیگران پیدا کرده اند، در برندسازی شخصی خودشون هم موفق‌تر بوده‌اند.
      مزیت هنرمندی که به چندین زمینه از هنر میپردازد این است که قادر است مفاهیم گوناگونی را با رنگ‌هایی مختلف (که در اینجا هنرهای گوناگون هستند) به تصویر کشد. من از نمایشگاه‌هایی در زمینه هنر دیدن کرده‌ام، اما هیچ‌کجا بیشتر از آنجا تحت تاثیر قرار نگرفته‌ام که ترکیبی از چند هنر به من ارائه شده.
      شاید آن دوران به سر آمده باشد که مخاطب، با دیدن صرفا یک نقاشی زیبا به وجد آید. مخاطبان شما چشمانشان پر است از تصاویر زیبایی که روزانه ۱۰۰ها بار در شبکه‌های اجتماعی می‌بینند. و حالا شاهکار شما می‌تواند چیزی باشد که نمی‌توانند آن را به سادگی تجربه کنند.
      وقتی مجسمه‌ای میسازید، برایش یک موسیقی می‌نوازید و آن را به بهترین شیوه رنگامیزی می کنید، ترکیبی بدون اغراق خارق‌العاده را به تصویر کشیده‌اید.

      از این بابت، با توجه به تجربیات خودم توصیه نمی‌کنم که تنها در یک شاخه از هنر پیش بروید. بگذارید شما را آزادانه هنرمند بخوانند. اما این موضوع را مد نظر داشته باشید که فرصت ما برای زندگی محدود است. قطعاً شاخه‌های بسیار زیادی در هر زمینه وجود دارند که ما فرصت کافی را حتی برای تجربه‌ی بسیاری از آنها نخواهیم داشت. از خودتان سوال کنید: کدام ۳ هنر را بیش از باقی هنر ها دوست دارم؟ آنگاه ۸۰ درصد فرصت خودتان را به این موارد اختصاص دهید و در ۲۰ درصد باقی زمانتان به هر هنری که می‌خواهید بپردازید. مطمئنم نتیجه‌ای فوق‌العاده بدست خواهید آورد. البته به شرطی که صبور باشید و زمانتان را مدیریت کنید.

      باز هم از شما نهایت سپاس رو دارم

      • نرگس
        پاسخ دادن

        سپاسگذارم از وقتی که گذاشتین و پاسخ دادین
        راهنماییتون واقعا شفاف و ارزنده بود

        ممنونم
        در پناه حق

  • Dexter
    پاسخ دادن

    مرسی از مقاله جالبتون به نظر من بقیه حق محکوم کردن ما را ندارند برای اینکه اگر خودشان را جای ما بزارن میفهمن چه حسی دارد
    با تشکر

  • امیررضا
    پاسخ دادن

    خیلی مطلب جالبی بود
    مشکل اصلی ما برای رسیدن به اون چیزی که واقعا میخوایم بهش برسیم اینه که زیاد اهمیت نمیدیم و فقط خیال پردازی کنیم.

  • سجاد افشار
    پاسخ دادن

    مقاله جالبی بود
    هرچه میکشیم از خیال پردازیه

  • میلاد کردی
    پاسخ دادن

    ازین شاخه به ان شاخه پریدن …راستش مشکل اصلی من و بسیاری از دوستان همین موضوع میباشد و هیچ وقت ثمره خوب و خوشی ندارد ….پریدن ازین شاخه به شاخه دیگرچه در کار تحصیل و کارهای کلان فرد باعث حتی تباهی میگردد …. پس بیایید قبل از اتمام یک شاخه به شاخه دگر نپریم و مطمئن باشین جواب این کار خود را میگیریم و به سعادت مد نظر در ان شاخه خواهیم رسیدودچار مشکلات روحی و افسردگی نخواهیم شدپس بییایید دست به دست هم برای ایرانی اباد پس از طی کردن یک فرایند به سراغ فرایند بعدی برویم وووو قطعا جوابش را میگیریم ….END

  • محمد شفیعی
    پاسخ دادن

    سلام
    مقاله بسیار جالب و مفیدی بود. تا به حال جایی ندیده بودم که به مزایای از این شاخه به اون شاخه پریدن پرداخته باشن و فقط به معایبش پرداخته بودند. ازتون تشکر میکنم که مطالب مختلف را از تمام جهات و بطور کلی بررسی میکنید و نه تک بعدی و فقط از یک جهت.

  • Fahjme
    پاسخ دادن

    سلام، مقاله اتون برای منی که خودم استاد بزرگ از این شاخه به اون شاخه پیدنم خیلی خوب بود، من هیچ وقت و تو هیچ زمینه ای موفق نبودم، و احساس میکنم نخواهم بود، چون من یکی دیگه از مشکلاتی که دارم عدم اعتماد به نفس هست که حتی باعث شده نتونم یه گواهینامه ی ساده رو بگیرم، هیچ وقت نتونستم کاری و درست انجام بدم و بت جایی و یا به هدفم و موقعیت مالی برسم… خیلی دردناکه برام زندگیم…

  • mahmood
    پاسخ دادن

    از این شاخه به ان شاخه رفتن هم می تواند مفید باشد و هم مضر .. یعنی اگر شما کار را نیمه رها کنید و چیزی در ان یاد نگیرید این شاخ به ان شاخه جز هدر دادن عمر چیزی نیست .. اما اگر در هر شاخه بتوانید خوب ماهر بشید … بازار کار خیلی خوبی هم پیدا خواهید کرد

  • فرشاد بهنیا
    پاسخ دادن

    سلام و تشکر بخاطر اینهمه توانایی در بیان و ارائه مطالب مفیدتون. راستس وقتی هر خط رو میخوندم بی اختیار مشتاق خواندن بقیه مطالب هم میشدم و تماما واقعا کارامد و مفید هستن امیدوارم افراد بیشتری این مطالب رو بخونن و ازشون استفاده کنند
    موفق باشید

    • آرین سلیمانی
      پاسخ دادن

      از لطف بسیار زیاد شما به این مطلب کمال تشکر رو دارم
      آرین سلیمانی

  • Mahyar
    پاسخ دادن

    به اعتقاد بنده قبل از تجربه گرایی و روی آوردن صرف به مکتب تجربه گرایی باید استعداد ذاتی و یا به تعبیر شما فعالیت های هم راستا با نرون های مغزی هر فرد کشف شود.که این مهم خودش مبحثی طویل و به شدت محتاج کارشناسی : از جمله نظام آموزشی
    فرهنگ سازی و رفتار والدین و مربیان تربیتی با تجربه و خبره
    تست های استاندارد روانشناسی و …
    حال وقتی با همه این داده ها تصمیم بر این شد که نوازندگی پیانو جزئی از مسیر موفقیت ماست به نظرم بی درنگ باید اقدام کرد و شجاعانه تجربه کرد.

    • آرین سلیمانی
      پاسخ دادن

      با تشکر از نظر پخته و خوش بیان شما
      وجود مخاطبانی چون شما باعث افتخار هست

  • hosein
    پاسخ دادن

    سایت شما بهترین سایتی هست که دیدم واقعا خسته نباشید

  • nayeb
    پاسخ دادن

    واقعاً مطالب تاثی گذاری بودن
    من همیشه سعی میکنم از این مطالب شما توی زندگیم استفاده کنم
    ممنون از شما آقای سلیمانی

  • علیرضا طاهری
    پاسخ دادن

    مقاله ی خیلی جالبی بود . مرسی از سایت خوبتون *_*

  • پاسخ دادن

    واقعا عالی بود واقعا کمکم کرد ممنونم

  • فریناز
    پاسخ دادن

    به نظرمن بايدزمينه اى كه دراون استعدادكافى روداراهستيم،پيدابكنيم واون روبه عنوان هدف قراربديم.دراين صورت هيچ وقت به اصطلاح ازاين ساخه به اون شاخه نرفته و هدف روشنى پيش رومون داريم.
    نکته ای که بهش اشاره‌کردید موشکافانه‌بود.
    اینکه از این شاخه به اون شاخه پریدن میتونه به ما کمک کنه تا استعداد یا به قول شما نقاط قوت خودمون رو پیدا کنیم

  • پاسخ دادن

    ممنون بابت زحمت و و زمانی که برای این مقاله ارزشمند گذاشتید
    واقعا مفید و جالب بود

  • Mohsen
    پاسخ دادن

    سلام
    ممنون از مقاله خوبتون
    چقد خوبه اطلاعاتمونا بیشتر کنیم و درمورد چیزی که اطلاع کافی نداریم به کسی مشاوره ندیم همچنین از کسانی که اطلاعات درستی ندارند هم مشاوره نگیریم

  • Saleh
    پاسخ دادن

    با سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده محترم متن بسیار عالی بود و به زبان ساده و روان جوری که همه متوجه شوند نوشته شده بود

  • حورا
    پاسخ دادن

    سلام خداقوت روزتون بخیر مقاله واقعا متفاوتی بود و دیدگاه جدیدی رو ارایه میداد بخاطر ب اشتراک گذاشتن همچین مقاله ارزشمندی ازتون ممنونم منم خیلی از بچگی کارای مختلف رو تجربه میکردم و از این شاخه ب اکن شاخه پریدنای زیادی داشتم و بالاخره فهمیدم نویسندگی و سخنرانی کاراییه که هم توشون استعداد دارم و هم خسته نمیشم از انجامشون ولی پشتکار حس میکنم خیلی ندارم من از دوازده سیزده سالگی کتابای روانشناسی و موفقیت میخوندم و بیش از دویست جلد کتاب در این زمینه مطالعه کردم به علاوه شرکت در سمینار ها و …..و اطلاعات زیاد و بیان و قلم خوبی دارم ولی وقتی شروع ب نوشتن میکنم نمیتونم اروم بگیرم همه چیزایی که میخام بنویسم با سرعت زیاد تو مغزم پردازش میشن و تا بخام رو کاغذ بیارمشون و ترتیبشونو درست کنم طول میکشه و دیگه ادامه نمیدم خیلی دوس دارم دیدگاه های خودمو به شکل مقاله و کتاب بنویسم ولی وقتی شروع میکنم بخاطر ناهماهنگی بین سرعت خیلی زیاد افکارم و سرعت کم نوشتن و مرتب کردنشون حوصله ام سر میره و از طرفی کمال گرام بطور شدید جوری که میخام توی یه مقاله یا کتاب همه اطلاعات و دیدگاه های متفاوتی ک دارم یه موضوع دارمو بنویسم که نمیشه
    مقاله تتون واقعا بی نظیره و خیلی برا من کمک کننده ان مرسی

    • آرین سلیمانی
      پاسخ دادن

      سلام خدمت دوست خوب و عزیزم
      از قلم و نوشتن شما کاملا مشخصه که استعداد و توانایی بسیار زیادی در این حوزه دارید.
      این رو باید بگم که سخنرانی و نویسندگی دو شغل بسیار پر درآمد در دنیای امروز هستن و واقعا افسوس میخورم که از این توانایی ها به بهترین شیوه استفاده نمی‌کنید.

      شما باید راهش رو پیدا کنید. راهی پیدا کنید تا استقامت داشته باشید. احتمال میدم دچار کمی اضطراب هستید که توصیه میکنم بابت حل اون حتما حتما با روانشناس مشورت کنید. الان روش‌های بسیار جدیدی از جمله بایوفیدبک برای حل مشکلات اینچنینی اومده که به وسیله‌ی امواج مغناطیسی، اثرات یوگا و مدیتیشن رو روی شما باقی میگذارن.

      یک توصیه هم براتون دارم. اگر مایل بودید میتونید تا ۲۸ مهرماه اقدام به ثبت‌نام در کارگاه کتاب نویسی من کنید تا در کنار هم به صورتی تضمین شده، کتاب خودتون رو در ۳۰ روز به نگارش در بیارید.
      برای شما پیشنهاد ویژه‌ای خواهم داشت (۵۰٪ مبلغ پرداختی، روز ثبت نام به شما برگردانده خواهد شد). اونجا در کنار هم هستیم تا بر همین مشکلات غلبه کنیم. شما دانش بالایی دارید.

      برای ثبت نام میتونید از لینک زیر اقدام کنید:
      https://evand.com/events/book-writing

      خلاصه چیزی که میخوام به شما بگم این هست: از مسیر حرفه‌ای خودتون دست نکشید و علاوه بر اون، کارهای بزرگ انجام بدید. کتاب بنویسید، فایل ویدیویی ضبط کنید، فایل صوتی منتشر کنید، کارگاه برگزار کنید و…
      اگر مایل بودید میتونید در این رابطه از همین طریق با من بیشتر در ارتباط باشید

  • محمد
    پاسخ دادن

    عالی بود

  • حورا
    پاسخ دادن

    سلام ظهرتون بخیر بخاطر راهنمایی ها و لطفتون بی نهایت ازتون ممنونم بسیار مایل ب شرکت در این کارگاهم ولی امکان شرکت حضوری در تهران رو ندارم امکان اموزش غیرحضوری ایا وجود داره ؟ متشکرم از راهنماییتون

    • آرین سلیمانی
      پاسخ دادن

      سلام خدمت شما دوست خوب. درحال حاضر امکان شرکت به صورت غیر حضوری در این کارگاه وجود نداره. اما این اطمینان رو به شما میدم که به زودی این امکان فراهم خواهد شد.
      توصیه میکنم برای درجریان قرار گرفتن در مورد کارگاه غیر حضوری، عضو خبرنامه سایت شوید. ما اسپم ارسال نمیکنیم 🙂

      برای عضویت در خبرنامه در قسمت انهایی سایت اقدام کنید دوست خوبم

  • آیت الکرسی
    پاسخ دادن

    سلام. از این شاخه به اون شاخه پریدن و راهکار های برنخوردن به این مشکل چیزیه که میتونه آینده کشوررو متحول کنه.از مقاله خوب و جامع تون ممنون.

Leave a Comment